درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : جواد قربانی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
روانشناسی و مشاورهای روانشناسی
سه شنبه 14 مرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       
درمان های روانشناسی


 

 

درمانهای روانشناختی مختلفی در دنیا وجود دارند که ازجمله مهترین آنها شامل موارد زیر می شود:


1-درمان روانکاوی:           

   این نوع درمان یکی از معروف‌ترین رویکردهای درمانی است که توسط زیگموند فروید بنیان نهاده شده است و هدف اصلی آن این است که به افراد کمک کند به تعارض‌های ناخودآگاهی که براساس آرزوهای برآورده‌نشده کودکی پدید آمده‌اند و به شکل علایم بروز می‌کنند، بینش پیدا کند، و به الگوهای بالغ بیشتری از تعامل و رفتار دست یابد.
در مانگری که روانکاوی می کند یا روانکاو در صحبت‌های افراد به دنبال کشف الگوها یا رویدادهای مهمی در گذشته است که ممکن است در مشکلات فعلی بیمار نقش داشته باشند می‌گردد.
با وجودی که انتقادات زیادی از این روش درمان به عمل آمده و بسیاری آن را پرهزینه، زمانبر می‌دانند امّا این روش دارای مزایایی است. درمانگر محیط غیرانتقادی، راحت و همدلانه‌ای را فراهم می‌سازد که شخص مراجعه‌کننده، خود را برای نشان دادن و آشکار ساختن احساسات یا اعمالی که به استرس یا تنش در زندگیش انجامیده، راحت حس می‌کند. در حال حاضر یک مکتب روانکاوی وجود ندارد، بلکه از زمان فروید تا کنون که موسس این مکتب است، مکاتب مختلفی در این زمینه ایجاد شده است که ممکن است با درمان روانکاوی سنتی فروید تفاوت زیادی داشته باشند .


2-درمان شناختی- رفتاری :


رویکرد شناختی- رفتاری به درمان یکی از رایج ترین رویکردهای درمانی روانشناسی است. درمان شناختی رفتاری مرکب از دو شیوة درمانی مؤثر شناختی و رفتاری، یک درمان کوتاه مدت است معمولاً کم هزینه تر از سایر گزینه های درمانی است. درمان رفتاری شناختی بر پایه این تصور کلی که رفتارها و الگوهای فکری منفی متغیر تأثیر بسزائی بر عواطف شخصی دارد قرار گرفته است و هدف درمان شناختی رفتاری آموزش این نکته به افراد است که با وجودی که آن ها نمی توانند بر تمام جنبه های دنیای پیرامونشان کنترل داشته باشند امّا می توانند چگونگی تعبیر و تفسیر و پرداختن به چیزهایی که در محیط شان وجود دارد را کنترل کنند . درمان بر کمک به بیماران در پرداختن به یک مشکل خاص تمرکز دارد. در خلال دوره درمان، فرد یاد می گیرد که چگونه الگوهای فکری مخرّب یا مزاحمی که دارای تأثیرات منفی بر روی رفتارش هستند راشناسایی کند و تغییر دهد.
درمان شناختی رفتاری برای درمان طیف وسیعی از اختلالات، از جمله اضطراب، هراس ها، افسردگی، اعتیاد و انواع رفتارهای ناسازگارانه مورد استفاده قرار گرفته است.


3- درمان شناختی :               


درمـان شناختی،توسط «آرون بک» برای درمان افسردگی ایجاد شد. این درمان تحت فرضـیه ای عمل می کند که افکار ، عقـاید ، نگرش و گرایشات ادراکی بر چیزی که احساسات تجربه خواهند شدود همچنین برشدّت آن احساسات اثر خواهد گذاشت. هدف آن این است که به افراد کمک کند تا شناسایی و کنترل روش های منفی یـادگیری را یـاد بگیـرند ، سپس این گرایش را تغـییردهند و به روش واقعی تری فکر کنند.
این شکل درمان حمایت تحقیقی قابل ملاحظه ای را مخصوصاً با توجه به افسـردگی دریافت کرد.


4- درمان رفتاری:                 


رفتار درمانی کاربرد اصول یادگیری برای تغییر رفتار ناسازگار و نامطلوب است. رفتار درمانگران دقیقا با این مساله مواجهند که مراجع چگونه فرا گرفته است، یا فرا می‌گیرد؟ چه عواملی یادگیری او را تقویت می‌کنند و تداوم می‌بخشند؟ و چگونه می‌توان فرایند یادگیری او را تغییر داد، تا چیزهای بهتری را جایگزین رفتارهای نامطلوب خویش کند؟ هدف اصلی درمان آن است که ارتباطهای نامطلوب میان محرک و پاسخ به نحو مطلوبی تغییر یابند. انتظار از رفتار درمانی ، در واقع تغییر رفتار نامطلوب است.
درمان رفتاری برای طیف وسیعی از اختلالات نتیجه بخش بوده است . این اختلالات شامل اختلال های اضطرابی ، افسردگی ، جنسی ، اختلال های رفتاری کودکان ، استرس ها واختلال در روابط زناشویی و … می شود .



5-گروه درمانی:                


گروه درمانی شکلی از روان درمانی است که در آن، دو یا بیشتر از دو فرد با یک یا چند درمانگر یا مشاور کار می‌کنند. این روش، روش متداول و جا افتاده‌ای است که در آن، اعضای گروه می‌توانند از تجربیات دیگران آگاه شده و از آن‌ها درس بگیرند. این روش نسبت به روان درمانی فردی، هم از نظر هزینه‌ای با صرفه‌تر است و هم در برخی موراد موارد اثربخش‌تر به نظر می رسد.
گروه درمانی معمولاً برای کسانی که از بیماری ذهنی یا مشکل رفتاری رنج می‌برند، مفید است همچنین ، گاهی فضایی را برای گردآمدن افرادی که در حال حاضر درگیر مشکل مشابهی هستند و یا در گذشته به مشکل مشابهی گرفتار بوده و اکنون نجات یافته‌اند، فراهم می‌سازد. اعضای گروه می‌توانند با پشتیبانی عاطفی همدیگر، رفتارهای تازه‌ای را تجربه کنند.


6-درمان فردی:                   

آلفرد آدلر مفاهیم روان شناسی فردی را مطرح ساخت . در درمان فردی ، سلامت روانی شخص به وسیلة میزان علاقة اجتماعی او سنجیده می شود و هدف از بهداشت روانی ایجاد تعادل اجتماعی در خانواده وجامعه می باشد . درمان در این نوع درمان، نوعی فرآیند یادگیری است و در طی آن به مراجعان آموزش داده می شود تا ادراک ، انگیزه ها و اهداف خود را تغییر دهند . هدف درمان آن است که مراجعان به افکار نادرست و اهداف غیر واقعی خود پی برند و اهداف ، مفاهیم و نگرشهای جدیدی را جایگزین آنها نمایند .



7-درمان های انسان گرایانه:


درمان انسانگرایانه توسط کارل راجرز ایجاد شد. هر چند درمانهای انسان گرا دارای انواع گوناگونی است با این حال همگی بر گرایش طبیعی فرد به رشد و خودشکوفایی تاکید دارند و اختلالهای روان شناختی را برخاسته از اختلال در فرایند دستیابی به توانمندی های بالقوه شخص ، بر اثر شرایط یا دخالت کسانی (پدر و مادر، معلم ، خواهر یا برادر) می دانند. که سعی دارند رشد شخص را به زمینه هایی که خودشان می پسندند هدایت کنند.
هدف درمانگران انسانگرا این است که برای شخص کشف اندیشه ها و هیجانهایش را تسهیل کنند و برای دستیابی به راه حلهای خود به او کمک کنند.


8-گشتالت¬درمانی:           


گشتالت درمانی توسط فردریک پرز ایجاد شد. در این درمان که نگرش مثبتی به ماهیت انسان دارد، افراد تشویق به آگاهی یافتن و به‌کار بردن تمام ظرفیت هیجانی خود می شوند. به نظر میرسد که این رویکرد، مخصوصا برای افرادی که نسبتا باز و بی پرده و بیش از حد روشنفکر هستند، مفید باشد؛ زیرا که بر آزادی‌های حال مراجع، نسبت به استبداد گذشته تاکید می-کند.
محدودیت عمده گشتالت¬درمانی، دامنه نسبتا محدود تعداد مراجعان است که چنین درمانی برای آنها قابل اجرا است. این محدودیت نشات گرفته از چند عامل زیر است:
نقش مواجههگر مشاور
شدت تجربه هیجانی مراجع در درمان فلسفه فردگرایی بسیار شدید که به نظر میرسد هر نظام اجتماعی و روش زندگی دیگر را حقیر می شمارد .


9- درمانهای وجودی:


بنیانگذار این درمان "رولو می" می باشد.درمان وجودی عمدتاً به شناختن دنیای ذهنی درمانجویان اهمیت می دهند تا به آنها کمک کنند به آگاهی و گزینه های تازه ای برسند. تمرکز روی شرایط فعلی درمانجویان است نه روی کمک کردن به آنها در بازیابی گذشته خویش.
درمان وجودی از درمانجویان می خواهد روشهای زندگی نکردن به صورت کامل و اصیل را تشخیص داده و انتخابهایی بکنند که به آنها کمک کنند که به چیزی تبدیل شوند که قابلیت آن را دارند. هدف درمان این است که به درمانجویان کمک شود به سمت اصالت پیش بروند و تشخیص دهند چه موقعی خود را فریب می دهند.


10-درمانهای زیست-پزشکی:

 
درمان زیست پزشکی اصطلاحی کلی برای هر شکلی از درمان روانشناختی که مبتنی بر فنون زیست شناختی است، می باشد.
دارو درمانی، جراحی روانی و درمان با ضربهٔ الکتریکی تشنج آور که از سوی روان پزشک تجویز می‌شوند، در حوزه این درمان قرار می گیرند.
این الگو معتقد است که اختلالات، بیماری بدن است.کسانی که از این الگو طرفداری می کنند معمولا با اختلالات به صورت یک بیماری برخورد می کنند.آنها نشانه های گوناگون یک اختلال را با هم در یک نشانگان منسجم گروه بندی می کنندو سبب شناسی یا علت آن نشانگان را با بررسی چهار علت احتمالی جستجو می کنند:1-میکرب ها،2-ژنها،3-زیست شیمی فرد بیمار،و 4-کالبد شکافی اعصاب.وقتی که به سبب شناسی پی برده می شود چند درمان زیستی معمولا دارو ،که به علت حمله پی می برند جستجو خواهند شد تا از این راه اختلالات را برطرف کنند.



11-خانواده درمانی:  


در این نوع درمان آموزش ، پیشگیری و درمان برای کمک به خانواده ها ، کل خانواده را دربرمی گیرد. برای حل مشکل خانواده یا یکی از اعضا آن کل سیستم خانواده مورد توجه قرار می گیرد و تلاش می شود علل بروز و عوامل تشدید کننده مشکل در داخل خانواده و در نوع روابط اعضا با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد. این شیوه از درمان مبتنی بر رویکرد سیستمهاست و معتقد است زمانی می توان به رفع یک مشکل نائل شد که از نیروی تک تک اعضا استفاده کرد و عوامل تنش زا را مرتفع ساخت.2-13


12- زوج درمانی:       

اغلب درمانگرانی که با زوج ها کار می کنند از اصطلاح «زوج درمانی» استفاده می کنند.
زوج درمانی ممکن است به وسیله روان پزشکان، روان شناسان، مددکاران اجتماعی، پرستاران روان پزشکی، مشاوران روحانی و خانواده درمانگرانی که دوره های مخصوص این کار را دیده اند و تحت نظارت برای انجام آن تعلیم یافته اند، انجام شود. فرض درمانگری که در این حوزه کار می کند، این است که ناراحتی و ناشادمانی که یک زوج با آن روبه رو هستند، چیزی بیش از مشکلات و علایم شخصی آنهاست. زوجی که به درمانگر مراجعه کرده اند ممکن است در مورد فاصله گیری عاطفی، نزاع بر سر قدرت، اشکال در ارتباط برقرار کردن، حسادت، خیانت و عدم ارضای جنسی و خشونت شکایت داشته باشند. درمانگر به زوج کمک می کند که زندگی مشترک شان را مورد بررسی قرار دهند و تصمیم بگیرند که چه تغییراتی لازم است. آنها سعی می کنند سوء تفاهم های دوجانبه، انتظارات غیرمعقول، و تصورات بیان نشده ای را که باعث تداوم تعارض میان آن دو می شود، برطرف کنند.
نکته ای که می توان گفت این است که در اغلب موارد زوج درمانی و درمان فردی با هم ترکیب می شود. همچنین در صورتی که خشونت خانوادگی شدیدی وجود داشته باشد، ممکن است زوجین را به صورت جدا از هم درمان کرد.

بازگشت به وبلاگ روانشناسی گندم

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : روانشناس، گشتالت درمانی پرلز، 
برچسب ها : درمان روانکاوی، درمان شناختی- رفتاری، درمان شناختی، درمان رفتاری، گروه درمانی، درمان فردی، درمان های انسان گرایانه،
لینک های مرتبط :
روانشناسی در مقایسه با علوم دیگر و معرفی گرایش ها

روانشناسی در مقایسه با علوم دیگر:

سوال اساسی که برای بسیاری افراد پیش می‌آید، این است که روان‌شناسی و روان‌پزشکی یا مشاوره چه تفاوتی با یکدیگر دارند. این تفاوت باید شناخته شود چون عدم شناخت آن، ممکن است ما را دچار سرگردانی کند .

در اینجا به معرفی چند رشته که شباهت زیادی با روانشناسی دارند و بررسی تفاوت آنها با این رشته می پردازیم.

روانپزشک:
1-دارای درجه دکتری پزشکی به اضافه دوره تخصصی روان‌پزشکی است.
2-روانپزشک بعد از اخذ مدرک پزشکی و اتمام دوره کارورزی طب عمومی، یک دوره رزیدنسی سه تا چهار ساله ، آموزش روانپزشکی می بینند.
3-روان‌پزشکان می‌توانند برای بیماران دارو تجویز کنند.

مشاور :
1-دارای حداقل چهار سال آموزش دانشگاهی در رشته های مشاوره
2-مشاوران اغلب با افراد بهنجار یا نسبتأ نا سازگار کار می کنند . به عقیده تیلر (1969) مشاوره خاص اشخاص بهنجار می باشد که در زمینه های مربوط به رشد و توسعه توانائیهای بالقوه خود مشکل دارند. در موارد ی که مددجو گرفتار پریشانی جدی نشده است و مشکلات او نیز از نوع مسائل و مشکلات افراد بهنجار می باشد .
3-حوزه‌های تخصصی شامل ازدواج، مشاوره خانواده، مشاوره تحصیلی و مشاوره اجتماعی می‌باشد.


مددکار اجتماعی:
1-دارای تقریباً 2 سال آموزش دانشگاهی به همراه تکمیل دوره دستیاری و تجربه کار زیر نظر روان‌شناس یا مددکار اجتماعی.
2-برخی مددکاران اجتماعی ممکن است دارای مدرک کارشناسی ارشد در امور اجتماعی بوده و یا تجربه کارهای بالینی زیر نظر روان‌شناسان و دیگر متخصصان را داشته باشند.
• سرپرستار روان‌پزشکی:
1-دارای درجه کارشناسی ارشد یا بالاتر در پرستاری سلامت روانی یا روان‌پزشکی هستند.
2-سرپرستار روان‌پزشکی می‌تواند به ارزیابی بیمار و تشخیص اختلال بپردازد و نتیجه را به روان‌پزشک گزارش کند.
3-روان‌پزشک می‌تواند برخی از روان درمانی‌ها را به سرپرستار روان پزشکی محوّل کند.
4-سرپرستار روان‌پزشکی به عنوان پرستار متخصص بالینی در مکان‌های مختلف نظیر بیمارستان‌ها، درمانگاه‌های خصوصی، اورژانس‌های روان‌پزشکی و مراکز درمان اعتیاد و سوء مصرف مواد کار می‌کند.


مهمترین گرایشها و حیطه های تخصصی در روانشناسی:


از زمانی که روان شناسی به عنوان یک علم مستقل مطرح شده است، روان شناسان در زمینه موضوعات خاص، پژوهش های فراوانی به عمل آورده اند، به گونه ای که امروزه شاهد شاخه های مختلف روان شناسی هستیم.
متداول ترین شاخه های روان شناسی عبارت است از:


1-روان شناسی رشد و کودک:
روان شناسی کودک به مطالعه مستمر رشد از زمان تشکیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد. موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شکل گیری شخصیت کودک، چگونگی رشد بدنی، ذهنی ،عاطفی، کلامی، اجتماعی ، حسی و حرکتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی کودک و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

2-روان شناسی شخصیت :
در این شاخه از روان شناسی ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراکی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

3-روان شناسی اجتماعی:
روان شناسی اجتماعی ازتعامل فرد و اجتماع، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می کند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تکوین بازخوردها و تغییر نگرشها و نقش رسانه های جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد.

4-روان شناسی بالینی:
این رشته از روان شناسی ویژگی های شخصیتی، اختلالات عاطفی و مشکلات رفتاری افراد را با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی مورد بررسی و درمان قرار می دهد.


5-روان شناسی کودکان استثنایی:
روان شناسی کودکان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حرکتی، شناختی و اجتماعی کودکان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، کودکان معلول جسمی- حرکتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و کودکان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه از روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و روش های اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می کند.

6-روان شناسی تربیتی
این رشته از روان شناسی تلاش دارد اصول، قوانین و یافته های روان شناسی و شاخه های مختلف آن را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفکر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و کاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.


7-روانشناسی قانونی
روانشناسانی که در این حوزه فعالیت می کنند اصول روانشناختی را در جنبه های قانونی به کار می بندند. از جمله این فعالیت ها می توان به مطالعه رفتارهای مجرمانه و درمان انها و یا کار در دستگاه های قضایی اشاره کرد.


8-روانشناسی صنعتی و سازمانی
روانشناسان این رشته اصول روانشناختی را در جنبه های مختلف محیط کار مثل بهره وری و رفتار به کار می بندند. برخی از این روانشناسان در زمینه هایی مانند عوامل انسانی، ارگونومی(شرایط محیط کار)، و تعامل بین انسان و کامپیوتر کار می¬کنند. پژوهش این شاخه به عنوان پژوهش کاربردی شناخته می شود زیرا در پی حل مسائل و مشکلات دنیای واقعی است.


9-روان شناسی مدرسه (آموزشی)
روان شناسان این رشته در قالب سیستم آموزشی فعالیت می¬کنند و به کودکان در زمینه های اجتماعی، عاطفی و درسی کمک می نماید. این روانشناسان با معلمان، والدین و دانش آموزان برای یافتن راه حلهای مسائل درسی، اجتماعی و عاطفی همکاری می کنند. اغلب روانشناسان مدرسه در مدارس ابتدایی و راهنمایی فعالیت می کنند ولی بعضی از آنها نیز در کلینیک های خصوصی، بیمارستانها و دانشگاه ها کار می کنند. برخی دیگر از آنها خصوصاٌ آنهایی که درجه دکترا در این شاخه دارند، به عنوان مشاور به فعالیت خصوصی می پردازند.


10-زیست روانشناسی (نوروسایکولوژی)
این شاخه روانشناسی با عناوینی از قبیل روانشناسی اعصاب و روانشناسی زیست شناختی شناخته می شود. زیست روانشناسان به مطالعه رابطه بین مغز و رفتار، مانند اینکه چگونه مغز و سیستم اعصاب بر روی تفکرات، حالتها و احساسات تأثیر می گذارند می پردازند. این شاخه را می توان به صورت ترکیبی از روانشناسی و علم اعصاب در نظر گرفت.


11-روانسنجی
به مطالعه و بررسی چگونگی سنجش و اندازه گیری ویژگی های روانی می پردازد.


12-روانشناسی سلامت
روانشناسی سلامت عبارت است از شناسایی رفتارها و سبک‌های زندگی فردی که بر سلامت جسمی یک فرد تاثیر می‌گذارند. پیشگیری و درمان بیماری، شناسایی عوامل خطرزایی که با بیماری مرتبط است، بهبود بخشیدن به نظام‌های مراقب بهداشتی از طریق شناسایی تمرین‌ها خوب و شکل دادن به افکار عمومی، در جهت سلامت مردم کمک کرده است.

بازگشت به وبلاگ روانشناسی گندم

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : روانشناس، 
برچسب ها : روانشناسی در مقایسه با علوم دیگر:، روانپزشک، مشاور، • مددکار اجتماعی:، مهمترین گرایشها و حیطه های تخصصی در روانشناسی:، 1-روان شناسی رشد و کودک:، روان شناسی شخصیت :،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 مرداد 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       
روانشناس کیست؟


روانشناس کسی است که رفتار، شخصیت، روابط بین فردی، یادگیری و انگیزش را در انسان به شکل حرفه ای مورد بررسی قرار می دهد. او از یک طرف رابطه بین عملکرد مغز و رفتار را بررسی می کند و از سوی دیگر ارتباط بین محیط و رفتار.
در عرصه‌ی روان‌شناسی، به فردی می‌توانیم عنوان روان‌شناس را اطلاق نماییم که دست‌کم در یکی از رشته‌های روان‌شناسی، دارای مدرک کارشناسی یا بالاتر باشد. روان‌شناسان به‌طور حتم آموزش‌های لازم در زمینه‌ی مسائل مشاوره‌ای و یا روان‌شناسی بالینی را دیده‌اند و زیر نظر اساتید مجرب، دوره‌ی کارورزی را گذرانده و مهارت‌های لازم را کسب کرده‌اند
در بسیاری از کشورهای دنیا، افراد و خانواده‌ها مراجعه به روانشناس را برای خود ضروری می‌دانند. به نظر می‌رسد در ایران هنوز هم برخی از افراد به‌رغم نگرانی و استرس‌های فراوانی که دارند، حاضر به صحبت با یک روانشناس و مشاور نیستند.
فکر می کنید چرا؟
به خاطر هزینه های جلسات مشاوره؟ نداشتن وقت؟
کمی عمیق تر شویم چه دلایل مهمتر دیگری وجود دارد که مانع رفتن ما به سمت روانشناس و روانشناسی می شود؟
باورهای ما درسته؟
اینکه ممکن است تصور می کنید افرادی پیش روانشناس می روند باید حتما شرایط خاصی داشته باشند مثلا دیوانگی ؟ یا خود روانشناسان دچار مشکل هستند؟

 

به طور کلی برخی باورهای غلطی که در ارتباط با روانشناس وجود دارد، شامل موارد زیر می شود:


1– روانشناسان خودشان دیوانه‌اند!

این هم یک باور غلط شایع در میان مردم است که به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا که اگر ما بخواهیم یک حکم کلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم که تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات کنیم.
ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل که اشخاصی که در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی کار می‌کنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.
روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.


2- ما خودمان روانشناسیم!
بله این جمله‌ای است که کارل راجرز، یکی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت که هر کس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی که پیش می‌آید این است: پس چرا همه روزه تعداد کثیری از مردم به کمک و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل که همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود کنیم اما به شرطی که شخصی  راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی کند.
برای حل مشکلات شخصی هم ما نیاز به کمک یک روانشناس زبده داریم که نه برای ما بلکه با ما حرکت کند تا به حل مشکلاتمان نائل شویم ..

 

 

وظیفه روانشناس چیست؟


روانشناس چگونه عمل می کند؟ آیا فقط باید به صحبتهای ما گوش بدهد؟ یا راهکاری هم ارایه بدهد؟ این راهکار ها در چه سطحی می تواند باشد؟
برای اینکه بتوانیم به این سوالات پاسخ بدهیم ، بهتر است با سه فعالیت اصلی روانشناسان آشنا شویم.
1-راهنمایی :
راهنمایی در عرصه روانشناسی سه کاربرد وسیع دارد : 1) راهنمایی آموزشی 2) راهنمایی شغلی 3) راهنمایی کودک.
در این روش معمولا مراجعه کننده سوالاتی دارد که روانشناس به آنها پاسخ میدهد و در موارد لازم توصیه هایی میکند که از سوی مراجعه کننده پذیرفته میشود، لذا برای حل مشکلات اساسی و پیچیده روانشناختی شیوه مناسبی نمی باشد .
2-مشاوره :
فرایندی فعال و پویاست که درآن روانشناس در تجربیات مراجعه کننده خود شریک شده و به او کمک میکند تا با بازبینی مسائل خود، تصمیمات موثر و کارآمد را انتخاب نماید نه اینکه روانشناس آنها را نصیحت کند و بگوید که چه بکنند و یا چه نکنند.
3-روان درمانی :
عمیق ترین نوع مداخلات روانشناختی میباشد که در زمینه اختلالات و بیماریهای روانی بکار گرفته می شود. رواندرمانی فعالیتی هدفمند ، تخصصی و بسیار ظریف است که نیازمند آموزش ، هنر درمان ، مهارت و تسلط خاص میباشد . مانند رواندرمانی وسواس یا افسردگی. نکته قابل ذکر اینست که مداخلات روانشناختی و اثر بخشی آنها در یک جلسه امکان پذیر نبوده و نیازمند سلسله جلسات مستمر می¬باشد، حتی در بسیاری از موارد، جلسات پیگیری بعد از اتمام دوره نیز لازم و ضروری است. لذا نگرش پزشکی به فعالیت روانشناسان بدینصورت که پس از یک معاینه نسخه ای به صورت دستورات درمانی ارائه گردد و در یکی دو جلسه ختم یابد مسلما دیدگاهی غیر علمی و غیرروانشناختی میباشد.

 

چه زمانی مراجعه به روانشناس ضروری می شود؟


وقتی احساس می کنیم داریم سرما می‌خوریم چه کاری انجام می دهیم؟
معمولا سعی می‌کنیم با استفاده از یک قرص سرما خوردگی، مصرف نوشیدنی‌های گرم، ویتامین ث و استراحت، به بهبودی خود کمک کنیم
ولی اگر بهبودی حاصل نشد به پزشک معالج رجوع می‌کنیم درسته؟
مسایل روانی هم به همین ترتیب است . تشخیص اینکه چه زمان مراجعه به روانشناس ضروری می‌شود به عهده خود ما است، یعنی زمانی که ما نیاز به کمک تخصصی را در خود احساس می کنیم سراغ روانشناس یا روانشناسی می رویم. این نکته به این معنی است که ما توان تشخیص داریم و می‌دانیم که با مساله‌ا‌ی مواجه ایم که برای حل آن، نیاز به کمک یک متخصص داریم.

بازگشت به وبلاگ روانشناسی گندم

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه






نوع مطلب : روانشناس، 
برچسب ها : روانشناس کیست، وظیفه روانشناس چیست؟، چه زمانی مراجعه به روانشناس ضروری می شود؟،
لینک های مرتبط :
شنبه 10 خرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       
پنجشنبه 8 خرداد 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

11 نکته نهفته در ازدواج که نمی دانستید

11 نکته نهفته در ازدواج که نمی دانستید

اگر درباره ی ازدواج ترس دارید و نگرانید در این لحظه پیشنهاد می کنیم چند نفس عمیق بکشید و مطالب زیر را با آرامش بخوانید و با فهمیدن نکات مثبتی که در ازدواج حاصل می شود ، لذت ببرید .

بن افلک زمانیکه در مراسم اسکار سال گذشته در مورد ازدواج خود با جنیفر گارنر صحبت می کرد گفت : ازدواج خوب است. ازدواج بهترین کاری است که هر شخصی باید در زندگی اش انجام دهد .
ازدواج هم یکی از کارهای ضروری در زندگی می باشد که همه به آن احتیاج دارند .مردم ازدواج را سخت گرفته اند درحالیکه ازدواج کاری بسیار جذاب می باشد .
اگر درباره ی ازدواج ترس دارید و نگرانید در این لحظه پیشنهاد می کنیم چند نفس عمیق بکشید و مطالب زیر را با آرامش بخوانید و با فهمیدن نکات مثبتی که در ازدواج حاصل می شود ، لذت ببرید .

1 - کسی است که همیشه در فکر او باشید
در هر حالتی از زندگی مطمئن هستید که یک نفر است که همیشه به فکر شما می باشد و شما را دوست دارد و دغدغه ها و زیبایی های زندگی تان را دوست دارد و به شما و مسائل شما فکر می کند .

2 - شما تله پاتی ذهنی برای انتقال احساس واقعی اتان  دارید
با یک نگاه همسرتان متوجه خواهد شد که مثلا شما گرسنه هستید و یا اینکه متوجه می شود شما از چیزی که خانواده و دیگران به او گفته اند ناراحت است و تمامی رویدادهای شخصی اتان را می تواند بدون آنکه با او در میان بگذارید درک کند .

3 - زمان در ماشین و در کنار همسرتان به تندی می گذرد
حتی یک راه و مسیر طولانی بر شما آسان می گذرد زمانیکه همسرتان در کنارتان باشد و موسیقی ملایمی را با یکدیگر گوش دهید .

4 - هنگامی که مریض هستید، کسی است که از شما مراقبت کند
تنها کسی که در هر لحظه در کنار شما می تواند بماند و به مانند یک دکتر برای شما آرام بخش باشد و دوای دردتان به هنگام بیماری است همسرتان می باشد. او برایتان دارو و چیزهای لازم برای درمان سرماخوردگی را آماده می کند و در نهایت ناجی شما می باشد .

5 - شما به کودک درون خود اجازه رشد می دهید
من در سن سی سالگی هم هنوز به مانند کودکی ام عاشق کارتون هایی چون یخ زده (frozen) می باشم و تنها همسر من است که می تواند مثلا برای جشن تولد من یک سی دی کارتون هدیه دهد .من 12 سال است که با همسرم ازدواج کرده ام و یکبار برای من یک سی دی کارتون مورد علاقه ام را خرید که هنوزم بهترین کادوی زندگی ام می باشد .

6 - شما در کنار بزرگترین آرامش و امید زندگی اتان هستید
چند روزی است که شما احساس بدی پیدا کرده اید و همه چیز برایتان وحشت زده می باشد و حوصله کار کردن هم ندارید و اکنون شوهر شما تنها کسی است که می تواند به شما امیدواری دهد و با شما صحبت کند و آرام بخش روحتان باشد.او تنها امید شما می باشد.

7 - شما کارهای خانه را با یکدیگر انجام می دهید
تا قبل از ازدواج شاید از انجام خیلی کارها چون ظرف شستن و تمیز کردن و پخت و پز رنج ببرید و نفرت داشته باشید اما به صورتی ناگهانی بعد از ازدواج  کارهای خانه را به صورتی لذت بخش و از روی علاقه در کنار همسرتان و به صورت مشترک انجام می دهید و از زندگی لذت می برید .

8 - شما تاریخ مشخصی برای خیلی روزها دارید
نه تنها روزهای خاصی مانند روز ولنتاین و ...که بین همه ی مردم مشترک می باشد ،بلکه شما زمانی که ازدواج می کنید روزهای زیبایی که فقط مخصوص خود و همسرتان می باشد را رقم می زنید و این روزها را جشن می گیرید و لذت می برید .

9 - شما حق این را دارید که زندگی اتان را با کسی دیگر تقسیم کنید
ازدواج را می توان دوست داشتنی، اما با برخی حقایق مهم مرتبط دانست . مقاله نویس معروفی به نام دن ساواگ می گوید : یکی از مهمترین نکات زیبای زندگی مشترک این است که زندگی تان را با کسی دیگر تقسیم می کنید و در نهایت تمامی لحظات زندگی و مهم تر از همه مواقع بسیار اضطراری که احتیاج به آرامش دارید می توانید این لحظه و سختی های آن را با کسی دیگر قسمت کنید .او می گوید زن و شوهر باید تمام زندگی اشان را با هم نصف کنند .

10 - شما کسی را دارید که زمانی که خوابی ترسناک دیدید در کنارتان باشد
در اواسط شب ناگهان خوابی وحشتناک می بینید و تمام بدنتان عرق کرده و فکرتان به هم ریخته است و این زمان است که زن و شوهر به درد هم می خورند .

11 - شما با بهترین دوستتان هستید
شوهرم بهترین دوست من است  .اکنون که با یکدیگر ازدواج کرده ایم عشق میان ما ابدی شده است و خوشحالم از اینکه این عشق بعد از ازدواج بین ما به وجود آمد و حال ادامه زندگی را با عشق می گذرانیم .زندگی که قبل از ازدواج تنها با دوست داشتن همراه بود و اکنون او نه تنها همسرم است بلکه بهترین دوست من نیز می باشد.

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : طلاق و ازدواج و عوامل موثر در آنها، 
برچسب ها : نکته های، ازدواج، که باید بدانی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 خرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       

اثرات محیط اطراف بر سلامت روان آدمی

آثار محیط بر روح و روان  انسان

به طور قطع یکی از اموری که زمینه ساز سعادت و کمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطی سالم و امن است، که انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یکی از وظائف مهم بشر که حفظ جان است، جز با زیستن در محیط سالم و زیبا امکان پذیر نیست. بدین سبب شرط اولیه داشتن روحی سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانی حاصل می شود که انسان از محیط زیست طبیعی سالم و دلگشا بهره مند باشد.


محیط زیست طبیعی سالم تأثیر شگرفی بر روح و روان آدمی دارد. محیط پاک و آراسته و خرّم، زندگی را شاداب و معطر می سازد. شنیدن آواز روح بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلربای چشمه ساران، صفای سبز سبزه زاران، نسیم لطیف کوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایی شهر و دیار، همه و همه تأثیر اعجاب انگیزی بر زندگی و حیات انسان دارند. هر کسی از تماشای چنین منظره های زیبایی احساس آرامش و نشاط کرده و امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس می کند. بر عکس، آسیب رساندن به محیط زیست و نابودی طبیعت باعث وارد آمدن صدمات و زیان های جبران ناپذیری به بشریت می شود.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) درباره نحوه زندگى عرب جاهلى و تأثیر محیط جغرافیایى و طبیعى بر اخلاق و رفتار انسان سخنى روشنگر دارد، چنانکه فرموده است :

«ان الله بعث محمدا - صلى الله علیه و آله و سلم - نذیرا للعالمین و اءمینا على التنزیل ، و اءنتم معشر العرب على شر دین ، و فى شر دار، منیخون بین حجاره خشن ، و حیّات صم ، تشربون الکدر، و تاءکلون الجشب ، و تسفکون دماءکم ، و تقطعون اءرحامکم ، الاصنام فیکم منصوبه ، و الاثام بکم معصوبه»1؛ همانا خداوند محمد (ص ) را برانگیخت ، تا مردمان را انذار کند و فرمان خدا را چنان که باید برساند. آن هنگام شما اى مردم عرب ! بدترین آیین را برگزیده بودید و در بدترین سراى خزیده بودید. منزلگاهتان سنگستان هاى ناهموار، همنشینتان گرزه مارهاى زهردار، آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلوآزار، خون یکدیگر را ریزان ، از خویشاوند بریده و گریزان ، بتهایتان همه جا برپا و پاى تا سر آلوده به خطا.

بى گمان زندگى در محیطى خشن و همراه با درگیرى و جنگ ، روحیه فرد را به سوى خشونت و جمود و خودمحورى مى کشاند،2 چنانکه عرب جاهلى به هیچ وجه خود را پایبند قانون و مقررات نمى دید و به زندگى مدنى و آداب و مقررات آن به دیده بى اعتنایى و حتى ریشخند مى نگریست. 3

امیرمؤ منان على (علیه السلام) محیط جغرافیایى و طبیعى عرب جاهلى را بدترین محیط معرفى کرده است . آنان در میان سنگستان هاى سخت و بیابان هاى بى آب و علف و در کنار مارهاى گزنده اى مى زیستند که زهرشان را علاجى نبود. آب آشامیدنى آنان چنان تیره و بدرنگ بود که حتى انسان تشنه رغبتى به نوشیدن آن نداشت ، مگر آنجا که بیم مرگش مى رفت ؛ و این به دلیل عدم سکونت عرب هاى بادیه نشین در محلى خاص بود که سبب مى شد چاهى حفر نکنند و آبى جز به اندازه نیاز فورى خود فراهم نسازند. بى ثباتى زندگى خود در روحیه و رفتار آنان تأثیر مى گذاشت . همچنین سختى و ناگوارى خوراکشان در روحیات و خلقیاتشان نقشى بسزا داشت . بیشتر آنان هر جنبنده و موجودى را مى خوردند.

قرآن کریم درباره اثر محیط زیست می فرماید: «و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربّه و الذی خبث لایخرج الاّ نکدا...؛سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بدطینت و شوره زار، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید»

امیرمؤمنان على (علیه السلام) تأثیر محیط جغرافیایى و طبیعى را درباره مردم "بصره " نیز مطرح نموده است و اینکه چگونه تن دادن به ناگواری هاى محیط جغرافیایى و طبیعى و عوامل ناشى از آن ، بر تربیت انسان تأثیر مى گذارد. آن حضرت در نکوهش مردم بصره فرمود: أرضکم قریبه من الماء، بعیده من السماء؛ خفت عقولکم ، و سفهت حلومکم ، فاءنتم غرض لنابل ، و أکله لآکل ، و فریسه لصائل .4

آثار محیط بر روح و روان  انسان

سرزمین شما به آب نزدیک است ، و دور از آسمان ، خردهایتان اندک است و سفاهت در شما نمایان ؛ نشانه تیر بلایید و طعمه لقمه ربایان و شکار حمله کنندگان .

پستى زمین و آلودگى منطقه زندگى و گندیدگى آب در آن محیط و عدم تلاش مردمان براى تغییر محیط جغرافیایى و طبیعى خویش ، تأثیرات خود را در اخلاقیات و روحیات مردمان به جا مى گذاشت . همچنین امام على (علیه السلام) در این باره فرموده است: بلادکم أنتن بلاد الله تربة : أقربها من الماء، و أءبعدها من السماء؛ و بها تسعه أعشار الشر، المحتبس فیها بذنبه ، و الخارج بعفو الله .5

خاک شهر شما گندترین خاک است  و زمین آن مغاک. نزدیکترین به آب و دورترین شهرها به آسمان ؛ و نُه دهم شر و فساد و نهفته در آن . آن که درون شهر است زندانى گناه ، و آن که برون است ، عفو خدایش پناه .

اخلاقکم دقاق ، و عهدکم شقاق ، و دینکم نفاق ، و ماؤ کم زعاق ، و المقیم بین اظهرکم مرتهن بذنبه ، و الشاخص عنکم متدارک برحمته من ربه. 6

خوى شما پست است و پیمانتان دستخوش شکست . دورویى تان شعار است ، و آبتان تلخ و ناگوار. آن که میان شما به سر برد، به کیفر گناهش ‍ گرفتار، و آن که شما را ترک گوید مشمول آمرزش پروردگار. 

 

نقش آب بر روحیات افراد:

قرآن کریم درباره اثر محیط زیست می فرماید: «ووَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لاَ یَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا ...؛7 سرزمین پاکیزه، گیاهش به فرمان پروردگار می روید؛ اما سرزمین های بدطینت و شوره زار، جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید.»

از این آیه شریفه استفاده می شود همان طور که طبیعت و سرزمین پاک در رشد و پرورش بهینه گیاهان مؤثر است، در رشد و تکامل انسان نیز مؤثر می باشد، و همان گونه که از زمینهای شوره زار، جز گیاهان بی ارزش نمی روید، محیط آلوده نیز تأثیر منفی و اثرات زیانباری بر تربیت انسان دارد.

براین اساس، امام علی(ع) در مذمت اهل بصره می فرماید: «اخلاق شما پست، پیمان های شما سست، سیره و روشتان دورویی و آب شهرتان شور(بدطعم) است.»8 و در بیانی دیگر فرمود: خاک سرزمین شما بدبوترین خاکهاست؛ از همه جا به آب(سطح دریا) نزدیکتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پایین) که 9دهم بدیها در محیط شماست.9

آب تأثیر شگرفی بر جسم و روح انسان دارد، به تعبیر قرآن کریم «مایه حیات» همه چیز آب است.10 و به بیان امام صادق (ع) طعم آب، طعم زندگی است: از امام صادق (ع) در باره طعم آب پرسیدند، حضرت فرمود: «برای یادگرفتن بپرس، نه برای به دشواری انداختن؛ طعم آب، طعم زندگی است.»11

علامه مجلسی (ره) در تشریح این حدیث می نویسد: «مراد از (طعم زندگی) این است که طعم آب با سایر مزه ها قابل مقایسه نیست و از بالاترین وسایل برای ایجاد و بقای حیات است؛ پس مزه آب، مزه حیات است.»12

نگاه مسلمانان به آب، نگاهی سرشار از قداست و پاکیزگی و عظمت است، آب وسیله ای است که زمینه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم می سازد. در شریعت اسلام هیچ کس نمی تواند به راز و نیاز با خدا بپردازد و در آستان مقدس او به نماز ایستد، مگر این که با آب خود را شستشو دهد8 و این شستشو با آب دارای خصوصیات ویژگی ه ای است که اگر درست انجام شود، نام وضو و غسل به خود می گیرد.

امام علی(ع) در مذمت اهل بصره می فرماید: «اخلاق شما پست، پیمان های شما سست، سیره و روشتان دورویی و آب شهرتان شور(بدطعم) است.» و در بیانی دیگر فرمود: خاک سرزمین شما بدبوترین خاکهاست؛ از همه جا به آب(سطح دریا) نزدیکتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پایین) که 9دهم بدیها در محیط شماست

به او تقدس می بخشد.14 و زمینه ساز راه یافتن به حریم مقدسات دینی می شود.

بصره

قرآن کریم می فرماید: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا ؛15 ما از آسمان، آبی طهور فرو فرستادیم.»

مفسران در تشریح طهور گفته اند: طهور یعنی، بسیار پاکیزه که خود به خود پاک است و غیر خود را پاکیزه می کند، چرک را از جسم شستشو می دهد و پلیدی های روحی را از روان می زداید.»16

در روایات اسلامی به مسلمانان توصیه شده است که هرگاه برای تطهیر یا وضو نگاهشان به آب افتاد بگویند: «الحمدلله الذی جعل الماء طهورا و لم یجعله نجسا؛17 سپاس خدای را که آب را (طهور) قرار داد (پاک و پاک کننده) و آن را پلید قرار نداده است.» بدین سان، آب با وصف پاک کنندگی، چهره ای مقدس به خود می گیرد که رفتن به حضور خالق یکتا بدون آن میسر نمی شود و (و آن گاه که آب یافت نشود و یا به دلیلی برای شخص مضر باشد، باید به جای آن بر خاک پاک تیمم کرد.)18 و تماشای آب، شکر و سپاس الهی را می طلبد. افزون بر این، در روایات نگاه به آب جاری توصیه شده و آن را سبب جلای چشم و افزودن روشنایی آن دانسته اند. چنان که از امام صادق (ع) نقل شده است: «چهار چیز چهره را روشن و نورانی می کند که یکی از آنها نگاه کردن به آب جاری است.»19 و نیز امام کاظم (ع) فرمود: نگاه به آب جاری چشم را جلا داده و به روشنایی آن می افزاید.20 بر اساس این روایات نگاه کردن به آب جاری، خود نقشی به سزا در شادی و انبساط روحی داشته و علاوه بر روشن کردن چشم دل و افزایش بصیرت انسان، دارای تأثیر قابل توجهی در تقویت نور چشم ظاهری است.

 

تأثیر هوا بر روح و روان : 

امام علی (ع) درباره اثر هوای هر فصل بر انسان فرموده است: «از سرما در آغاز آن (فصل خزان) پرهیز کنید و در پایان آن (فصل بهار) به اسقبال آن بشتابید (در پاییز خود را بپوشانید و در آغاز بهار از لباس های خود کم کنید)؛ زیرا تأثیر سرما بر بدنها و درختان یکسان است. اوّل سرما درختان را می سوزاند (باعث ریزش برگها و خشکاندن درختان می شود و پایان آن می رویاند درختان را به برگ و بار می آورد).»21


پی نوشت ها :

1 - نهج البلاغه ، خطبه 26.

2- ن .ک : السید جعفر مرتضى العاملى ، الصحیح من سیره النبى الاعظم ، الطبعه الاولى ، قم ، 1400 ق . ج 1، ص 82.

3- سید جعفر شهیدى ، تاریخ تحلیلى اسلام تا پایان امویان ، چاپ اول ، مرکز نشر دانشگاهى . 1362 ش . ص 21.

4- نهج البلاغه ، کلام 14.

5- نهج البلاغه ، کلام 13.

6- نهج البلاغه ، کلام 13.

5- شرح نهج البلاغه ابن میثم ، ج 1، ص 291.

6- ن .ک : أبویزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون ، دیوان المبتداء و الخبر فى تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوى الشاءن الاکبر (تاریخ ابن خلدون )، تحقیق خلیل شماده و سهیل زکار، الطبعه الثانیه ، بیروت ، 1408 ق . ج 1 (مقدمه ) صص 108 - 109.

7-  سوره اعراف، آیه 58.

8. صبحی صالح، نهج البلاغه، خ13.

9. همان.

10. سوره انبیاء، آیه 30.

11. بحارالانوار، ج66،ص447.

12. همان.

13. داشتن وضو یا غسل شرط تکالیف واجب است و برای انجام دعاها و تکلیف های مستحبی، مستحب است و اصولاً وضو داشتن در تمام حالات در اسلام امری نیکوست. (ر.ک: عروة الوثقی، ج1،ص141وسائل الشیعه، ج1،ص258.

14. وسائل الشیعه، ج1،ص276.

15. سوره فرقان،آیه 48.

16. کمال الدین هیثم بن علی بن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، قم، انتشارات دفترتبلیغات، ج5،ص311.

17- نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1146،حکمت ؛123 صبحی صالح، ص 491،حکمت 128.

منابع : کتاب منظر ماه مصطفی دلشاد تهرانی ، مقاله تأثیر محیط زیست سالم بر انسان درآموزه های اسلامی ،  عسکری اسلامپور.


 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه






نوع مطلب : بهداشت روانی، 
برچسب ها : روانشناسی نوجوانان و جوانان، روانشناسی بزرگسالان، روانشناسی زوجین (روانشناسی زندگی کردن)،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 خرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       

روش های علاقه مند کردن دانش آموزان به مطالعه

  فواید مطالعه‌

انسان‌ موجودی‌ كمال‌گرا است‌ و با سكون‌ و سكوت‌ سازگاری‌ ندارد او همیشه‌ به‌ دنبال‌ راهی‌ است‌ كه‌ یك‌ قدم‌پیش‌گذارد و گره‌ای‌ از مشكلات‌ خود بگشاید بنابراین‌ او برای‌ پیشرفت‌ در عرصه‌های‌ زندگی‌، احتیاج‌ به‌ شناخت‌ نسبتاًكاملی‌ از خود و جامعه‌ دارد و باید با گذشته‌ و آینده‌ ارتباط‌ برقرار كند.

در ادامه مطلب . . .

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : روانشناسی کودکان، روانشناسی نوجوانان و جوانان، روانشناسی بزرگسالان، روانشناسی تدریس، یادگیری، امتحانات، روانشناسی زوجین (روانشناسی زندگی کردن)،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       

مشکلات روحی و روانی و تغذیه ناسالم


وقتی از تغذیه سالم سخن به میان می آید، آنچه در ذهن تداعی می شود مصرف سبزیجات و میوه ها، دریافت کافی کلسیم و شیر و لبنیات و دریافت پروتئین ها و ویتامین هاست. دراین میان آنچه کمتر به آن توجه می شود این است که تغذیه سالم ارتباط تنگاتنگی با روان سالم دارد.

تغذیه ناسالم

این درحالی است که بسیاری از ما از این رابطه دوسویه غافلیم.بیشتر کارشناسان پس از سال ها تحقیق و پژوهش اعلام کرده اند که منشاء بسیاری از مشکلات و بیماری های جسمی و روحی انسان روش نادرست زندگی اوست. بدیهی است که درمان بیماری ها هم فقط با تجویز چند دارو تکمیل نمی شود بلکه کلید اصلی درمان تغییر روش زندگی و رو آوردن به تغذیه سالم است.

روان شناسی تغذیه
بدون شک بین روح و جسم انسان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و همان طور که روح بر جسم تاثیر می گذارد، جسم هم روح را تحت الشعاع قرار می دهد.

در واقع آنچه به تقویت یا تضعیف روح می انجامد، جسم را هم قوی یا ضعیف می کند. در این زمینه سال هاست که تاثیر مسائل روانی بر تغذیه به اثبات رسیده است و این نکته تازه ای نیست که آنچه می خوریم روی روان تاثیر می گذارد.از طرفی روان ما به طور ناخودآگاه در انتخاب غذاها نقش دارد.

دکتر کوروش جعفریان متخصص تغذیه و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان این مقدمه به خراسان می گوید: شاید با مثالی بتوان موضوع را بهتر توضیح داد. وقتی غذا را در محیط آرام و به دور از تنش صرف می کنیم، ممکن است بیش از همیشه بخوریم زیرا به اصطلاح اشتها باز می شود. گاهی اوقات بدغذایی بچه ها به دلیل عوامل محیطی است و زمانی که محیط پرنشاط و آرامی را برای بچه ها فراهم کنیم، خواهیم دید که بدغذایی خود به خود رفع می شود. گاهی منع فراوان از خوردن یک غذا یا اجبار به خوردن آن نتیجه عکس می دهد و فرد تمایل بیشتری به خوردن یا نخوردن آن غذای خاص پیدا می کند.

همچنین درباره «نوگریزی غذایی» کودکان که شکایت بسیاری از والدین است، باید گفت تا سن ۵سالگی بیشتر بچه ها هر غذای جدیدی را می پذیرند اما از این سن به بعد سلیقه غذایی پیدا می کنند و هر غذایی را نمی خورند به همین دلیل است که غذاهای جدید را پس می زنند و در برابر مصرف آن مقاومت به خرج می دهند. به این ترتیب است که «نوگریزی» پیش می آید و والدین را به دردسر بزرگی می اندازد. گفته می شود مسائل روحی و روانی روی این عارضه تاثیر مستقیمی دارد البته نمی توان نقش ژنتیک را نادیده گرفت.

خودشناسی و تغذیه
دکتر جعفریان با اشاره به این که وقتی بیماری جسمی رخ می دهد، علاوه بر جسم روح نیز آزرده می شود، تصریح می کند: اگر بدانیم مواد غذایی با جسم و روح ما چه می کند نسبت به آن چه می خوریم حساس تر می شویم، خویشتن داری به خرج می دهیم، روش زندگی خود را اصلاح و سعی می کنیم تغذیه سالمی داشته باشیم، به عنوان مثال بسیاری از افراد نمی دانند همان طور که بدن به ماده مخدر معتاد می شود، ممکن است به یک ماده غذایی هم معتاد شود. حتما افراد زیادی را دیده اید که تمایل شدیدی به خوردن شیرینی یا شوری یا ترشی دارند و نمی توانند از خوردن این مواد غذایی چشم پوشی کنند. این دسته از افراد بدون آن که بدانند به مصرف این مواد معتاد شده اند یعنی مغزشان در پاسخ به مصرف این مواد پاداش می دهد؛ بنابراین برای دریافت آن ها پاداش که همان احساس خوشایند پس از مصرف آن ماده غذایی است، دایم آن را مصرف می کنند. در موارد بسیاری تغذیه ناسالم ریشه در مسائل و مشکلات روحی- روانی دارد؛ همان طور که برای ترک مواد مخدر باید به مسائل روحی- روانی توجه کرد، برای فردی که مدت ها رژیم غذایی ناسالمی داشته است هم باید مسائل روانی را در نظر گرفت. این متخصص تغذیه با تاکید بر این که به همین دلیل است که بسیاری از رژیم های غیرعلمی و فوری و کوتاه مدت نتیجه نمی دهد، تصریح می کند: ترک عادت ها یک شبه میسر نمی شود و محدودیت چند هفته ای یا چند ماهه نمی تواند در درازمدت به حفظ سلامت فرد کمک کند. واقعیت این است که در بیشتر رژیم های غیرعلمی، مسائل روحی- روانی نادیده گرفته می شود و یکی از دلایل ناموفق بودن این رژیم ها همین امر است.

در رژیم های علمی وابستگی فرد به شیرینی، نوشابه و دیگر مواد غذایی در طول زمان اندک اندک رفع می شود. در رژیم های علمی اصل بر این است که لازمه برخوردار بودن از تغذیه سالم، داشتن روان سالم است و در مقابل داشتن رفتار ناسالم و نادرست در همه زمینه ها ازجمله در شیوه تغذیه ناشی از روان ناسالم است.

از سوی دیگر افرادی که اضافه وزن دارند و تحت تاثیر مسائل روحی- روانی، استرس و اضطراب قرار می گیرند، تمایل بیشتری به مصرف مواد غذایی پیدا می کنند. در بسیاری از موارد یکی از علل چاقی در افراد مسائل روحی و روانی است. به این ترتیب یکی از اولین راهکارها برای کنترل وزن در این افراد تقویت اراده است؛ به طوری که فرد بتواند در برابر خوردن مقاومت کند. مصرف مایعات فراوان، جایگزین کردن سبزیجات و میوه ها به جای مواد غذایی چرب و شیرین، کم کردن وابستگی به برخی مواد غذایی پرکالری در طول زمان، کاهش دادن مصرف مواد پر ادویه فرآوری شده و فست فودها، داشتن یک رژیم غذایی علمی با در نظر گرفتن شرایط روحی- روانی، گرفتن شرح حال دقیق از بیمار، در نظر گرفتن شرایط جسمی بیمار با ارزیابی های اولیه از جمله اقداماتی است که توصیه می شود. شاید ندانید که حتی مصرف روزانه آب تا چه حد روی روح و روان شما تاثیرگذار است.

ارتباط مصرف آب و عصبانیت
مصرف آب در روح و روان انسان تاثیرگذار است و افرادی که آب کمتری مصرف می کنند، عصبی تر هستند و استرس آن ها هم بیشتر است. سید مرتضی صفوی متخصص تغذیه با اشاره به این نکته به فارس می گوید: ۴۵ تا ۵۰ درصد از ترکیبات بدن را آب تشکیل می دهد و سوخت و ساز و فعل و انفعالات بدن هم از طریق آب انجام می شود.

مصرف ۸ تا ۱۲ لیوان آب در روز ، سموم را از بدن خارج می کند. به همین علت است که اگر آب به اندازه کافی مصرف نشود تنظیم فعل و انفعالات بدن به هم می خورد و سوخت و ساز و سم زدایی به خوبی انجام نمی شود. صفوی درباره لزوم مصرف میوه و سبزی و تامین آب مورد نیاز بدن از این طریق توضیح می دهد: مصرف روزانه میوه و سبزی می تواند آب بدن را تامین کند و برخی از سبزی ها مثل کاهو از ۹۰ درصد آب تشکیل شده است. میوه های آبدار مثل هندوانه و خربزه هم در تامین آب بدن نقش دارد.به هر حال باید به میزان کافی آب مصرف کرد افرادی که به میزان کافی آب مصرف می کنند، در شرایط استرس زا بهتر عمل می کنند و اضطراب آن ها کاهش پیدا می کند.

منبع:سلامت نیوز

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه






نوع مطلب : بهداشت روانی، تغذیه، 
برچسب ها : روانشناسی کودکان، روانشناسی نوجوانان و جوانان، روانشناسی بزرگسالان، روانشناسی زوجین (روانشناسی زندگی کردن)، روانشناسی علمی و پزشکی،
لینک های مرتبط :

4 خوراکی که استرس کنکور و امتحان را کم می‌کنند


استرس و امان از استرس شب امتحان و کنکور. هر چقدر هم که خوب درس خوانده باشید، استرس کارایی مغز شما را کاهش می‌دهد و تمرکزتان را بر هم می‌زند. سر جلسه همه چیز سر زبانتان است اما روی کاغذ نمی آید. کارشناسان تغذیه توصیه هایی دارند که با عمل به آنها تا حدود زیادی از استرس شما کاسته می شود.

 

1- كنكوری‌ها برای كاهش استرس شیر و خرما بخورند

 یك متخصص تغذیه به كنكوریها پیشنهاد می‌كند كه برای كاهش استرس كنكور شیر و خرما بخورند. 
غلام‌رضا مردانی با تاكید بر این‌كه خوردن یك عدد خرما قبل از خواب آرامش‌زاست، گفت:‌ خرما میوه‌ای انرژی‌زاست به طوری كه 100 گرم از آن حاوی 160 كالری انرژی است. 
وی با اشاره به این‌كه خرما حاوی 25 درصد ساكاروز و 50 درصد گلوكز، 1 تا 3 درصد پروتئین و 2 تا 6 درصد فیبر است، افزود: خرما دارای ویتامین های آ- ب1 و ب2 است ضمن اینكه خرما دارای مقادیر زیادی پتاسیم، كلر، كلسیم ، مس، گوگرد، فسفر، آنزیم، اسیدهای آلی است كه این عناصر در تجدید قوای جسمانی و ایجاد آرامش مفید هستند. 
این استاد دانشگاه با تاكید براین‌كه آنزیم‌های موجود در شیر در افزایش آرامش بسیار مفید است، گفت: شیر غذای كاملی است كه می‌تواند به راحتی املاح و ویتامینهای مورد نیاز بدن جوانان را فراهم كند....

 

2- جوشانده لیمو عمانی و گل‌گاوزبان 

یك متخصص تغذیه نیز با تاكید بر این‌كه جوشانده لیمو عمانی و گل‌گاوزبان می‌تواند استرس كنكوری‌ها را كاهش دهد، گفت: استرس سبب درد شكم، سردرد و حالت تهوع می‌شود. 
حمید خیراندیش افزود: وجود كمی استرس برای حضور در آزمون كنكور طبیعی و خوب است اما وقتی میزان این استرس افزایش می‌یابد سبب بروز اختلالاتی می‌شود كه ممكن است زحمت چندین ماهه داوطلبان را هدر دهد. 
وی با تاكید بر این‌كه در روزهای نزدیك به آزمون كنكور داوطلبان باید از غذاهای سبك و مقوی استفاده كنند، گفت: استرس ممكن است سبب سردرد داوطلبان كنكور شود كه به هیچ وجه در این شرایط دارویی به جز استامینوفن توصیه نمی‌شود. 
این متخصص تغذیه به داوطلبانی كه رژیم می‌گیرند، تاكید كرد: در روزهای نزدیك به آزمون سراسری رژیم غذایی را فراموش كنند چرا كه رژیم غذایی برای لاغر شدن و كاهش كالری مورد نیاز بدن سبب كاهش قند خون می‌شود كه این مورد بازدهی آموخته‌ها را مختل می‌كند.

 

3- عسل، خرما و پنیر صبحانه‌ای مناسب 

یك فوق تخصص تغذیه نیز با بیان این‌كه داوطلبان بهتر است در شب كنكور غذای سبكی بخورند، گفت: عسل، خرما و پنیر مواد غذایی بسیار خوبی هستند كه داوطلبان می‌توانند در صبح آزمون كنكور استفاده كنند. 
احمد خداداد با اشاره به این‌كه بهتر است تغذیه روزانه به جای 3 وعده در روز به 5 وعده افزایش یابد، افزود: توصیه می‌شود داوطلبان آب زیاد بنوشند چرا كه مصرف آب سبب كاهش افسردگی و خستگی داوطلبان می‌شود. 
وی با تاكید بر این‌كه افزایش وعده‌های غذایی سبب كاهش كلسترول خون می‌شود، گفت: افزایش وعده‌های غذایی سبب می‌شود كه قند خون در سطح مناسبی قرار بگیرد. 
دانشیار دانشگاه علوم پزشكی تهران با بیان این‌كه آرامش در موفقیت آزمون كنكور نقش بسیار مهمی را ایفا می‌كند، افزود: خواب و لباس راحت عواملی هستند كه می‌توانند سبب كاهش نگرانی و استرس داوطلبان شوند. 
خداداد به داوطلبان سفارش كرد: در روز آزمون با خود تعدادی خرما همراه داشته باشند چرا كه قند موجود در خرما گلوكز مورد نیاز مغز را تامین می‌كند. 
وی با اشاره به این‌كه دوش آب ملایم باعث كاهش استرس می‌شود به داوطلبان توصیه كرد كه میوه‌هایی همچون سیب و موز در رژیم غذایی خود قرار دهند.

 

4- كنكوری‌ها ماهی بخورند

اما رئیس انجمن تغذیه ایران به كنكوری‌ها تاكید می‌كند غذاهایی بخورند كه دربردارنده اسیدهای چرب امگا3 باشد، سیدضیاءالدین مظهری گفت: مغز با اسیدهای چرب امگا3 بهتر و عمیق‌تر عمل می‌كند و این اسیدها در ماهی و آبزیان به وفور دیده می‌شود. 
وی افزود: در زمان امتحان كه استرس و نگرانی بیشتر است نیازهای تغذیه‌ای فرق می‌كند و باید موادی استفاده شود كه نیازهای مغز به اكسیژن، ویتامین و انرژی بدن را تامین كند. 


رئیس انجمن تغذیه ایران افزود: استفاده از قندهای ساده به دلیل این‌كه سبب افزایش قند خون می‌شود انسولین موجود در خون افزایش می‌یابد، انسولین قند را به داخل سلول‌ها می‌كشد و این عمل سبب افت تمركز، خستگی و خواب‌آلودگی می‌شود. 
وی با اشاره به این‌كه استفاده از آبزیان در رژیم تغذیه می‌تواند امگا3 مورد نیاز مغز را تامین كند،‌ گفت: سبزیجات و میوه‌ها دربردارنده ویتامینهای مورد نیاز مغز هستند و به مغز كمك می‌كنند تا بتوانند مواد مورد نیاز خود را بهتر تامین كند. 


رئیس انجمن تغذیه ایران با بیان این‌كه تعدادی از داوطلبان برای بیدار ماندن در شب از قهوه و كافئین استفاده می‌كنند، گفت: استفاده كافئین نه تنها كمكی به یادگیری نمی‌كند بلكه در ساعات اول افراد را سرحال می‌آورد اما پس از مدتی فرد را دچار خستگی شدید می‌كند. 
وی به داوطلبان توصیه كرد كه با انجام ورزش‌های سبك خون‌رسانی به مغز را راحت‌تر و بهتر كنند. 


مظهری استفاده از سالادهای فصل را در افزایش یادگیری موثر دانست و تاكید كرد داوطلبان از آجیل‌هایی همچون بادام،‌پسته و تخمه‌های بونداده استفاده كنند. 
وی با تاكید براین‌كه بهترین صبحانه در روز آزمون كنكور مجموعه‌ای از غلات، حبوبات و لبنیات است، گفت:‌ در كنكور مغز باید دریافت منظم انرژی داشته باشد،‌انرژی مغز از گلوكز حاصل می‌شود و گلوكز غلات می‌تواند در زمان بلندتری وارد خون شود.

منبع: پرتال کنکور

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه







نوع مطلب : استرس و راههای جلوگیری از استرس، اموزش و دانش آموزان، 
برچسب ها : روانشناسی نوجوانان و جوانان، روانشناسی بزرگسالان، روانشناسی تدریس، یادگیری، امتحانات،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       

چگونه میتونیم اثطرص رو کنترل کنیم ؟!

برای کاهش استرس و افزایش کارایی ذهن، در این چند روزه باید نسبت به روزهای گذشته برنامه غذایی متفاوت داشته باشید، اما نه آنقدر که این تفاوت به ضرر شما تمام شود...

استرس, کنکور, کنترل


درس خواندن و تحصیل و کنکور-چگونه میتوان استرس کنکور را کنترل کرد

چگونه میتوان استرس کنکور را کنترل کرد

برای کاهش استرس و افزایش کارایی ذهن، در این چند روزه باید نسبت به روزهای گذشته برنامه غذایی متفاوت داشته باشید، اما نه آنقدر که این تفاوت به ضرر شما تمام شود. ترک کردن برنامه های همیشگی، نداشتن تفریح و استراحت و نخوردن غذای مناسب شاید به نظر شما تاثیر چندانی در نحوه آزمون کنکور نداشته باشد اما نظر متخصصین چیز دیگری است. آنها برای کاهش استرس و اضطراب در این روزهای آخر، توصیه های عملی فوق العاده ای دارند .

۱) توصیه شماره :۱ خوب بخوابید

دکتر درستی، متخصص تغذیه، به داوطلبان کنکور توصیه می کندکه در شب های باقیمانده شام سبکی بخورند تا راحت تر بخوابند و در وعده های روزانه هم، غذاهای حاوی کربوهیدرات های پیچیده مثل نان، برنج و سیب زمینی بخورند چراکه این مواد در طول روز به تدریج آزاد شده و توانایی ذهنی را گسترش می دهند. دکتر درستی تاکید می کند: اضطراب و دلهره و کابوس کنکور آرامش و آسودگی را از داوطلبان گرفته و مانع از آن می شود که با خیالی راحت به پاسخگویی سوالات بپردازند. با توجه به اینکه در ایام امتحانات خواب و تغذیه داوطلبان براثر استرس دچار بی نظمی می شود، خانواده ها باید این استرس را از دوش جوانان بردارند تا آنها با آسودگی خیال خود را جهت امتحان آماده کنند .

دکتر عشایری، متخصص اعصاب و روان هم می گوید : از آنجایی که در کنکور سرعت، دقت و صحت مطرح است، بنابراین داشتن خواب منظم و تغذیه مناسب برای داوطلبان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین چون مغز محل یادگیری و حافظه مکان پردازش است، خانواده ها باید به تغذیه مناسب، خواب کافی و تفریح سالم فرزندان خود توجه بیشتری داشته باشند. دکتر عشایری به کلیه داوطلبان توصیه می کند: از تمرین و مطالعه در شب های باقیمانده به کنکور پرهیز کنید، زیرا با بر هم زدن سیستم بدنی شما، استرس مضاعفی را به شبکه عصبی وارد می کند و این واکنش به صورت خستگی و احساس دلهره بیش از حد منجر به اختلال در حافظه و یادگیری می شود .

۲) توصیه شماره :۲ زیاد فکر و خیال نکنید

این برای کمتر از هزارمین بار: داشتن کمی استرس برای داوطلب طبیعی است و می تواند خلاقیت را در داوطلب ایجاد کند و به زندگی او نظم دهد و موجب افزایش کارایی در زندگی او شود .

دکتر عشایری در این باره می گوید: استرس مفید، عشق با فرزانگی برای یادگیری، پیمودن و روشنگری است و بنابراین داوطلبان باید با عشق و علاقه درس بخوانند، نه به خاطر ارزش های خاصی که جامعه برای آن قایل است . همین یک نکته برای رفع استرس کافی نیست؟

از سوی دیگر، دکتر یوسف سمنانی، روان پزشک، اعتقاد دارد که اصولا امتحان بدون اضطراب و استرس غیرطبیعی است. دکتر سمنانی می گوید: وجود اندکی اضطراب میزان یادگیری و دقت برای پاسخگویی به سوالات را بیشتر می کند. اضطراب هنگامی نگران کننده است که در عملکرد فرد تاثیر منفی داشته باشد که البته مرز بین اضطراب طبیعی و غیرطبیعی باید شناسایی و درصدد رفع آن برآمد .

دکتر سمنانی یادآور می شود: در برخی از افراد اضطراب به صورت علایم جسمی نظیر شکم درد و سردرد تظاهر می کند که گاهی به افت تحصیلی منجر می شود. برای رفع این اضطراب باید قبل از امتحان از روشهایی نظیر relaxitionاستفاده کرد. روش هایی که در آن، فرد کلیه عضلات را شل کرده و با کشیدن نفس عمیق به حالت آرامش می رسد .

۳) توصیه شماره :۳ معتاد نشوید !

درباره این که داوطلبان نباید از داروهای خواب آور یا آرام بخش استفاده کنند، احتمالا نباید خیلی توضیح داد. متخصصان می گویند به جز استامینوفن ساده، آن هم در صورت سردرد، هیچ داروی دیگری نباید مصرف کرد. دکتر سید علی کشاورز، متخصص می گوید: اگر داوطلبان کنکور احساس استرس شدیدی دارند، می توانند ۱ تا ۲ لیوان "جوشانده لیمو عمانی"، "گل گاو زبان" و "سنبل الطیب" مصرف کنند .

دکتر کشاورز تاکید می کند: داوطلبان کنکور در دو روز پایانی از وارد کردن فشار و استرس به خود خودداری و برنامه غذایی متعادلی را رعایت کنند. توجه به تغذیه مناسب و داشتن تحرک، موجب کاهش استرس و افزایش شادابی در داوطلبان کنکور می شود .

۴) توصیه شماره :۴ لبنیات بخورید، اگر می توانید

برای کاهش استرس، به داوطلبان کنکور توصیه می شود از مصرف لبنیات غافل نشوند؛ به ویژه خوردن یک لیوان شیر ولرم قبل از خواب شبانه می تواند در برقراری آرامش نقش بسزایی داشته باشد. نکته اینجاست که خیلی از داوطلبان کنکور (وهمین طور غیر داوطلبان کنکور) به وعده غذایی صبحانه اهمیتی نمی دهند، در صورتی که نخوردن صبحانه، حتی می تواند باعث ایجاد عوارضی مثل افت قند خون، سستی و بی حالی، عصبانیت، بی حوصلگی، افسردگی و عدم انگیزه مطالعه و در نتیجه همه این ها، افزایش میزان استرس فرد شود .

البته استفاده از لبنیات، نظر همه متخصصان نیست. چراکه اضطراب باعث به هم ریختن سیستم گوارشی می شود و به همین دلیل به افرادی که تجربه های ناخوشایندی با شیر داشته اند، توصیه می شود یک روز قبل از آزمون شیر نخورند .

۵) توصیه شماره :۵ مرور دروس هم حدی دارد !

دکتر سید سعید صدر، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با تاکید بر این که داوطلبان کنکور در روزهای پایانی از مرور مطالب خوانده شده خودداری کنند، می گوید: داوطلبان با تست زنی دانسته های خود را محک بزنند. دکتر صدر با اشاره به این که داوطلبان کنکور با فعالیت بدنی به خود آرامش بدهند، تاکید می کند: داوطلبان در روزهای پایانی نیم ساعت از وقت خود را به ورزش هایی همچون پیاده روی، نرمش و یا شنا اختصاص دهند و در این روزها هیچ وعده غذایی را از برنامه خود حذف نکنند .

۶) توصیه شماره :۶ تنظیم ساعت بیولوژیک

حالات بدنی برحسب عادت در ساعات مختلف متفاوت است. کسی که عادت دارد بعدازظهرها دو ساعت بخوابد، اگر یک روز برای خوابیدن فرصت پیدا نکند، احساس خمودگی و کسالت می کند. کسی که عادت دارد در ساعات معینی مطالعه کند، در صورتی که بخواهد به اجبار این ساعات را تغییر دهد، نتیجه کمتری از مطالعه اش خواهد گرفت. به همین ترتیب ما به تجربه در ساعات متفاوت، عادات مختلفی پیدا کرده و بدن خود را با این شرایط تطبیق می دهیم .

دکتر درستی می گوید: داوطلبان در روز کنکور حتماً باید سر ساعت معینی از خواب بیدار شوند تا بتوانند مسیر محل سکونت- محل آزمون را طی کنند و سر جلسه حاضر شوند. اگر در روزهای پایانی تا ساعات دیروقت شب برای درس خواندن بیدار بمانند، صبح دیر بلند شوند، هر موقع که خواستند صبحانه بخورند و خلاصه برنامه ثابت و یکنواختی منطبق با شرایط روز کنکور نداشته باشند، روز کنکور دچار مشکل می شوند .

۷) توصیه شماره :۷ شادابی تان را حفظ کنید

آرامش با شادابی ارتباط مستقیم دارد. آن قدر حجم کار خود را زیاد نکنید و آن قدر به خود سخت نگیرید که هرچه به کنکور نزدیک تر شوید، خستگی و بی حوصلگی شما را فراگیرد. باید آن قدر سرحال و شاداب باشید که وقتی به روز کنکور می رسید با روحیه ای آماده سر جلسه آماده شوید. برای سرحالی و شادابی، رعایت چند نکته لازم است : اول نظم که درباره آن صحبت شد. دوم ورزش و نرمش که حتماً باید هر روز انجام شود. هر قدر که برایتان امکان پذیر است، بخصوص اول صبح، حرکات ورزشی انجام دهید. این توصیه را برای روزکنکور هم فراموش نکنید. سوم تغذیه مناسب است که درباره آن همین کنارها مفصل صحبت شده .

۸) توصیه شماره :۸ این بند را بدهید پدر و مادرها بخوانند

کنکور تمام زندگی نیست و در صورت عدم موفقیت در کنکور، وقت برای جبران آن وجود دارد. پس لطف کنید و فضای خانه را آرام نگهدارید و از مقایسه توانایی های فرزندان خود با دیگران پرهیز کنید. خانواده ها باید به همان اندازه که به درس خواندن فرزندانشان اهمیت می دهند باید برای فراهم کردن محیطی آرام و بدون تنش هم تلاش کنند. نه؟

کیفیت درس خواندن مهمتر از کمیت آن است و یک ساعت درس خواندن بدون اضطراب می تواند معادل ۱۰ ساعت درس خواندن با اضطراب مفید باشد. قبول دارید؟

بعضی از خانواده ها خودشان عامل ایجاد اضطراب در فرزندانشان هستند. شما که از این دسته نیستید؟

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : استرس و راههای جلوگیری از استرس، 
برچسب ها : روانشناسی نوجوانان و جوانان، روانشناسی بزرگسالان، روانشناسی تدریس، یادگیری، امتحانات،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 خرداد 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       

روان شناسی چیست؟


روان شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت علمی چگونگی و چرایی ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ویژه انسان. در این تعریف بیشترین توجه به رفتار و جنبه های مختلف آن است. به دیگر سخن، به یك معنا می توان روان شناسی را رفتار شناسی نامید، چرا كه موضوع اصلی روان شناسی به عنوان یك علم رفتاری ، مطالعه فعالیت ها و واكنش های حیوان وانسان در شرایط و موقیعت های مختلف است.

و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعالیت ها، كنش ها و واكنش های نسبتاً پایداری است كه از انسان سر می زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گیری ، ارزیابی و پیش بینی است.

رفتارهای انسانی را می توان به انواع مختلف تقسیم كرد، از جمله:

رفتار شخصی

: رفتاری است كه كاملاً جنبه شخصی دارد، مثلاً فردی همواره لباس قهوه ای رنگ می پوشد و یا عادت دارد روزی سه مرتبه مسواك بزند.

رفتار شغلی

: یعنی رفتار خاص یا عادتی كه انسان در كار و حرفه از خود نشان می دهد، مثلاً همیشه بعد از نماز صبح كارش را شروع می كند ویا همواره با دو انگشت تایپ می نماید.

رفتار تحصیلی

: عبارت است از رفتار كودك یا بزرگسال در ارتباط با امور تحصیلی، فی المثل دانش آموزی همیشه قبل از تدریس معلم درس مورد نظر را مطالعه می كند و یا این كه برای یادگیری بهتر خلاصه نویسی كرده، با صدای بلند درس می خواند.

رفتار اجتماعی:

رفتار فرد در تعاملات بین فردی  و معاشرت های اجتماعی است، به عنوان نمونه خوش قول بودن و تقدم درسلام داشتن.

در ارزیابی رفتار باید توجه كرد كه رفتار چه كسی، در چه شرایط  و موقعیتی و با چه فراوانی و شدتی مورد بررسی قرار می گیرد؛ چرا كه زمانی می توانیم برداشت وتفسیر جامعی از رفتار یك فرد داشته باشیم كه شرایط زمانی و مكانی، موقعیت بروز رفتار و ویژگی های زیستی ، ذهنی و روانی وی را مورد توجه كافی قرار دهیم.

شاخه های مختلف روان شناسی

از زمانی كه روان شناسی به عنوان یك علم مستقل مطرح شده است، روان شناسان در زمینه موضوعات خاص، پژوهش های فراوانی به عمل آورده اند، به گونه ای كه امروزه شاهد شعب و شاخه های مختلف روان شناسی هستیم.

متداول ترین شاخ های روان شناسی عبارت است از:

1- روان شناسی رشد و كودك

روان شناسی كودك به مطالعه مستمر رشد از زمان تشكیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد.

موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شكل گیری شخصیت كودك، چگونگی رشد بدنی، ذهنی،عاطفی، كلامی، اجتماعی ، حسی و حركتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی كودك و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

2- روان شناسی شخصیت

در این شاخه از روان شناسی ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراكی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

3- روان شناسی اجتماعی

روان شناسی اجتماعی ازتعامل فرد واجتماع، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می كند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تكوین بازخوردها وتغییرنگرش ها و نقش رسانه ای جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد.

4- روان شناسی بالینی

این رشته از روان شناسی ویژگی های شخصیتی، اختلالات عاطفی و مشكلات رفتاری افراد را با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی مورد بررسی ودرمان قرار می دهد.

5- روان شناسی مرضی

در این شاخه از روان شناسی اختلالات عاطفی و رفتاری و بیماری های مختلف روانی مورد بررسی قرار گرفته، روش های درمانی متداول در جهت حفظ بهداشت روانی ارائه می شود.

6- روان شناسی كودكان استثنایی

روان شناسی كودكان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حركتی، شناختی و اجتماعی كودكان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، كودكان معلول جسمی- حركتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و كودكان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه از روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و روش های اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می كند.

7- روان شناسی تربیتی

این رشته ازروان شناسی كه درواقع مهمترین وكاربردی ترین رشته های روان شناسی است، تلاش دارد اصول، قوانین و یافته های روان شناسی و شاخه های مختلف آن را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفكر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و كاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.

روان شناسی تربیتی و قلمرو آن

همان گونه كه پیش تر اشاره شد موضوع اصلی روان شناسی تربیتی یا پرورشی به كار بستن قواعد و یافته های شاخه های مختلف روان شناسی در فرایند تعلیم و تربیت است. به عبارت دیگر هدف اصلی روان شناسی تربیتی توجه عمیق به امر مهم آموزش و پرورش و پرداختن به عوامل مؤثر در یادگیری، پیشرفت تحصیلی، سازگاری، تحول ذهنی و روانی و رشد متعادل انسان است.

اركان اصلی روان شناسی تربیتی

به طور خلاصه می توان موضوعات، پایه ها یا اركان اصلی روان شناسی تربیتی را در هفت محور زیر مورد توجه قرار داد:

1- قوانین و عوامل موثر در فرایند یادگیری

2- ویژگی های یادگیرنده یا تربیت شونده

3- موضوع یادگیری یا پیام تربیتی

4- موقیعت یادگیری یا شرایط انتقال پیام تربیتی

5- روش های تعلیم و تربیت یا انتقال پیام

6- ویژگی های مربی یا انتقال دهنده پیام

7- ارزیابی و ارزش سنجی

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه






نوع مطلب : علم روانشناسی، 
برچسب ها : روانشناسی نوجوانان و جوانان، روانشناسی بزرگسالان، روانشناسی علمی و پزشکی،
لینک های مرتبط :

پایان نامه استرس

عنوان پایان نامه :  بررسی میزان تحمل استرس بین دانشجویان مجرد و متاهل رشته روانشناسی

قالب بندی :  word

قیمت :   رایگان

شرح مختصر :  افراد جامعه کنونی بیش از پیش نسبت به استرس و پیامدهای آن هوشیار شده اند . بزرگسالان ، نوجوانان و حتی کودکان از آلودگی محیط زیست امکان وقوع یک جنگ هسته ای به پایان رسیدن منابع طبیعی وجوه اافزوده های غذایی و مواد سرطان زا و …. سخن می گویند و تمامی اسائل بخشی از زندگی روزمره را تشکیل می دهند . زندگی عصر ما چنان است که در اغلب خانواده ها پدر و مادر هر دو باید کار کنند تا بتوانند هزینه ای روز افزون را تامین نمایند . طلاق افزایش یافته ، ازدواج مجدد هم امری نا ممکن نیست افزون رسانه های گروهی ، افراد به مشاهده ی صحنه های جنگ خشونت ، تخریب ، بی رحمی و مرگ و کشتار عادت داده اند . استرس یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید و به کفیات گوناگون در زندگی اطلاق می شود و به عنوان علل بسیاری از درد ها ، ناراحتی ها و بیماری ها و بیماری ها تلقی می شود . مردم عادی آن را پدیده ای رنج آور و ناخوشایند ، پزشکان مسئله را از دید واکنش های فیزولوژیک روانپزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانسیم های سایکوفیزیولوژیک و بالاخره روانشناسان آن را تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می دانند

 کلمات کلیدی :  تعریف استرس، نقش استرس در زندگی، اضطراب، پاسخ درونی، دانلود پایان نامه روانشناسی، مقابله با استرس، سیستم حمایتی، انحراف ذهن ،درمان استرس، دیدگاه روانشناسی، آمار استرس، دانشجویان مجرد، دانشجویان متاهل، مقالات رشته روانشناسی ، پژمان شکیبا، سایکوفیزیولوژیک، حالات هیجانی، بحران شخصیتی،

جهت دانلود رایگان مقاله به ادامه مطلب مراجعه شود . . .


 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه



ادامه مطلب


نوع مطلب : استرس و راههای جلوگیری از استرس، پایان نامه و مقالات روانشناسی، 
برچسب ها : پایان نامه، بررسی، میزان تحمل استرس، بین دانشجویان مجرد و متاهل، رشته روانشناسی، دانلود رایگان،
لینک های مرتبط :
جمعه 26 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       
مبارزه با استرس (فشار روانی) یعنی هر نوع تلاش سالم یا ناسالم هوشیار یا ناهوشیار برای جلوگیری ، از بین بردن یا ضعیف کردن استرس آورها ، یا تحمل کردن اثرات آنها بطوریکه حداقل آسیب رسانی را داشته باشد. معمولا دو شیوه کنار آمدن با استرس وجود دارد: به صورت مستقیم و به صورت غیر مستقیم (دفاعی). روش‌های مستقیم مبارزه با استرس مستلزم توجه شخص به واقعه استرسزا و به کارگیری امکانات رفتار و شناختی برای تغییر دادن واقعه است، بطوری که موقعیت از استرس‌زا بودن به موقعیت بدون استرس تغییر کند. روش‌های دفاعی مبارزه با استرس مستلزم اجتناب از واقعه استرس زا یا جلوگیری از پاسخ‌های هیجانی ، شناختی و فیزیولوژیکی است.

روش‌های مستقیم مبارزه با استرس

مسئله گشایی برنامه ریزی شده

در این روش برای کاستن یا از بین بردن یک عامل استرس آور محاسباتی (برنامه ریزیهایی) ذهنی انجام می‌شود و بعد برای اینکه آن برنامه به ثمر برسد، تلاش لازم بکار برده می‌شود. این روش به دو دلیل مؤثر است اولا نتایج آن به بهترشدن رابطه بین شخص و موقعیت منجر می‌شود. این بدین معنی است که این روش باعث تغییر مثبت موقعیت استرس آور و شخص یا هردو می‌شود. ثانیا این روش باعث می‌شود که شخص احساس بهتری داشته باشد، حالت هیجانی بهتری را بوجود آورد، هیجان منفی کمتر و هیجان مثبت بیشتری را تولید می‌کند. این بدان دلیل است که توجه فرد را از اثرات و پیامدهای زیان بخش عامل استرس آور دور می‌سازد و آن را متوجه امکانات امیدوارکننده‌تر و روشن‌تر می‌کند.

روش مواجه‌ای

روش مواجه‌ای مستلزم نزدیک شدن مستقیم به منبع استرس و تلاش برای تغییردادن فوری آن است. مثلا در یک رابطه کاری ، ممکن است مدیری به کارمندش بگوید که کار او جالب نیست و باید سخت تر کار کند یا استعفا دهد. این نوع برخورد با عامل استرس‌زا اغلب بجای آنکه تغییر سازنده‌ای را موجب شود به پیامدهای نامطلوب می‌انجامد و حالتهای هیجانی منفی به بار می‌آورد. برخی تحقیقات نشان داده‌اند که ابراز خشم ، خصومت و پرخاشگری که اغلب با کنار آمدن مواجه‌ای همراه است باعث می‌شود که شخص احساس بدترشدن کند و نه بهترشدن. با این حال اگر حالت‌های هیجانی آزار دهنده را همانند دیگر روشها کاهش دهد روش موثری خواهد بود.

حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی اصطلاحی است که بر شبکه دوستان فرد و کمک رسان‌های بالقوه دلالت دارد. نمونه‌ای از عناصر شبکه اجتماعی شامل همسر ، خویشاوندان ، والدین ، بهترین دوستان ، همسایگان خوب ،همکاران شغلی و دوستان گروه مذهبی است. حمایت اجتماعی فرآیندی است که افراد توسط آن امکانات عاطفی و عملی خود را برای کمک رسانی به فرد دیگر هنگام رنج بردن ازیک بحران ، به میان می‌آورند و او را یاری می‌دهند.

مردم به دلایل گوناگون جویای حمایت دیگران هستند، دوستی ، کمک به گرفتاری‌های روزانه ، کمک مالی و دسترسی به منابع مورد نیاز در سطح هیجانی حمایت اجتماعی فرصت‌هایی را برای مهرورزی ، پشت گرمی ،
تشویق ، اطمینان آفرینی ، دوستی ، حس هویت و … فراهم می‌آورد. حمایت اجتماعی به دو طریق اثرات زیان بخش استرس‌ها را کاهش می‌دهد. در روش اول حمایت اجتماعی فرد را در برابر عوامل استرس‌زا قبل از اینکه رخ دهد، کمک می‌کند. در روش دوم شبکه حمایت اجتماعی به عنوان سپری در مقابل استرس عمل می‌کند.

روشهای غیرمستقیم مبارزه با استرس (روش‌های دفاعی)

مکانیسم‌های دفاعی

مکانیسم‌های دفاعی برای اولین بار توسط فروید تعریف و توصیف شدند. آنها راههایی برای مقابله با استرس ، اضطراب ، ناکامی و تعارض هستند ولی عامل استرس‌زا را مورد توجه قرار نمی‌دهند (بر عکس روشهای مستقیم) بلکه واقعیت عامل استرس‌زا را تعریف نموده و آن را به صورت واقعه‌ای بی‌ضرر که تهدید کننده نیست، ارزیابی می‌کنند. مثلا از طریق مکانیسم انکار رئیس یک شرکت از اقرار به اینکه شرکت در حال ورشکستگی است، خودداری می‌کند و بدین ترتیب استرس را از خود دور می‌کند. انواع مکانیسم‌های دفاعی وجود دارند نظیر: سرکوبی ، انکار ، واپس روی ، فرافکنی ، همانندسازی ، خیال پردازی ، تصعید ، عقلانی کردن و … که در سه سطح دفاعهای پخته و کامل ، دفاعهای اضطراب آور و دفاع‌های آشفته عمل می‌کنند.

استفاده از آرام بخش‌ها

داروهای آرام بخش نظیر: باربیتورات‌ها (Barbiturates) ، بنزودیازپین‌ها (Benzodiazepines) و … همگی اثر پاراسمپاتیک (Parasympathetic) داشته و موجب آرامش و خواب می‌شوند. داروهای آرام بخش بدین خاطر موثرند که اختلالات فیزیولوژیکی استرس را بی اثر می‌کنند. در واقع داروهای آرام بخش می‌توانند بصورت مصنوعی یک بهبود فیزیولوژیکی را راه اندازی نمایند. از طرف دیگر این داروها بی‌نتیجه هستند، زیرا به تلاش شخص برای مبارزه با پیامدهای شناختی و هیجانی استرس کمک نمی‌کنند. به عبارت دیگر این داروها موجب آرامش جسمی می‌شوند و برای تغییردادن منبع یا علت استرس کاری انجام نمی‌دهند.

آرامیدگی

روش‌های کنترل استرس نظیر آرامیدگی (Relaxation) ، مراقبه (Meditation) با کاهش دادن تنش جسمانی مثل داروهای آرام بخش عمل می‌کنند. امتیاز این روش‌ها این است که مشکلات داروهای آرام بخش را ندارند. بدین معنی که آنها موجب اعتیاد جسمانی و وابستگی روانی نمی‌شوند. این روش‌ها به فرد آموزش می‌دهند که آرام باشد، عمیقا تنفس کند و تنش عضلانی را آرام کند. انتقاد اساسی به این روش آن است که مردم قادر نیستند به راحتی پاسخ‌های فیزیولوژیکی خود را به هنگامی که در یک موقعیت استرس آور هستند کنترل کنند. به عبارت دیگر در حالی که فردی به پیامدهای از دست دادن کار یا گذراندن یک امتحان فکر می‌کند، حفظ کنترل شخصی بر فشار خون دشوار است. انتقاد دیگر (که به تمام روش‌های دفاعی وارداست) این است که این روش‌ها به جای درمان علت استرس نشانه‌های آن را درمان می‌کنند.

ورزش

افرادی که ورزش می‌کنند یا شرایط جسمی خود را در حالت طبیعی و خوب نگه می‌دارند، نسبت به افرادی که چنین وضعیتی ندارند، کمتر به اضطراب و افسردگی دچار می‌شوند. ورزش آثار منفی استرس را به روشهای مختلف کاهش می‌دهد، در درجه اول در موقع ورزش هورمون‌های واردشده به جریان خون به هنگام استرس ، مصرف می‌شوند و خطر آنها را کاهش می‌دهد. در درجه دوم تنش متراکم شده در ماهیچه‌ها را آزاد می‌کند و درنهایت نیرو ، نرمی و قدرت بدنی را افزایش می‌دهد و مقاومت دستگاهی ، قلبی - عروقی را زیادتر می‌کند. ورزش‌هایی که در هوای آزاد انجام می‌گیرد، موثرتر از ورزش‌های داخل سالن است. از بین ورزش‌های مفید می‌توان پیاده روی و دوچرخه سواری و شنا را نام برد.

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : استرس و راههای جلوگیری از استرس، 
برچسب ها : روش‌های مستقیم، مبارزه با استرس،
لینک های مرتبط :
جمعه 26 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       

 علت اصلی طلاق نداشتن مهارتهای زندگی

  یک جامعه شناس و استاد دانشگاه ریشه افزایش پدیده طلاق و زنهای مطلقه در کشور را بی توجهی نهادها به آموزش مهارتهای زندگی به جوانان عنوان کرد و گفت: بررسیها نشان می دهد از هر چهار ازدواج در کشور یک ازدواج در سال اول زندگی به طلاق ختم می شود.

 دکتر غلامرضا علیزاده در گفتگو با خبرنگار مهر با انتقاد از عدم آموزش مهارتهای زندگی گفت: در کشور ما هیچ نهادی، مهارتهای زندگی را به نسل جوان آموزش نمی دهد و این امر در کنار مشکلاتی از جمله مهیا نبودن امکانات زندگی باعث شده تا بسیاری از ازدواجها در سال اول زندگی به طلاق ختم شود.

 این اظهارات در حالی از سوی علیزاده مطرح می شود که هفته گذشته رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شده بود، از وجود ۶ میلیون زن طلاق گرفته در کشور خبر داد.

 جواد صادقی تصریح کرده بود: در کشور ما به علت وجود عوامل متعدد، نهاد خانواده متزلزل و آسیب پذیر شده است.

 علیزاده همچنین در ادامه گفتگو با مهر تصریح کرد: بررسیها نشان می دهد درصد بالایی از طلاقها در سال اول زندگی رخ می دهد و این در حالی است که در مناطق مرفه نشین این میزان آمار بالاتر است.

 به گفته علیزاده، در شهری همچون تهران مسائل اقتصادی عامل افزایش پدیده طلاق نیست و باید علت آن را در عدم آموزش مهارتهای زندگی جستجو کرد. چرا که بسیاری از جوانان در زمان آغاز زندگی مشترک هیچ آشنایی با مسائل و مشکلات زندگی ندارند.

 این استاد دانشگاه معتقد است: دو انسان با فرهنگ، منش، خانواده و نگرشهای متفاوت در زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز می کنند. در حالی که هیچ نهادی برای آشنایی آنان با مسائل زندگی تلاش و اقدامی نمی کند و این امر باعث می شود تا امروز با آمار نگران کننده ای در خصوص طلاق و زنان مطلقه مواجه باشیم.

 علیزاده خاطر نشان کرد: امروزه ازدواجها به صورت شتاب زده انجام می شود و چون انسانها در برخوردهای اول رفتار و واقعیت وجودی خود را بروز نمی دهند پس از ازدواج، رفتارهای نمایشی همچون پرده ای کنار می رود و رفتارها و چهره واقعی دو زوج نمایان می شود و در آن شرایط است که دو جوان احساس می کنند که به اندازه جغرافیای انسانی از یکدیگر فاصله دارند و وقتی راه حلی برای مسئله نیاموخته اند بنابراین به پاک کردن صورت مسئله اقدام می کنند و تقاضای طلاق می دهند.

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه







نوع مطلب : طلاق و ازدواج و عوامل موثر در آنها، 
برچسب ها : علت، طلاق،
لینک های مرتبط :
جمعه 26 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : دکتر مینا-ج       
بهداشت روانی چیست؟

بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان و بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که می‌تواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف می‌کند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرس‌زا بودن آن قابل توجه است. معمولا انتخاب یکی از حالات موجود موجب برطرف شدن اثرات مخرب تعارض می‌گردد. اما ماندن در چنین شرایطی به صورت طولانی مدت می‌توانند اثرات فزاینده مخربی داشته باشد.

بهداشت روانی

انواع تعارض و تاثیرات آن بر بهداشت روانی
تعارضات در انسان انواع مختلفی دارد. با اینکه خصوصیات مشترک تمامی آنها قرار گرفتن در وضعیتی است که فرد ناچار است از بین دو یا چند راه یکی رابرگزیند اما از لحاظ جاذبه یا دافعه بین تعارضات مقاومت از بین حالاتی که فرد می‌تواند انتخاب کند برخی حالات جاذب دارند یعنی فرد تمایل دارد آن حالات را برگزیند و در حالت دافع فرد تمایل دارد از انتخاب آن راه سرباز زند.


تعارض جاذب - جاذب و بهداشت روانی
در حالت تعارض جاذب - جاذب فرد در وضعیتی قرار می‌گیرد که ناچار است از میان دو راه که هر دو برای وی جذاب و مطلوب هستند یکی را انتخاب کند. و در واقع انتخاب یکی از این راهها مستلزم چشم‌پوشی از راه دیگر است. به عنوان مثال ساده‌ای تصور کنید فردی را که علاقه به دو سریال متفاوتی دارد که هر دو در یک ساعت واحد از دو شبکه تلویزیونی پخش می‌شوند فرد در حالت انتخاب یکی از این فیلمها برای تماشا کردن در حالت تعارض قرار دارد و به هر حال باید تصمیم‌گیری کند و یکی را برای تماشا کردن انتخاب کند و یا هیچیک را حالت سومی وجود ندارد چون فرد نمی‌تواند هر دو را در یک لحظه واحد تماشا کند.

در چنین موردی میزان استرس‌زایی این موقعیت پایین است و فرد احساس ناراحتی چندانی نمی‌کند و بهداشت روانی او چندان به مخاطره نمی‌افتد. اما مواردی از زندگی وجود دارد که انتخاب فرد اهمیت حیاتی دارد و فرد باید تصمیمی بگیرد که برای زندگی و یا بخشهای مهمی از زندگی او اهمیت قابل توجه دارد. به عنوان مثال فردی که در رشته مورد علاقه خود در شهر دیگری پذیرفته شده است و در همان زمان شغل مورد علاقه او در شهر خودش به او پیشنهاد شده است. قرار گرفتن در چنین وضعیتی برای فرد آزار دهنده است تا زمانی که انتخاب درستی کرده و خود را از وضعیت خارج کند.


تعارض دافع- دافع و بهداشت روانی
در حالتی تعارض دافع- دافع بوجود می‌آید که فرد ناچار است از بین دو یا چند وضعیتی یکی را انتخاب کند در حالی که به هیچ یک تمایل ندارد. مثل کسی که درد شدید بدنی دارد و از زدن آمپول هم ترس شدید دارد. ولی ناچار است یکی از این‌دو را که هر دو برایش ناگوار هستند یکی را انتخاب کند. در زندگی روزمره موارد زیادی از این حالت تعارض اتفاق می‌افتد که برخی از آنها مسائلی پیش افتاده‌تر بود. و درجه آزاردهندگی و استرس‌زایی آنها برای فرد پایین است اما مواردی نیز وجود دارند که فرد را در وضعیت بسیار ناگواری قرار می‌دهند و استرس زیادی را بر او تحمیل می‌کنند. تحمل چنین وضعیتی در دفعات مکرر یا مدت طولانی مدت اثرات مخرب بر بهداشت روانی فرد دارد.


تعارض جاذب- دافع و بهداشت روانی
این قبیل تعارضات که فرد با یک راه یا موقعیتی روبروست که هم برای فرد جذاب و هم دافع است. انسانها در حالاتی که می‌خواهند راهی انتخاب کنند که می‌دانند از برخی جهات آنها مفید و از برخی جهات برایشان نامناسب است دچار چنین حالاتی می‌شوند. مثل فردی که تمایل به ازدواج دارد ولی از سوی دیگر مشکلات بعد از آن مثل قبول مسئولیت و مشکلات مالی حاصل از زندگی مشترک و ... او را از این کار باز می‌دارد. این نوع تعارض معمولا بیشترین میزان استرس را بر فرد وارد می‌سازد و بهداشت روانی او را به مخاطره می‌اندازد.


تاثیر بهداشت روانی برحل تعارضات
تمامی انسانها خواه و ناخواه در وضعیتهایی قرار می‌گیرند که حاکی از وجود تعارض در یکی از انواع آن است. اما شیوه حل این تعرضات به عواملی بستگی دارد که یکی از این عوامل بهداشت روانی فرد است. افرادی که موفق به حفظ بهداشت روانی خود شده‌اند در چنین شرایطی با شیوه‌های مناسبی به حل تعارضات آن می‌پردازند و از میزان استرس‌زایی چنین موقعیتهایی می‌کاهند. آنها از شیوه‌هایی چون مهارتهای تصمیم‌گیری حل مساله و ... استفاده بهینه می‌کنند.

 بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : بهداشت روانی، 
برچسب ها : بهداشت روانی،
لینک های مرتبط :
ویژگی‌های رفتاری و روانی دانش آموزان در آموزش کلاسی 

دانش‌آموزان به عنوان آینده سازان جامعه، ‌افرادی حساس با ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که قسمت عمده شخصیت آن ها، در همین دوران نوجوانی و در کانون همین کلاس‌ها و در مدارس شکل می‌گیرد. توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد و نیر خصوصیات عمومی دانش‌آموزان و ایجاد بستری مناسب برای آموزش آن ها، می‌تواند گره از بسیاری از مشکلات بعدی باز کند. نگاهی گذرا به ویژگی‌های رفتاری شاگردان ما را به تعدادی از ویژگی‌های روانی سوق می‌دهد.

 

اضطراب

علی رغم باور عمومی، اضطراب به معنی واقعی کلمه، عاملی مشکل ساز نیست، بلکه عامل بسیاری از پیروزی‌ها می‌باشد. فرد بدون داشتن اضطراب نمی‌تواند به موقعیت‌های بهتر و موثرتر برسد. اما نوع شدید آن که غیر قابل تحمل باشد، برای فرد ایجاد مشکل خواهد کرد. اضطراب در واقع، واکنش در مقابل خطری که وجود خارجی ندارد، می‌باشد. می‌توان فردی را در نظر گرفت که با وجود داشتن فرصت کافی باز هم مسیرش را تا مقصد می‌رود که مبادا دیر برسد.

ویژگی‌های رفتاری و روانی دانش آموزان در آموزش کلاسی

و یا دانش‌آموزی که درس خود را خوبی یاد گرفته اما از ترس فراموش کردن به طور مداوم ناخن‌های خود را می‌جود. به این ترتیب اضطراب برای دانش آموز مانند مرض می‌شود و در صورت عدم مقابله صحیح با آن تبدیل به یکی از خصوصیات او می‌شود و حتی ممکن است اقدام بی‌موقع در جهت رفع این مشکل کمکی به ما نکند. یک معلم یا پدر و مادر آگاه خیلی زود می‌تواند کودک یا نوجوان پرخاشگر را تشخیص دهد. رنگ او همواره پریده و خودش نگران است. ضربان قلبش شدید می‌باشد و میل به پرخاشگری دارد.

باید این سوال را برایش ایجاد کنیم که وقتی خطری وجود ندارد، چرا باید واکنش وجود داشته باشد؟

 بنابراین اقدام نخست ایجاد آگاهی است که هیچ خطر خارجی که عامل این حالت ترس کاذب شده، وجود ندارد. قدم بعدی مطمئن ساختن فرد از عواقب این مسئله است. باید یک فرد مضطرب را اندک اندک از موقعیت اضطراب‌آورش دور کنیم و به او اطمینان بدهیم که نگرانی بیش از اندازه واقعا لازم نیست در صورت پاسخ ندادن فرد باید از والدین او کمک بگیریم.

 

خود  کم ‌بینی

خود کم‌بینی در تضاد با اعتماد به نفس و یکی از موانع بزرگ رشد شخصیت یه شمار می‌رود.فردی که فکر می‌کند کمتر از دیگران است و چیزی برای عرضه ندارد، در واقع دارای عقده خود کم‌بینی است. او در مسابقه‌ای شرکت نمی‌کند‌، از بازی‌های دسته جمعی گریزان است و از این رو در مقام مقایسه با دیگران احساس وحشت می‌کند. وظیفه یک معلم در برابر دانش آموز خود کم‌بین دشوار است.

او باید بتواند تشخیص دهد ناتوانایی‌های جسمی، نامناسب بودن لباس و حتی اسم در احساس خود کم‌بینی دخیل هستند. برای چنین مشکلی نباید به این کودکان به عنوان افرادی بیمار توجه نشان بدهیم، بلکه باید آن ها را همانند سایر افراد بشماریم، تنها با این تفاوت که آن ها یک مشکل قابل حل دارند. یک معلم توانا با دادن مسئولیت‌های قابل اجرا و در اندازه توان این افراد و با یاری کردن آن ها در به سامان رسانیدن آن کار، لذت اعتماد به نفس و پیروزی را به فرد می‌چشاند.

 

احساس مهم بودن

غالبا انسان‌ها دوست دارند ارزش واقعی‌شان توسط اطرافیان دریافته شود. شاید نتوان کسی را یافت که خود را از برخی جهات بهتر و برتر از دیگران بداند. البته بسیاری از افراد این میل درونی را آشکار نمی‌سازند، اما این بدان معنی نیست که چنین میلی وجود ندارد. افراد خود را مهم می‌دانند و سعی می‌کنند این مهم بودنشان هم برای خودشان و هم برای دیگران آشکار و روشن باشد.

اگر معلم بتواند به این احساس افراد ارزش قائل شود و به آنها از صمیم قلب احترام بگذارد و یادآوری کند که واقعا با هوش، توانا و موثر هستند، هنر معلمی خود را ایفا کرده است.نباید یک کودک یا نوجوان را که به طرز ناشیانه ابراز وجود می‌کند، سرخورده کرد، بلکه باید به جنب و جوش و فعالیت او اهمیت داد. اهمیت به احساس مهم بودن و تقویت آن باعث می‌شود، طرف مقابلمان ما را به عنوان فردی منحصر بپذیرد و بدین وسیله ما نفوذ قابل ملاحظه‌ای بر روی او خواهیم داشت.

 

حسادت

حسادت در افراد مختلف و به اشکال متفاوت جلوه می‌کند. چشم هم‌چشمی و مبارزه و رقابت نتیجه داشتن همین صفت است. حسادت می‌تواند مبنای بسیاری از پیروزی‌ها هم باشد، به شرط آنکه فرد به نسبت معمول و متعارفی این خصیصه را داشته باشد. اغلب دانش‌آموزان به دوستان صمیمی خود حسادت می‌کنند و دوست دارند همیشه نمره خودشان از نمره او بیشتر باشد و این عاملی در ایجاد رقابت بین دو نفر می‌باشد. ممکن است سوال اشتباه دوستش را که معلم متوجه نمی‌شده است، او بدهد. یک معلم نباید در اندیشه سرکوب این صنفت باشد، بلکه باید بتواند این ویژگی را در مسیر صحیح خود هدایت کند. اصولا نقش یک معلم در پرورش افراد باید نقش هدایت‌کننده باشد نه راهبرنده.

 

یک معلم می‌تواند حس رقابت و حسادت را در گروه‌ها ایجاد کند. مثلا بدین ترتیب که افراد کلاس را در گروه‌های خاصی تقسیم کند. یادگیری در گروه ها به اختیار باشد. سپس نامی را که هر گروه برای خود می‌پسندد برای آن گروه انتخاب کند. سپس به طور غیر مستقیم به ایجاد رقابت در این گروه‌ها بپردازد. او می‌تواند نمرات تمام افراد گروه جمع کرده و از آن ها میانگین بگیرد و عدد بدست آمده را به عنوان نمره یک گروه در نظر بگیرد.

ویژگی‌های رفتاری و روانی دانش آموزان در آموزش کلاسی

اعتماد به نفس

شناخت مثبت و سازنده که هر فرد از خود دارد، اعتماد به نفس می‌باشد. اعتماد به نفس به فرد کمک می‌کند تا نیروی درونی خود را به خوبی شناخته و از آنها در جهت شکوفایی استعدادها و بهبود زندگی خود بهره ببرد و فردی که اعتماد به نفس دارد در مقابله با مشکلات خود را نمی‌بازد و استقامت و پشتکار فراوانی از خود نشان می‌دهد. او در شرایط دشوار همواره خود را آماده نشان می‌دهد. و همواره دارای این تصور است که بهتر از هر کسی از عهده کارها بر می‌آید یک معلم در کلاس درس بدون شک با چنین افرادی مواجه خواهد شد. عدم توجه به این صفت باعث می‌شود، دانش آموز از معلم خود دور شود.

او دارای اثری نهفته‌ای است که باید توسط معلم و در جهت مثبت آزاد شود. می‌توان با دادن مسئولیت نمایندگی کلاس به فرد این احساس او را ارضا کرد. در مقابل افرادی هم هستند که اعتماد به نفس آنها بسیار ضعیف است، این صعف را هم می‌توان جبران کرد. یک معلم نباید دانش‌آموزی را که جسارت خودنمایی ندارد به حال خود رها کند. او باید در مقابل هر اظهار وجود دانش‌آموز خجل و سر به زیر او را در یک موقعیت دلپذیر قرار دهد. این موقعیت دلپذیر نقش تقویت‌کننده مثبتی را ایفا می‌کند که باعث می‌شود فرد رفتار دلیرانه را تکرارکند.

 

بی‌بند و باری

هر معلمی در کلاس درس خود با عده‌ای دانش‌آموزان نامرتب و بی‌بند و بار مواجه می‌شود. این بی‌بند و باری مطمئنا ریشه در بسیاری از عوامل دارد.

یک معلم متعهد باید از خود سوال کند چه عاملی باعث می‌شود عده‌ای از شاگردان دیر سر کلاس حاضر شوند؟ چگونه می‌شود که حرف‌های من اثری در رفتار بعضی‌ها ندارد؟

چرا عده‌ای مخالف قوانین مدرسه لباس می‌پوشند و سر و وضع خود را می‌آرایند؟

این گونه رفتارها در واقع از خانواده، جامعه، زندگی خصوصی و حتی دوستان فرد تاثیر پذیرفته است.تعهد و مسئولیت معلم در قبال این گروه از دانش‌آموزان بسیار زیادتر است. او باید مانند یک روانکاو شاگردش را روانکاوی کند. او باید خانواده و دوستان شاگردش را بشناسد. اگر چه این کار فرصت حوصله بسیاری می‌خواهد، اما از آنجایی ‌که تربیت یک انسان، با ویژگی‌های انسانی کار پراهمیتی است، توجه به این نوع ناهنجاری ها و کمک به حل و رفع آنها می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد. بی‌بند و باری، اگر زود تشخیص داده و مهار نشود، بزهکاری را بدنبال خواهد داشت.

 

پرخاشگری

فردی که جایگاه خود را در این دنیا به درستی درنیافته است، کسی که از نعمت یک خانواده آرام و منسجم محروم است، کسی که طعم طلاق و جدایی پدر و مادر چشیده، کسی که همیشه به دلیل فقر فرهنگی و اقتصادی همیشه تحت فشار بوده، پرخاشگر، خود آزار و دیگر آزار می‌شود. او می‌خواهد از تمام دنیا به خاطر بی‌رحمی‌هایش و بخاطر توزیع ناعادلانه امکانات انتقام بگیرد.

باید به این افراد بیاموزیم که عملا و واقعا همه انسان‌ها نمی‌توانند از سهم یکسانی در این دنیا بهره‌مند شوند. و برای مقابله با این تفاوت‌ها نباید در پی انتقام از کسی بود. بلکه باید سعی کنیم در سایه تلاش و کوشش موقعیت خود را بالا ببریم و به موقعیتی که در حسرتش بودیم، برسیم. همچنین می‌توان با خانواده فرد پرخاشگر صحبت کرد تا شاید راهی برای بهبود روابط آن ها پیدا کرد. چرا که حتما این پرخاشگری ریشه‌ای هم در خانواده دارد. از آنجا که ناهنجاری عوامل نامحدودی دارد، یک معلم نمی‌تواند همه را از بین ببرید، ولی می‌توانند در رفع پیامدهای آن نقش موثری داشته باشد و حدالامکان آن را تقلیل دهد.

 

نتیجه گیری

دانش‌آموزان به عنوان آینده سازان جامعه، ‌افرادی حساس با ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که قسمت عمده شخصیت آن ها، در همین دوران نوجوانی و در کانون همین کلاس‌ها و در مدارس شکل می‌گیرد. توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد و نیر خصوصیات عمومی دانش‌آموزان و ایجاد بستری مناسب برای آموزش آنها می‌تواند گره از بسیاری از مشکلات بعدی باز کند. مدارس باید جای امنی برای فراگیران باشد. به گونه‌ای که دانش‌آموز در آنجا احساس راحتی کند. جلسه امتحان نباید صورت باز خواست، اضطراب آور و تنش‌زا باشد.

رابطه مدرسه با اولیا کودکان باید بهبود یابد و پدر و مادر باید عوامل قابل ذکر کودکانشان را به معلم و مسئولان مدرسه توضیح دهند، تا شاید به این وسیله یک ارتباط مناسب بین شاگرد، مدرسه و والدین برقرار شود. و آخر اینکه سازمان آموزش و پرورش بهتر است افرادی را به عنوان معلم جذب کند که به روانشناسی و علوم تربیتی آشنا باشد و معلمان نیز بعد از حضور در کلاس تمام موارد جانبی زندگی خود را کنار گذاشته و به ایفای وظیفه و تعهد خود بپردازند.

منبع: tebyan.net


برچسب‌ها: 



نوع مطلب : اموزش و دانش آموزان، 
برچسب ها : ویژگی‌ها، رفتاری و روانی، دانش آموزان، آموزش، کلاس درس،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

Raymond Cattell ریموند کتل

Raymond Bernard Cattell ریموند برنارد کتل
Born متولد
( 1905-03-20 ) 20 March 1905 (1905/03/20) 20 مارس سال 1905
Hilltop, near Birmingham , England تپه، در نزدیکی بیرمنگام ، انگلستان
Died درگذشت
2 February 1998 ( 1998-02-02 ) (aged 92) 2 فوریه 1998 (1998/02/02) (سن 92)
Honolulu , Hawaii هونولولو ، هاوایی
Nationality ملیت
British - American انگلیسی - آمریکایی
Known for شناخته شده برای
16 Personality Factors , Fluid and crystallized intelligence , Culture Fair Intelligence Test 16 عوامل شخصیتی ، سیال و هوش متبلور ، آزمون هوش فرهنگ نمایشگاه
Raymond Bernard Cattell (20 March 1905 – 2 February 1998) was a British and American psychologist , known for his exploration of many areas in psychology. ریموند برنارد کتل (20 مارس 1905 - 2 فوریه 1998) بریتانیا و آمریکا بود ، روانشناس ، شناخته شده برای اکتشاف خود را در بسیاری از مناطق در روانشناسی است. These areas included: the basic dimensions of personality and temperament , a range of cognitive abilities, the dynamic dimensions of motivation and emotion , the clinical dimensions of personality, patterns of group and social behavior, applications of personality research to psychotherapy and learning theory , predictors of creativity and achievement, and many scientific research methods for exploring and measuring these areas. این مناطق عبارتند از: ابعاد اساسی شخصیت و خلق و خوی ، طیف وسیعی از توانایی های شناختی، ابعاد پویا از انگیزه و احساسات ، ابعاد بالینی شخصیت، الگوهای گروه و رفتار اجتماعی، برنامه های کاربردی از تحقیقات شخصیت به روان درمانی و یادگیری نظریه ، پیش بینی خلاقیت و موفقیت، و بسیاری از روشهای پژوهش علمی برای بررسی و اندازه گیری این مناطق است. Cattell was famously productive throughout his 92 years, authoring and co-authoring over 50 books and 500 articles, and over 30 standardized tests. کتل معروف تولیدی خود را در سراسر 92 سال، نوشتن و همکاری برای نوشتن بیش از 50 کتاب و 500 مقاله، و بیش از 30 آزمون های استاندارد شده بود. According to a widely cited ranking, he was the 16th most influential and eminent psychologist of the 20th century. [ 1 ] با توجه به رتبه بندی به طور گسترده ای اشاره کرد، او 16 با نفوذ و برجسته ترین روانشناس قرن 20th بود. [1]
As a psychologist, Cattell was rigorously devoted to the scientific method. به عنوان یک روانشناس، کتل با دقت به روش علمی اختصاص داده شده است. He was an early proponent of using factor analytical methods instead of what he called "verbal theorizing" to explore the basic dimensions of personality, motivation, and cognitive abilities. او از طرفداران اولیه استفاده از روش های تحلیلی عامل به جای آنچه که او به نام "نظریه پردازی کلامی" به بررسی ابعاد اساسی شخصیت، انگیزه، و توانایی های شناختی. One of the most important results of Cattell's application of factor analysis was his discovery of 16 factors underlying human personality. یکی از مهم ترین نتایج از کاربرد تحلیل عاملی کتل از کشف خود را به از 16 عوامل اساسی شخصیت انسانی بود. He called these factors "source traits" because he believed they provide the underlying source for the surface behaviors we think of as personality. [ 2 ] This theory of personality factors and the instrument used to measure them are known respectively as the 16 personality factor model and the 16PF Questionnaire . او به نام این عوامل "صفات منبع" چون او معتقد است که منبع اساسی برای سطح ارائه آنها رفتارهای ما به عنوان شخصیت فکر می کنم. [2] این نظریه از عوامل شخصیت و ابزار مورد استفاده به آنها را اندازه گیری به ترتیب به عنوان شناخته شده است 16 فاکتور مدل شخصیت و پرسشنامه 16PF .
Although Cattell is best known for identifying the dimensions of personality, he also studied basic dimensions of other domains: intelligence , motivation , and vocational interests. اگرچه کتل است بهترین راه حل برای شناسایی ابعاد شخصیت شناخته شده است، او همچنین به مطالعه ابعاد اساسی از حوزه های دیگر: هوش ، انگیزه ، و منافع حرفه ای. Cattell theorized the existence of fluid and crystallized intelligences to explain human cognitive ability, and authored the Culture Fair Intelligence Test to minimize the bias of written language and cultural background in intelligence testing. کتل استدلال وجود سیال و هوش متبلور به توضیح توانایی های شناختی انسان، و فرهنگ تست هوش عادلانه برای به حداقل رساندن تعصب از زبان نوشته شده است و زمینه های فرهنگی در تست هوش است.
Contents محتویات 1 Innovations and accomplishments 1 نوآوری ها و دستاوردهای 2 Biography 2 بیوگرافی 2.1 England 2.1 انگلستان 2.2 United States 2.2 ایالات متحده 3 Scientific orientation 3 گرایش علمی 4 Multivariate research 4 تحقیقات چند متغیره 5 Factor analysis 5 تحلیل عاملی 6 Personality theory 6 شخصیت نظریه 7 Criticism and the APA Lifetime Achievement Award 7 نقد و جایزه دستاورد تمام عمر APA 8 Selected publications 8 برگزیده نشریات 9 Comprehensive list of Cattell's books 9 فهرست جامع از کتاب کتل 10 See also 10 مشاهده 11 References 11 پیوند به بیرون 12 External links 12 پیوند به بیرون
[ edit ] Innovations and accomplishmentsابداعات و دستاوردهای
Cattell's principal accomplishments were in personality, intelligence, and statistics . دستاوردهای اصلی کتل در شخصیت، هوش، و آمار . In personality, he is best remembered for his 16-factor model of personality , arguing for this over Eysenck's simpler 3-factor model, and developing tests to measure his primary factors in the form of the 16PF Questionnaire. در شخصیت، او بهترین راه حل برای او به یاد مدل 16 عامل شخصیت ، استدلال بر ساده آیزنک مدل 3 عامل و در حال توسعه آزمون برای اندازه گیری عوامل اولیه خود را در فرم پرسشنامه 16PF. He was the first to propose a hierarchical, multi-level model of personality with basic primary factors at the first level and the broader, "second-order," or global traits of personality at a higher level of personality organization (Cattell, 1943). او برای اولین بار به پیشنهاد یک مدل سلسله مراتبی، در سطح چند شخصیت با عوامل اساسی اولیه در سطح اول و گسترده تر، "دوم،" و یا صفات جهانی از شخصیت ها در یک سطح بالاتر از سازمان شخصیتی (کتل، 1943) است. These five global traits are now identified with the widely used Big Five model of personality. این پنج صفات جهانی در حال حاضر با به طور گسترده ای استفاده می شود شناسایی مدل پنج عامل بزرگ شخصیت. His research lead to additional conceptual advances - for instance distinguishing state versus trait measurement of personality: immediate, transitory states versus long-term, enduring trait levels on traits such as anxiety. تحقیقات او منجر به پیشرفت های اضافی مفهومی - برای متمایز به عنوان مثال دولت در مقابل اندازه گیری صفت شخصیت: فوری، ایالات زودگذر در مقابل طولانی مدت، سطح صفت پایدار در صفات مانند اضطراب. In intelligence, Cattell is best identified with the distinction of fluid and crystallized intelligence : current, abstract, adaptive intellectual abilities versus applied or crystallized knowledge. در هوش، کتل بهتر است با تمایز شناسایی جریان سیال و هوش متبلور ، انتزاعی، توانایی های فکری تطبیقی ​​در مقابل اعمال شده یا تبلور دانش. As a theoretical underpinning for this distinction, Cattell developed the investment-model of ability, arguing that crystallized ability emerged out of investment of fluid ability in a topic of knowledge. به عنوان یک شالوده نظری برای این تمایز، کتل توسعه سرمایه گذاری مدل از توانایی، با این استدلال که متبلور توانایی سرمایه گذاری توانایی سیال در یک موضوع از دانش پدید آمده است. He thus contributed to cognitive epidemiology, arguing that crystallized knowledge, while initially lagging fluid ability, could be maintained or even increase after fluid ability began to decline, a concept embodied in the National Adult Reading Test (NART). او در نتیجه کمک به شناختی اپیدمیولوژی، با این استدلال که دانش متبلور شده، در حالی که در ابتدا عقب مانده توانایی مایع، می تواند حفظ شود و یا حتی افزایش بعد از توانایی مایع شروع به کاهش، یک مفهوم مندرج در آزمون خواندن بزرگسالان ملی (NART). Cattell developed his own ability test, the Culture Fair Intelligence Scales , designed to minimize the effect of cultural or educational background and provide a completely non-verbal measure of intelligence such as that now seen in the Raven's . کتل آزمون توانایی خود را، فرهنگ مقیاس های اطلاعات نمایشگاه ، طراحی شده برای به حداقل رساندن اثر از زمینه های فرهنگی و آموزشی و ارائه کاملا غیر کلامی اندازه گیری از اطلاعاتی مانند آنچه که در حال حاضر در دیده کلاغ .
In statistics, he founded the Society of Multivariate Experimental Psychology (1960) and its journal Multivariate Behavioral Research . در آمار، او تاسیس انجمن روانشناسی چند متغیره تجربی (1960) و مجله آن چند متغیره تحقیقات رفتاری. He was an early and frequent user of factor analysis , and developed improvements for this process, such as the Scree Test which used the curve of latent roots to judge the best number of factors to result from a factor analysis . کاربر زودهنگام و مکرر از تجزیه و تحلیل عامل ، و توسعه پیشرفت این فرایند، مانند Scree در آزمون که با استفاده از منحنی ریشه های نهفته را به قضاوت تعدادی از عوامل از نتیجه تحلیل عاملی است . He also developed a new factor analysis rotation, the "Procrustes" rotation, designed to test the fit of data to a prior-hypothesized factor structure. او همچنین عامل جدید چرخش تجزیه و تحلیل، "چرخش" Procrustes، طراحی شده برای تست مناسب از داده ها را به ساختار عامل قبلی فرض شده است. Additional contributions include the Coefficient of Profile Similarity (taking account of shape, scatter, and level of two score profiles),the Dynamic Calculus for assessing interests and motivation, P-technique factor analysis for an occasion-by-variable matrix, the Taxonome program for ascertaining the number and contents of clusters in a data set, the Basic Data Relations Box (assessing the dimensions of experimental designs), sampling of variables, as opposed to or in conjunction with sampling of persons; the group syntality construct: the "personality" of a group; factoring or repeated measures on single individuals to study fluctuating personality states, and Multiple Abstract Variance Analysis (MAVA) with "specification equations" embodying genetic and environmental variables and their interactions. کمک های اضافی شامل ضریب تشابه مشخصات (با در نظر گرفتن شکل، پراکنده، و سطح دو از پروفیل های نمره)، حساب دیفرانسیل و انتگرال پویا برای ارزیابی منافع و انگیزه، P-روش تحلیل عاملی برای مناسبت های متغیر ماتریس، برنامه Taxonome برای ascertaining تعداد ها و محتویات خوشه در یک مجموعه داده ها، اطلاعات اساسی روابط جعبه (ارزیابی ابعاد طرح تجربی)، نمونه برداری از متغیرها، به عنوان مخالف و یا در رابطه با نمونه گیری از افراد، گروه syntality ساخت: شخصیت " "از یک گروه، مقاطعه یا اندازه گیری های مکرر در افراد مجرد به مطالعه ایالات شخصیت نوسان است، و خلاصه تحلیل واریانس چندگانه (MAVA) با" معادلات مشخصات "مجسم از عوامل ژنتیکی و محیطی و تعاملات آنها.
[ edit ] Biographyزندگینامه
[ edit ] Englandانگلستان
Raymond Cattell was born in 1905 in Hilltop, a small town in England near Birmingham , where his father's family was involved in inventing new parts for engines, automobiles, and other machines. ریموند کتل در سال 1905 در تپه، شهر کوچکی در انگلستان در نزدیکی بیرمنگام به دنیا آمد ، که در آن خانواده پدرش در ابداع قطعات جدید برای موتورهای، خودرو، و دستگاه های دیگر، درگیر شد. It was a time when the burgeoning scientific ideas influenced his perspective on how to make a difference in the world. این زمانی بود که ایده رو به رشد علمی، دیدگاه خود را در مورد چگونگی ساخت یک تفاوت در جهان تحت تاثیر قرار. He wrote: "1905 was a felicitous year in which to be born. The airplane was just a year old. The Curies and Rutherford in that year penetrated the heart of the atom and the mystery of its radiations, Binet launched the first intelligence test, and Einstein, the theory of relativity." [ 3 ] او نوشته است: "سال 1905 سال felicitous که در آن به دنیا آمد، هواپیما فقط یک ساله در Curies و رادرفورد در آن سال، نفوذ به قلب از اتم و رمز و راز از اشعه های آن، بینه راه اندازی نخستین آزمون هوش، و اینشتین، تئوری نسبیت ". [3]
When Cattell was about 5 years old, his family moved to Torquay, Devon , in the south of England, where he grew up with strong interests in science and spent a lot of time sailing around the coastline. زمانی که کتل حدود 5 ساله بود، خانواده اش به Torquay، دوون ، در جنوب انگلستان، جایی که او با منافع قوی در علم بزرگ شد و بسیاری از قایقرانی زمان در اطراف خط ساحلی به سر برد. He was the first of his family (and the only one in his generation) to attend university: In 1921, he was awarded a scholarship to study chemistry at the University of London , where he obtained a Bachelor of Science at the age of 19. او برای اولین بار از خانواده اش (و تنها در نسل او) را به حضور در دانشگاه بود: در سال 1921، او یک بورس تحصیلی برای تحصیل شیمی را در دانشگاه لندن ، جایی که او به دست آمده لیسانس علوم در سن 19 سالگی به او اعطا شد . While studying physics and chemistry at university he learned from influential people in many other fields, who visited or lived in London. در حالی که تحصیل فیزیک و شیمی در دانشگاه او را از افراد با نفوذ در بسیاری از زمینه های دیگر، مراجعه و یا زندگی در لندن آموخته است. He writes: "[I] browsed far outside science in my reading and attended public lectures - Bertrand Russell , HG Wells , Huxley , and Shaw being my favorite speakers (the last, in a meeting at King's College, converted me to vegetarianism - for almost two years!)." [ 4 ] او می نویسد: "[I] دور خارج علم در خواندن من مرور و با حضور در سخنرانی های عمومی - برتراند راسل ، HG ولز ، هاکسلی ، و شاو بودن سخنرانان مورد علاقه من (آخرین، در نشستی در کالج کینگ، من تبدیل به گیاهخواری - برای تقریبا دو سال!) ". [4]
As he observed first-hand the terrible destruction and suffering after World War I , he was increasingly attracted to the idea of applying the tools of science to the serious human problems that he saw around him. همانطور که او مشاهده دست اول تخریب وحشتناک و رنج پس از جنگ جهانی اول ، او به طور فزاینده ای به این ایده استفاده از ابزار علم به مشکلات جدی بشر که او در اطراف او را دیدم خود جلب کرده است. He stated that in the cultural upheaval after WWI, he felt that his laboratory table had begun to seem too small and the world's problems so vast. [ 4 ] Thus, he decided to change his field of study and pursue a Ph.D in psychology at the University College, London , which he received in 1929. او اظهار داشت که در تحول فرهنگی پس از جنگ جهانی اول، او احساس کرد که میز آزمایشگاه خود را به نظر می رسد بیش از حد کوچک و مشکلات دنیا آنقدر وسیع را آغاز کرده است. [4] به این ترتیب، او تصمیم به تغییر رشته خود را از مطالعه و پیگیری دکتری در روانشناسی در کالج دانشگاه لندن ، که او در سال 1929 دریافت کرد.
While working on his Ph.D., Cattell accepted a position teaching and counseling in the Department of Education at Exeter University . در حالی که مشغول کار بر روی دکترای خود را، کتل آموزش و مشاوره در وزارت آموزش و پرورش در دانشگاه اکستر را پذیرفت . He ultimately found this disappointing because there were no resources to conduct research there. او در نهایت در بر داشت این ناامید کننده است زیرا هیچ منابع برای انجام پژوهش وجود دارد وجود دارد. During his three years at Exeter, Cattell courted and married Monica Rogers, whom he had known since his boyhood in Devon and they had a son together. وی در طول سه سال در اکستر، کتل عناصر و ازدواج مونیکا راجرز، که او از زمان بچگی خود را در شناخته شده بود دوان و آنها تا به حال یک پسر را با هم. Soon afterward he moved to Leicester where he organized one of England's first child guidance clinics. به زودی پس از آن، او به لستر نقل مکان کرد جایی که او سازماندهی یکی از کلینیک های اولین فرزند انگلستان راهنمایی. It was also in this time period that he finished his first book "Under Sail Through Red Devon," which described his many adventures sailing around the coastline and estuaries of South Devon and Dartmoor. همچنین، در این دوره زمانی بود که اولین کتاب خود "تحت دریانوردی از طریق سرخ دوون،" که قایقرانی ماجراهای بسیاری خود را در سراسر خط ساحلی و مصب جنوب دوون و Dartmoor توصیف او به پایان رسید.
[ edit ] United Statesایالات متحده
In 1937, he reluctantly left England and moved to the United States, when he was invited by Edward Thorndike , to come to Columbia University . در سال 1937، او با اکراه به سمت چپ انگلستان و به ایالات متحده نقل مکان کرد، هنگامی که او دعوت شده بود ادوارد Thorndike ، برای آمدن به دانشگاه کلمبیا است . Then, when the G. Stanley Hall professorship in Psychology became available at Clark University in 1938, Cattell was recommended by Thorndike and was appointed to the position at the age of 34. سپس، هنگامی که استادی استنلی هال در روانشناسی موجود در دانشگاه کلارک در سال 1938 شد، کتل توسط Thorndike توصیه می شود شد و به سمت در سن از 34 منصوب شد.
After a few productive years at Clark, he was invited by Gordon Allport to join the Harvard University faculty in 1941. او پس از چند سال تولیدی در کلارک، دعوت شد گوردون آلپورت برای پیوستن به این دانشکده در سال 1941 از دانشگاه هاروارد است. While at Harvard he planned and began some of the research in personality that would become the foundation for much of his later work in this area. در حالی که در دانشگاه هاروارد او برنامه ریزی شده و برخی از پژوهش در شخصیت است که می تواند تبدیل به پایه و اساس بسیاری از کار بعد از خود را در این زمینه آغاز شد.
During World War II , Cattell served as a civilian consultant to the US government researching and developing tests for selecting officers in the armed forces. کتل در طول جنگ جهانی دوم ، به عنوان یک مشاور غیر نظامی به دولت آمریکا تحقیق و توسعه آزمون برای انتخاب افسران در نیروهای مسلح خدمت کرده است. With the war coming to an end, Cattell returned to teaching at Harvard and married Alberta Karen Schuettler, a Ph.D. با جنگ به پایان، کتل بازگشت به تدریس در دانشگاه هاروارد و ازدواج کارن شوئتلر آلبرتا، دکتر student in mathematics at Radcliffe College . دانش آموزان در ریاضیات در دانشگاه «رادکلیف» . Over the years, she worked with Cattell on many aspects of his research, writing, and test development. در طول این سالها، او با کتل در بسیاری از جنبه های تحقیق، نوشتن، و توسعه آزمون خود را مشغول به کار شد. They were married for over 30 years and had three daughters and a son. آنها برای بیش از 30 سال ازدواج کرده بودند و تا به حال سه دختر و یک پسر است.
At this time Herbert Woodrow, Professor of Psychology at the University of Illinois at Urbana-Champaign and President of the APA, was searching for someone with a background in multivariate methods to establish a research laboratory. در این زمان، وودرو هربرت، استاد روانشناسی در دانشگاه ایلینویز در Urbana-Champaign و رئیس جمهور از APA، برای کسی که با یک پس زمینه در روش های چند متغیره برای ایجاد یک آزمایشگاه تحقیقاتی بود. Cattell was invited to assume this position in 1945 and he accepted. کتل به فرض این موقعیت در سال 1945 دعوت شده بود و آن را پذیرفت. With this newly created research professorship in psychology, he was able to obtain sufficient grant support for two Ph.D. با این استادی تحقیقات به تازگی ایجاد شده در روانشناسی، او قادر بود برای به دست آوردن حمایت مالی کافی برای دو دکترا associates, four graduate research assistants, and clerical assistance. همکاران، چهار دستیاران فارغ التحصیل پژوهش، و کمک های روحانی است.
One reason that Cattell moved to the University of Illinois was that they were developing the first electronic computer , the Illiac I there, which made it possible for him to complete large-scale factor analyses, which had here-to-fore been impossible to conduct. یکی از دلایل این است که کتل به دانشگاه ایلینوی نقل مکان کرد، این بود که آنها در حال توسعه الکترونیکی کامپیوتر ، Illiac من وجود دارد، ساخته شده است که این امکان را برای او برای تکمیل تجزیه و تحلیل عامل مقیاس بزرگ، که در اینجا به جلو بوده است غیر ممکن به انجام است. At the University of Illinois, Raymond Cattell founded the Laboratory of Personality Assessment and Group Behavior. در دانشگاه ایلینوی، ریموند کتل تاسیس آزمایشگاه ارزیابی شخصیت و رفتار گروهی. In 1949 he and his wife, Alberta Karen Cattell, founded The Institute for Personality and Ability Testing (IPAT) . در سال 1949 او و همسرش، آلبرتا کارن کتل، تاسیس موسسه برای شخصیت و توانایی تست (IPAT). Karen Cattell served as director of IPAT until 1993. کارن کتل به عنوان مدیر IPAT تا سال 1993 خدمت کرده است.
In 1960, Cattell organized and convened an international symposium to increase communication and cooperation among psychological researchers who were using multivariate statistics to study human behavior. در سال 1960، کتل سازماندهی و تشکیل سمپوزیوم بین المللی برای افزایش ارتباط و همکاری میان محققان روانی بودند که با استفاده از آمار چند متغیره برای مطالعه رفتار انسان است. This resulted in the foundation of the Society of Multivariate Experimental Psychology . این باعث در بنیاد جامعه از روانشناسی تجربی چند متغیره است. He remained in the Illinois research professorship until he reached the University's required retirement age in 1973. او در مقام استادی تحقیقات ایلینوی باقی ماند تا زمانی که سن بازنشستگی مورد نیاز این دانشگاه در سال 1973 رسیده است. A few years after he retired from the University of Illinois he built a home in Boulder, Colorado , where he wrote and published the results of a variety of research projects that had been left unfinished in Illinois. چند سال پس از او از دانشگاه ایلینوی بازنشسته و او را یک خانه ساخته شده در بولدر، کلرادو ، که در آن او می نویسد و منتشر شد، نتایج به دست آمده از انواع پروژه های تحقیقاتی که در سمت چپ ناتمام در ایلینویز بود.
In 1977 he decided to move to Hawaii, largely because of his lifelong love of the ocean and sailing (see his first book Under Sail Through Red Devon which he wrote about his early years of extensive sailing around his home in Devon, England). در سال 1977 او تصمیم گرفت به حرکت به هاوایی، عمدتا به دلیل عشق مادام العمر خود را از اقیانوس و دریانوردی (نگاه کنید به کتاب خود را برای اولین بار تحت بادبان از طریق سرخ دوون است که او در مورد سال های اولیه خود را از قایقرانی گسترده ای در اطراف خانه خود را در دوون، انگلستان نوشت). He continued his career as a part-time professor and advisor at the University of Hawaii . او کار خود را به عنوان استاد پاره وقت و مشاور در ادامه دانشگاه هاوایی . He also served as adjunct faculty of the Hawaii School of Professional Psychology, which became the American School of Professional Psychology. او همچنین به عنوان کمکی دانشکده دانشکده هاوایی روانشناسی حرفه ای، دانشکده روانشناسی حرفه ای آمریکا تبدیل شد خدمت کرده است. After settling in Hawaii he married Heather Birkett, a clinical psychologist , who later carried out extensive research using the 16PF and other tests. او پس از اقامت در هاوایی ازدواج Birkett هدر، روانشناس بالینی ، که بعد از انجام تحقیقات گسترده با استفاده از آزمون 16PF و دیگر. During the last two decades of his life in Hawaii, Cattell continued to publish a variety of scientific articles, as well as books on motivation, the scientific use of factor analysis, two volumes of personality and learning theory, the inheritance of personality and ability, structured learning theory; and co-edited a book on functional psychological testing, as well as a revision of his Handbook of Multivariate Experimental Psychology. در طول دو دهه گذشته از عمر خود را در هاوایی، کتل ادامه داد: برای انتشار انواع مقالات علمی، و همچنین به عنوان کتاب بر روی انگیزه، علمی استفاده از تحلیل عاملی، دو جلد از شخصیت و نظریه یادگیری، ارث از شخصیت و توانایی، ساختار نظریه یادگیری و همکاری ویرایش کتاب در تست عملکرد روانی، و همچنین تجدید نظر در آموزه خود را از روانشناسی تجربی چند متغیره است.
Cattell and his wife Heather Birkett Cattell lived on a lagoon in the southeast corner of Oahu where he kept a small sailing boat. همسر خود را هدر Birkett کتل و کتل در تالاب، در گوشه جنوب شرقی زندگی می کردند اوآهو که در آن او نگه داشته قایقرانی یک قایق کوچک. Around 1990, he had to give up his nearly 80-year sailing career because of navigational challenges resulting from old age. در حدود سال 1990، او مجبور به رها کردن نزدیک به 80 سال زندگی حرفه ای قایقرانی خود را به خاطر از چالش های ناوبری ناشی از سن است. He died peacefully at home in Honolulu on 2 February 1998, at the age of 92 (one month short of 93). او مسالمت آمیز در خانه در فوت هونولولو در 2 فوریه 1998، در سن 92 (یک ماه از 93). He is buried in the Valley of the Temples on a hillside overlooking the sea. [2] Consistent with his will, his remaining funds have been used to build a school for underprivileged children in Cambodia [3] . او در دره از معابد در دامنه کوه مشرف به دریا به خاک سپرده شده است. [2] مطابق با خواست و اراده خود را، صندوق های باقی مانده خود را شده اند مورد استفاده قرار گیرد، برای ساخت یک مدرسه برای کودکان محروم در کامبوج [3] .
[ edit ] Scientific orientationگرایش علمی
When Cattell entered the field of psychology in the 1920s, he felt that the domain of personality was dominated by ideas that were largely theoretical and intuitive with little research basis. هنگامی که کتل زمینه روانشناسی در 1920s وارد شد، او احساس کردند که دامنه شخصیت ایده هایی که عمدتا نظری و بصری با اساس تحقیقات کمی حاکم بود. Cattell believed in EL Thorndike's empirical viewpoint that “If something actually did exist, it existed in some amount and hence could be measured.” کتل معتقد به دیدگاه تجربی EL Thorndike که "اگر چیزی واقعا وجود داشته باشد، آن را در مقداری وجود داشته و از این رو می توان اندازه گیری شده است."
Cattell found that concepts used by early psychological theorists tended to be subjective and poorly defined. کتل که مفاهیم مورد استفاده توسط نظریه پردازان اولیه روانی تمایل به ذهنی و ضعیف تعریف شده است. For example, after examining over 400 published papers on the topic of "anxiety" in 1965, Cattell stated "The studies showed so many fundamentally different meanings used for anxiety and different ways of measuring it, that the studies could not even be integrated.”. [ 5 ] Early personality theorists tended to provide little objective evidence or research bases for their theories. Cattell wanted psychology to become more like other sciences, where a theory could be tested in an objective way that could be understood and replicated by others. In Cattell's words: به عنوان مثال، پس از بررسی منتشر شده بیش از 400 مقاله در موضوع "اضطراب" در سال 1965، کتل اظهار داشت: "این مطالعات نشان داد به طوری که بسیاری از معانی اساسا متفاوت مورد استفاده برای اضطراب و روش های مختلف اندازه گیری آن، که مطالعات انجام شده حتی نمی توان یکپارچه است." [5] نظریه پردازان شخصیت اولیه تمایل به ارائه شواهد عینی کمی و یا پایگاه های پژوهشی نظریهها خود را کتل می خواست روانشناسی بیشتر مانند علوم دیگر، که در آن یک نظریه می تواند در راه هدف است که می تواند توسط دیگران درک و تکرار آزمایش تبدیل شده است. کلمات کتل:
“Psychology appeared to be a jungle of confusing, conflicting, and arbitrary concepts. "روانشناسی به نظر می رسد به عنوان یک جنگل از مفاهیم گیج کننده، متضاد، و خودسرانه است. These pre-scientific theories doubtless contained insights which still surpass in refinement those depended upon by psychiatrists or psychologists today. این نظریه علمی بدون شک بینش که هنوز هم در پالایش کسانی بر توسط روانپزشکان و روانشناسان وابسته پیشی بگیرد. But who knows, among the many brilliant ideas offered, which are the true ones? اما چه کسی می داند، در میان بسیاری از ایده های درخشان ارائه شده، که هستند درست است؟ Some will claim that the statements of one theorist are correct, but others will favour the views of another. بعضی ها ادعا می کنند که اظهارات یکی از نظریه پرداز درست است، اما دیگران را از دیدگاه دیگری به نفع. Then there is no objective way of sorting out the truth except through scientific research." [ 6 ] پس از آن هیچ هدف از مرتب سازی حقیقت جز از طریق تحقیقات علمی وجود دارد. [6]
Psychologist Art Sweney, an expert in psychometrics, summed up Cattell's methodology: هنر Sweney، روانشناس، متخصص در روان، خلاصه تا روش کتل:
“He was without exception the one man who made the most major strides in systematizing the field of behavioral science from all of its diverse facets into a real science based on empirical, replicable and universal principles. "او بدون استثنا این مرد، یکی که بزرگ ترین گام را در زمینه علوم رفتاری نظام از تمام جنبه های متنوع آن را به یک علم واقعی بر اساس اصول تجربی، تکرار و جهانی ساخته شده بود. Seldom has psychology had such a determined, systematic explorer dedicated not only to the basic search for scientific knowledge but also to the need to apply science for the benefit of all.” [4] ندرت روانشناسی تا به حال چنین اکسپلورر سیستماتیک و تعیین شده، اختصاص داده شده نه تنها به جست و اساسی برای دانش علمی است، اما همچنین به نیاز به اعمال علم به نفع همه است. [4]

بازگشت به وبلاگ اصلی دانلود رایگان پایان نامه






نوع مطلب :
برچسب ها : Raymond Cattell، ریموند، کتل، دانلود رایگان پایان نامه، روانشناسی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

Raymond Cattell ریموند کتل

Raymond Bernard Cattell ریموند برنارد کتل
Born متولد
( 1905-03-20 ) 20 March 1905 (1905/03/20) 20 مارس سال 1905
Hilltop, near Birmingham , England تپه، در نزدیکی بیرمنگام ، انگلستان
Died درگذشت
2 February 1998 ( 1998-02-02 ) (aged 92) 2 فوریه 1998 (1998/02/02) (سن 92)
Honolulu , Hawaii هونولولو ، هاوایی
Nationality ملیت
British - American انگلیسی - آمریکایی
Multivariate researchتحقیقات چند متغیره
Rather than pursue a “univariate” research approach to psychology, studying the effect that a single variable (such as “dominance”) might have on one other variable (such as “decision-making”), Cattell pioneered the use of a multivariate approach to psychology. [ 7 ] He believed that behavioral dimensions were too complex and interactive to fully understand one dimension in isolation. به جای دنبال تکمتغیره "روش تحقیق به روانشناسی، مطالعه اثر که تنها یک متغیر (مانند" تسلط ") ممکن است بر روی یک متغیر دیگر (مانند" تصمیم گیری ")، کتل پیشگام استفاده از یک رویکرد چند متغیره به روانشناسی است. [7] او معتقد است که ابعاد رفتاری بیش از حد پیچیده و تعاملی را به طور کامل درک یک بعد در انزوا بودند. The classical univariate approach required bringing the individual into an artificial laboratory situation and measuring the effect of one particular variable on another, while the multivariate approach allowed psychologists to study the whole person and their unique combination of traits in a natural environment. رویکرد تک متغیری کلاسیک آوردن فرد در شرایط آزمایشگاهی مصنوعی و اندازه گیری اثر یک متغیر خاص بر روی دیگر، در حالی که رویکرد چند متغیره اجازه روانشناسان به مطالعه همه افراد و ترکیب های منحصر به فرد خود را از صفات در یک محیط طبیعی است. Multivariate analyses allowed for the study of real-world situations (eg depression, divorce, loss) that could not be manipulated in a laboratory. تجزیه و تحلیل چند متغیره مجاز برای مطالعه موقعیت های دنیای واقعی (مثل افسردگی، طلاق، از دست دادن) است که می تواند در آزمایشگاه نمی شود دستکاری کرد.
Cattell applied multivariate research to three domains: the traits of personality or temperament, the motivational or dynamic traits, and the diverse dimensions of abilities. کتل تحقیقات کاربردی چند متغیره به سه حوزه: صفات شخصیت یا خلق و خو، صفات انگیزشی و یا پویا، و ابعاد متنوع از توانایی است. In each of these areas, he thought there must be a finite number of basic, unitary elements that could be identified. در هر یک از این حوزه ها، به گمان او باید وجود داشته باشد یک تعداد متناهی از پایه، عناصر واحد است که می تواند شناخته شده است. He drew a comparison between these fundamental, underlying traits to the basic elements of the physical world that were discovered and presented in the periodic table of the elements. او یک مقایسه بین این اساسی، صفات و زمینه ای را به عناصر اساسی از جهان فیزیکی است که کشف شده است و ارائه شده است که در جدول تناوبی عناصر را به خود جلب کرد.
In 1960, he organized an international meeting of research-oriented psychologists, resulting in the founding of the Society for Multivariate Experimental Psychology, and its journal, Multivariate Behavioral Research. He brought many researchers from Europe, Asia, Africa, Australia, and South America to work at his lab at the University of Illinois. در سال 1960، او سازماندهی نشست بین المللی پژوهش محور روانشناسان، منجر به تاسیس جامعه برای روانشناسی تجربی چند متغیره، و مجله خود، چند متغیره تحقیقات رفتاری. او بسیاری از محققان از اروپا، آسیا، آفریقا، استرالیا، آمریکای جنوبی و به ارمغان آورد به کار در آزمایشگاه او در دانشگاه ایلینویز است. Many of his books were written in collaboration with others. [ 8 ] بسیاری از کتابهای او در همکاری با دیگران نوشته شده است. [8]
[ edit ] Factor analysisتجزیه و تحلیل عامل
Cattell noted that in sciences such as chemistry, physics, astronomy, and medicine, unsubstantiated theories were historically widespread until new instruments were developed to improve scientific observation and measurement. کتل به ذکر است که در علوم مانند شیمی، فیزیک، نجوم، و طب، نظریه بی اساس در طول تاریخ گسترده بودند تا زمانی که ابزار جدید برای بهبود مشاهده علمی و اندازه گیری شده است. In the 1920s, Cattell studied under Charles Spearman who was developing the new psychometric technique of factor analysis in his effort to understand the basic dimensions and structure of human abilities. در 1920s، کتل مورد مطالعه قرار زیر چارلز اسپیرمن بود که در حال توسعه روش روان جدیدی از تحلیل عاملی در تلاش خود را برای درک ابعاد اساسی و ساختار از توانایی بشر است. Factor analysis became a powerful tool to help uncover the basic dimensions behind a confusing array of surface variables in a particular domain. تجزیه و تحلیل عامل یک ابزار قدرتمند برای کمک به کشف ابعاد پایه پشت یک آرایه گیج کننده از متغیرهای سطح در یک دامنه خاص تبدیل شد.
Factor analysis was built upon the earlier development of the correlation coefficient , which measures the degree to which two variables are related or tend to go together. تجزیه و تحلیل عامل بر توسعه زودتر از ضریب همبستگی ، که اندازه گیری درجه که به دو متغیر به یکدیگر مربوط هستند و یا تمایل به رفتن با هم ساخته شد . For example, if "frequency of exercise" and "blood pressure level" were measured on a large group of people, then inter-correlating these two variables would indicate the degree to which "exercise" and "blood pressure" are directly related to each other. به عنوان مثال، اگر "فرکانس ورزش" و "فشار خون" در یک گروه بزرگی از مردم اندازه گیری شد، سپس بین همبستگی این دو متغیر را نشان می دهد درجه که به آن "ورزش" و "فشار خون" به طور مستقیم مربوط به هر دیگر. Factor analysis performs complex calculations on the correlation coefficients among a multitude of variables in a particular domain (such as abilities or personality) to determine the basic, unitary factors at work behind the superficial variables of behavior found in that domain. تحلیل عاملی، انجام محاسبات پیچیده ضریب همبستگی در میان بسیاری از متغیرها در یک دامنه خاص (مانند توانایی یا شخصیت) را برای تعیین پایه، عوامل واحد در محل کار در پشت متغیرهای سطحی از رفتار موجود در آن دامنه.
While working at the University of London with Spearman exploring the number and nature of human abilities, Cattell postulated that factor analysis could be applied to other areas beyond the domain of abilities. در حالی که مشغول به کار در دانشگاه لندن با اسپیرمن بررسی تعداد و ماهیت توانایی های بشر، کتل فرض که تحلیل عاملی می تواند به سایر مناطق فراتر از دامنه توانایی اعمال شده است. In particular, Cattell was interested in exploring the basic dimensions and structure of human personality. به طور خاص، کتل در بررسی ابعاد اساسی و ساختار شخصیت انسان علاقه مند بود. For example, he thought that if factor analysis were applied to a wide range of measures of interpersonal functioning, the basic dimensions within the domain of social behavior could be identified. برای مثال، او تصور می کردند که اگر تجزیه و تحلیل عامل به طیف گسترده ای از اقدامات کارکرد، روابط میان فردی به کار گرفته شد، از ابعاد اساسی در حوزه رفتار اجتماعی را می توان شناسایی شده است. Thus, factor analysis could be used to discover the fundamental dimensions behind the large number of apparent surface behaviors and then facilitate more effective research in this area. بنابراین، تجزیه و تحلیل عاملی می تواند مورد استفاده قرار گیرد برای کشف ابعاد اساسی در پشت تعداد زیادی از رفتارهای سطح آشکار و پس از آن تسهیل تحقیقات بیشتری در این زمینه موثر است.
[ edit ] Personality theoryنظریه شخصیت
In order to apply factor analysis to personality, Cattell believed it necessary to sample the widest possible range of variables. به منظور کاربرد تحلیل عاملی شخصیت کتل معتقد بودند لازم به وسیع ترین طیف وسیعی از متغیرهای نمونه است. He specified three kinds of data for comprehensive sampling, to capture the full range of personality dimensions: وی تصریح سه نوع از داده ها را برای نمونه برداری جامع، به تصرف خود در طیف گسترده ای از ابعاد شخصیت: Life data (or L-data), which involves collecting data from the individual's natural, everyday life behaviors, measuring their characteristic behavior patterns in the real world. داده های زندگی (یا L-اطلاعات)، که شامل جمع آوری داده ها از طبیعی فرد، رفتارهای زندگی روزمره، اندازه گیری الگوهای رفتاری مشخصه خود را در دنیای واقعی. This could range from number of traffic accidents or number of parties attended each month, to grade point average in school or number of illnesses or divorces. این امر می تواند از تعداد تصادفات رانندگی و یا تعدادی از احزاب با حضور در هر ماه، به طور متوسط ​​معدل در مدرسه و یا تعدادی از بیماری یا طلاق. Experimental data (or T-data) which involves reactions to standardized experimental situations created in a lab where a subject's behavior can be objectively observed and measured. داده های تجربی (یا T-اطلاعات) که شامل واکنش ها نسبت به شرایط استاندارد تجربی ایجاد شده در یک آزمایشگاه که در آن رفتار یک موضوع را می توان عینی مشاهده و اندازه گیری است. Questionnaire data (or Q-data), which involves responses based on introspection by the individual about their own behavior and feelings. داده های پرسشنامه (یا Q-اطلاعات)، که شامل پاسخ های درون گرایی فرد در مورد رفتار خود و احساسات خود را بر اساس. He found that this kind of direct questioning often measured subtle internal states and viewpoints that might be hard to see or measure in external behavior. او متوجه شد که این نوع از پرسش مستقیم اغلب اندازه گیری ایالات ظریف داخلی و دیدگاه است که ممکن است سخت باشد برای دیدن و یا اندازه گیری در رفتار خارجی است.
In order for a personality dimension to be called “fundamental and unitary,” Cattell believed that it needed to be found in factor analyses of data from all three of these domains. به منظور بعد شخصیتی به نام "اساسی و واحد،" کتل معتقد بود که نیاز به در تجزیه و تحلیل عامل داده ها از هر سه این حوزه یافت می شود. Thus, Cattell constructed personality measures of a wide range of traits in each medium. بنابراین، اقدامات شخصیت کتل از طیف گسترده ای از صفات در هر رسانه ساخته شده است. He then repeatedly performed factor analyses on the data. او پس از آن بارها و بارها تجزیه و تحلیل عامل بر روی داده ها انجام می شود.
With the help of many colleagues, Cattell's factor-analytic studies continued over several decades, eventually producing the 16 fundamental factors underlying human personality. با کمک بسیاری از همکاران، تحلیلی عامل کتل مطالعات انجام شده بیش از چندین دهه ادامه داشت، در نهایت به تولید 16 عوامل اساسی که زیربنای شخصیت انسانی است. He decided to name these traits with letters (A, B, C, D, E…) in order to avoid misnaming these newly discovered dimensions, or inviting confusion with existing vocabulary and concepts. او تصمیم گرفت تا نام این صفات با حروف (A، B، C، D، E و ...) به منظور جلوگیری از misnaming این ابعاد به تازگی کشف شده است، و یا سردرگمی دعوت با واژگان و مفاهیم موجود است. Factor-analytic studies by many researchers in diverse cultures around the world have re-validated the number and meaning of these traits. [ 9 ] فاکتور تحلیلی مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران بسیاری در فرهنگ های مختلف در سراسر جهان دوباره اعتبار تعداد و مفهوم این صفات است. [9]
Cattell set about developing tests to measure these traits across different age ranges, such as The 16 Personality Factor Questionnaire for adults, the Adolescent Personality Questionnaire, and the Children's Personality Questionnaire. [ 10 ] کتل مجموعه در مورد آزمون های در حال توسعه برای اندازه گیری این صفات در سراسر محدوده های سنی مختلف، از جمله به عنوان عامل از پرسشنامه 16 شخصیت برای بزرگسالان، پرسشنامه شخصیتی نوجوانان، و پرسشنامه شخصیت کودکان است. [10]
From the beginning of his research, Cattell reasoned that, as in other scientific domains like intelligence, there might be an additional, higher level of organization within personality which would provide a structure for the many primary traits. از آغاز تحقیقات خود را، کتل استدلال که، در حوزه های دیگر علمی مانند هوش، ممکن است اضافی، سطح بالاتری از سازمان در شخصیت است که می تواند یک ساختار برای بسیاری از صفات اولیه وجود دارد. When he factor analyzed the 16 primary traits themselves, he found five “second-order” or global factors, now commonly known as the Big Five . [ 11 ] These second-order or global traits were broad, overarching domains of behavior, which provided meaning and structure for the primary traits. وقتی که او عامل تجزیه و تحلیل 16 صفات اولیه خود، متوجه شد که پنج "عوامل مرتبه دوم" و یا جهانی، در حال حاضر به طور معمول به عنوان شناخته شده است پنج است. [11] این صفات در مرتبه دوم و یا جهانی حوزه فراگیر و گسترده، رفتار، ارائه شده است که معنا و ساختار صفات اولیه. For example, the global trait Extraversion emerged from factor-analytic results made up of the five primary traits that were interpersonal in focus. به عنوان مثال، صفت برونگرایی جهانی پدید آمده است از عامل نتایج تحلیلی تا از پنج صفات اولیه بود که فردی در تمرکز ساخته شده است.
Thus, global Extraversion is fundamentally related to the primary traits that came together in the factor analysis to define Extraversion, and, moving in the opposite direction, the domain of Extraversion gave conceptual meaning and structure to these primary traits, identifying their focus and function in personality. بنابراین، برونگرایی جهانی اساسا مربوط به صفات اولیه که با هم در تجزیه و تحلیل عوامل آمد به تعریف برونگرایی، و، حرکت در جهت مخالف، در حوزه برونگرایی به معنای مفهومی و ساختار به این صفات اولیه، شناسایی تمرکز و عملکرد خود را در شخصیت. These two levels of personality structure can be used to provide an integrated understanding of the whole person, with the global traits giving an overview of the individual's functioning in a broad-brush way, and the more-specific primary trait scores providing an in-depth, detailed picture of the individual's unique trait combinations. این 2 سطح از ساختار شخصیت را می شود استفاده می شود به ارائه درک یکپارچه کل فرد، با صفات جهانی دادن مروری عملکرد فرد در راه گسترده و با قلم مو، و بیشتر و خاص نمرات صفت اولیه ارائه عمق در ، تصویر دقیق ترکیب صفت منحصر به فرد از فرد است.
Research on the basic 16 traits has shown them to be useful in understanding and predicting a wide range of real life behaviors. [ 12 ] [ 13 ] For example, the traits have been used in educational settings to study and predict such things as achievement motivation, learning style or cognitive style, creativity, and compatible career choices; in work or employment settings to predict such things as leadership style, interpersonal skills, creativity, conscientiousness, stress-management, and accident-proneness; in medical settings to predict heart attack proneness, pain management variables, likely compliance with medical instructions, or recovery pattern from burns or organ transplants; in clinical settings to predict self-esteem, interpersonal needs, frustration tolerance, and openness to change; and, in research settings to predict a wide range of dimensions such as aggression, conformity, and authoritarianism. تحقیقات بر روی 16 پایه صفات آنها را نشان داده شده است مفید باشد در درک و پیش بینی یک طیف گسترده ای از رفتارهای زندگی واقعی است. [12] [13] به عنوان مثال، صفات شده اند در تنظیمات آموزشی استفاده می شود به مطالعه و پیش بینی چنین چیزهایی به عنوان انگیزه موفقیت ، آموزش سبک یا سبک شناختی، خلاقیت، و انتخاب های حرفه ای سازگار، در تنظیمات کار و یا اشتغال به پیش بینی چنین چیزهایی را به عنوان سبک رهبری، مهارت های فردی، خلاقیت، وجدان، مدیریت استرس، و تصادف، احتمال ابتلا در تنظیمات پزشکی به پیش بینی حمله قلبی احتمال ابتلا، درد متغیرهای مدیریت، به احتمال زیاد با پیروی از دستورالعمل های پزشکی، و یا الگوی بهبود از سوختگی یا پیوند عضو در تنظیمات بالینی به منظور پیش بینی، اعتماد به نفس، نیازهای فردی، تحمل سرخوردگی، و باز بودن برای تغییر و در تنظیمات تحقیقات گسترده ای برای پیش بینی طیف وسیعی از ابعاد مانند پرخاشگری، انطباق، و استبداد.
Cattell's program of personality research in the 1940s, 50's, and 60's resulted in five books that have been widely recognized as identifying fundamental dimensions of personality and their organizing principles: برنامه کتل شخصیت تحقیق در 1940s، 50، و 60 را در پنج کتاب است که به طور گسترده ای به عنوان شناسایی ابعاد اساسی شخصیت و سازماندهی آنها اصول به رسمیت شناخته شده است: The Description and Measurement of Personality (1946) توصیف و سنجش شخصیت (1946) Personality: A Systematic, Theoretical, and Factual Study (1950) شخصیت: مطالعه سیستماتیک، نظری، و واقعی (1950) Personality and Motivation Structure and Measurement (1957) ساختار شخصیت و انگیزه و اندازه گیری (1957) The Scientific Analysis of Personality (1965) تجزیه و تحلیل علمی و شخصیتی (1965) Personality and Mood by Questionnaire (1973) شخصیت و خلق و خوی پرسشنامه (1973)
These books detailed a program of research that was based on personality data from objective behavioral studies, from self-report or questionnaire data, and from observer ratings. این کتاب به جزئیات یک برنامه تحقیقاتی که بر روی داده های شخصیت از مطالعات هدف، رفتاری از خود گزارش و یا داده ها شامل پرسشنامه، و از رتبه های ناظر استوار بود. They presented a theory of personality development over the human life span, including effects on the individual's behavior from family, social, cultural, biological, and genetic influences, as well as influences from the domains of motivation and ability. آنها یک نظریه رشد شخصیت در طول زندگی انسان ارائه شده است، از جمله اثرات آن بر رفتار فرد از خانواده، اجتماعی، فرهنگی، بیولوژیکی و ژنتیکی را تحت تاثیر قرار، و همچنین تأثیرات از حوزه انگیزه و توانایی.
[ edit ] Criticism and the APA Lifetime Achievement Awardنقد و جایزه دستاورد تمام عمر APA
William H. Tucker [ 14 ] [ 15 ] and Barry Mehler , [ 16 ] [ 17 ] have taken issue with Cattell based on his interests in eugenics, evolution and political systems. ویلیام H. تاکر [14] [15] و Mehler بری ، [16] [17] موضوع را با کتل بر اساس منافع خود را در اصلاح نژاد، تکامل و نظام سیاسی صورت گرفته است. They argue that throughout his life Cattell adhered to a mixture of eugenics and theology , which he eventually named Beyondism and proposed as "a new morality from science". آنها استدلال می کنند که در سراسر عمر خود را به مخلوطی از اصلاح نژاد و کتل رعایت الهیات ، که او در نهایت به نام Beyondism و پیشنهاد به عنوان "اخلاق جدید از علم". Beyondism is based on the premise that groups, like individuals, evolve based on survival of the fittest. Beyondism بر اساس این فرض است که گروه ها، مانند افراد، بر اساس بقای اصلح تکامل است. Cattell argues that a diversity of "racio-cultural" groups is necessary to allow that evolution. کتل معتقد است که تنوع از گروه "racio فرهنگی" است اجازه می دهد که تکامل لازم است. He makes controversial arguments to support natural group selection by encouraging not only the separation of groups but also the prevention of any "external" assistance to "failing" groups from "successful" ones, and by calling for a process of "genthanasia," in which the former would be "phased out" by the latter through "educational and birth control measures"—that is, by segregating them and preventing their reproduction. [ 18 ] [ 19 ] Cattell's former colleagues and other supporters assert that, although some of Cattell's views are controversial, Tucker and Mehler have exaggerated and misrepresented him by using quotes out of context and from outdated writings. [ 20 ] او باعث می شود استدلال های بحث برانگیز به حمایت از انتخاب گروه طبیعی با تشویق نه تنها جدایی از گروه، اما همچنین جلوگیری از هر گونه "خارجی" کمک به "عدم" گروه از آنهایی که "موفق"، و خواستار یک فرایند "genthanasia،" در که سابق می شود "فاز خارج" توسط دومی از طریق "اقدامات آموزشی و تولد کنترل"، که است، با جداسازی آنها و جلوگیری از تولید مثل خود را. [18] [19] همکاران سابق کتل است و دیگر حامیان ادعا که، گرچه برخی از نمایش ها کتل بحث برانگیز هستند، تاکر و Mehler اغراق آمیز و او را با استفاده از نقل قول خارج از چهار چوب و از نوشته های قدیمی تحریف شده است. [20]
In 1997, Cattell, at 92, was chosen by the American Psychological Association (APA) for its "Gold Medal Award for Lifetime Achievement in the Science of Psychology." در سال 1997، کتل، در 92، توسط انتخاب انجمن روانشناسی آمریکا (APA) برای آن "جایزه مدال طلا برای دستاورد تمام عمر را در علم روانشناسی است." Before the medal was presented, Mehler launched a publicity campaign against Cattell [ 21 ] through his nonprofit foundation ISAR accusing Cattell of being sympathetic to racist and fascist ideas [ 22 ] and claiming that "it is unconscionable to honor this man whose work helps to dignify the most destructive political ideas of the twentieth century". قبل از اینکه مدال ارائه شد، Mehler کمپین تبلیغ علیه کتل راه اندازی شد [21] از طریق بنیاد غیر انتفاعی خود را ایثار متهم کتل دلسوز به ایده های نژادپرستانه و فاشیستی بودن [22] و ادعا می کند که "آن است که خلاف وجدان انسانی را به افتخار این مرد که کار آنها کمک می کند تا به شان و مقام دادن ایده های سیاسی مخرب ترین قرن بیستم ". A blue-ribbon committee was convened by the APA to investigate the legitimacy of the charges. کمیته روبان آبی توسط APA برگزار شد به بررسی مشروعیت از اتهامات عنوان شده است. However, before the committee reached a decision, Cattell issued an open letter to the committee saying "I abhor racism and discrimination based on race. Any other belief would be antithetical to my life's work" and saying that "it is unfortunate that the APA announcement … has brought misguided critics' statements a great deal of publicity." [ 23 ] He refused the award, withdrawing his name from consideration. با این حال، قبل از این کمیته رسیده است تصمیم گیری، کتل صادر نامه باز به کمیته گفت: "من نژادپرستی تنفر داشتن و تبعیض بر اساس نژاد. هر باور دیگر می باشد در تضاد به کار زندگی من است" و گفت که "آن است مایه تاسف است که اعلام APA ... به ارمغان آورده است اظهارات منتقدان گمراه مقدار زیادی از تبلیغات است. " [23] او این جایزه را رد کرد، نام خود را از نظر برداشت. The blue ribbon committee was therefore disbanded and Cattell, in failing health, died months later. بنابراین کمیته روبان آبی منحل شد و کتل، در عدم سلامت، چند ماه بعد درگذشت.
In 1994, Cattell was one of 52 signatories on " Mainstream Science on Intelligence , [ 24 ] " an editorial written by Linda Gottfredson and published in the Wall Street Journal , which declared the consensus of the signing scholars on issues related to race and intelligence following the publication of the book The Bell Curve . کتل در سال 1994، یکی از 52 امضا در " علم اصلی در هوش ، [24] "سرمقاله نوشته شده توسط لیندا Gottfredson و منتشر شده در وال استریت ژورنال که در مورد مسائل مربوط به نژاد و هوش زیر اعلام کرد اجماع علمای امضای انتشار کتاب منحنی




نوع مطلب : ریموند کتل، 
برچسب ها : Raymond Cattell، ریموند، کتل، دانلود رایگان پایان نامه، روانشناسی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

جیمز McKeen کتل بسیار با نفوذ در روانشناسی به عنوان یک برنامه ریز، اجرایی، و مدیر علم و عمل روانی بود، و به عنوان یک ارتباط صوتی بین روانشناسی و جامعه علمی بزرگتر است. He studied under William Wundt, and was a leading American Psychologist. او که تحت نظارت ویلیام وونت مطالعه قرار گرفت، و یک روانشناس برجسته آمریکایی بود.

Cattell was born in Easton, Pennsylvania in 1860. کتل در ایستون، پنسیلوانیا در سال 1860 به دنیا آمد. He attended Lafayette College and upon graduation left for Europe to travel. او به کالج لافایت رفت و پس از فارغ التحصیلی در سمت چپ برای اروپا به سفر. He earned a fellowship to Johns Hopkins University in 1882. او یک کمک هزینه تحصیلی به دانشگاه جانز هاپکینز در سال 1882 به دست آورده است. Here he became interested in psychology with his own experimentation with drugs. در اینجا او در روانشناسی با آزمایش های خود را با مواد مخدر علاقه مند شد. Cattell used a wide variety of drugs from hashish and morphine to caffeine and chocolate. کتل با استفاده از طیف گسترده ای از مواد مخدر از حشیش و مرفین به کافئین و شکلات. The results of these were of both personal and professional interest. نتایج به دست آمده از این افراد از علاقه شخصی و حرفه ای است. He also began work measuring simple mental processes; such as, the time it took subjects to perform simple mental acts, such as naming objects or colors. او همچنین شروع به کار اندازه گیری فرایندهای ساده ذهنی، مانند، مدت زمانی را که افراد برای انجام اعمال ساده، روانی از قبیل نامگذاری اشیاء و یا رنگ.

Cattell's Fellowship was not renewed and he returned to Leipzig to work under Wundt. یاران کتل تمدید نشد و او به لایپزیگ بازگشت به کار تحت ووندت. Cattell often wrote letters home criticizing Wundt and how he was not respected as he should be. کتل اغلب نامه نوشت خانه انتقاد ووندت و چگونه او نیست که او باید محترم شمرده شده است. Wundt described him as a "typical American." ووندت او را به عنوان یک توصیف "آمریکایی معمولی است." While at Leipzig he continued his work on reaction time. او ادامه داد: در حالی که در لایپزیگ به کار خود را در زمان واکنش. He carried out classic reaction time studies to study individual differences. او در انجام مطالعات کلاسیک زمان واکنش به مطالعه تفاوت های فردی است. While here he published several articles, including his dissertation on "Psychometric Investigation." در حالی که در اینجا او به چاپ مقالات متعدد، از جمله پایان نامه خود را بر روی "بررسی روان است." He was the first American student in Wundt's lab to have a dissertation published. او دانش آموز آمریکایی برای اولین بار در آزمایشگاه ووندت تا یک پایان نامه منتشر شده بود. He also built "gravity chronometer" which allowed material to be presented for controlled periods of time. او همچنین ساخته شده است "گرانش سنج" اجازه داده است که مواد را به مدت کنترل شده ارائه می شود. Cattell received his Ph.D. کتل دریافت دکترای خود را from Wundt in 1886. از وونت در سال 1886.

Cattell returned to the United States where he was a Professor of Psychology at the University of Pennsylvania. کتل به ایالات متحده آمریکا بازگشت جایی که او را به عنوان استاد روانشناسی در دانشگاه پنسیلوانیا بود. Here he founded the psychology lab. در اینجا او به تاسیس آزمایشگاه روانشناسی. While at Pennsylvania he began to administer tests to students, and he introduced the term "mental tests." او در حالی که در پنسیلوانیا شروع به اداره آزمون به دانش آموزان، و او از عبارت «آزمون های روانی." He left for the University of Columbia in 1891, where he became a Professor of Psychology and the Head of the Department. او در دانشگاه کلمبیا در سال 1891 ترک کردند، جایی که او یک استاد روانشناسی و رئیس گروه شد.

Cattell was at Columbia for 26 years. کتل در دانشگاه کلمبیا به مدت 26 سال بود. At first he continued his work on administering "mental tests" to entering freshmen. در ابتدا او کار خود را در اداره «آزمون های روانی» ورود به دانشجویان سال اول ادامه داد. His test was proven not reliable and replaced by Alfred Binet's Intelligence Tests. آزمون خود را قابل اعتماد نیست و توسط آزمونهای هوش آلفرد بینه ثابت شده جایگزین شد. He soon abandoned this work and began work on administration, science editing, and publishing, and the development of a method for ranking according to merit. او به زودی رها این کار و شروع به کار در دولت، علم، ویرایش، و چاپ و نشر، و توسعه یک روش برای رتبه بندی بر اساس شایستگی.

Using his order of merit of ranking method, Cattell compiled a "Biographical Directory of American Men of Science." با استفاده از نظم خود را از شایستگی استفاده از روش رتبه بندی، کتل وارد "دایرکتوری زندگینامهای از مردان آمریکایی از علم است." He edited it through the first six editions. او آن را از طریق شش نسخه ویرایش شده است. Now it is the "American Men of Science," and is still published today. در حال حاضر از آن "مردان آمریکایی علم" است و هنوز هم امروز منتشر شد. In 1917, Cattell was dismissed from Columbia for writing letters to Congress against the practice of sending draftees into combat in WWI. در سال 1917، کتل از کلمبیا، برای نوشتن نامه به کنگره در برابر این عمل از ارسال سربازان وظیفه به مبارزه در جنگ جهانی اول را رد کرد. He was dismissed because he wrote these letters on college stationery. او به خاطر او این نامه را در در لوازم التحریر کالج نوشت اخراج شد. He sued the college, and was awarded compensation. او شکایت کالج، و جبران اهدا شد.

Cattell began working on publishing and editing. کتل شروع به کار بر روی چاپ و نشر و ویرایش. He edited Psychological Review , Science , Scientific Monthly , American Naturalist , School and Society , and American Men of Science . او ویرایش بررسی روانی، علوم، های علمی ماهانه، آمریکایی طبیعت مدرسه و جامعه، و مردان آمریکایی علوم. With James Mark Baldwin he founded Psychological Review and in 1900 he bought a failing Popular Science Monthly from Alexander Graham Bell, and turned it into one of the leading science magazines, Science . با جیمز مارک بالدوین نقد و بررسی روانی او تاسیس و در سال 1900 او خریداری عدم علم محبوب به صورت ماهیانه از الکساندر گراهام بل، و آن را به یکی از مجلات پیشرو علم، علم تبدیل شده است.

Cattell was very confident in his abilities. کتل در توانایی های او بسیار با اعتماد به نفس بود. His biggest influence on his students was more through his ability to inspire versus his teaching skills. بزرگترین تاثیر خود را بر روی دانش آموزان خود را از طریق توانایی های خود را در مقابل مهارت های تدریس خود را الهام بخش بود. Many prominent psychologists studied under Cattell including: FL Wells, Thorndike, Woodworth, SI Franz, EK Strong, and Margaret Washburn who was the first major American female experimental psychologist. FL ولز، Thorndike، Woodworth، SI فرانتس، EK قوی، و مارگارت Washburn که اولین زن آمریکایی بزرگ روانشناس تجربی بود: بسیاری از روانشناسان برجسته در زیر کتل از جمله مورد مطالعه قرار گرفتند.

Cattell was one of the APA's founding members and the fourth President. کتل یکی از اعضای موسس APA و چهارمین رییس جمهور بود. He organized the Psychological Corporation with a mission to promote applied science. او شرکت روانی یک ماموریت برای ترویج علوم کاربردی سازماندهی شده است. Many organizations and journals were started with the help of Cattell. بسیاری از سازمان ها و مجلات با کمک کتل آغاز شد. He became an ambassador of psychology : delivering lectures, editing journals, and promoting the practical application of the field. سخنرانی، ویرایش مجلات، و ترویج برنامه های عملی در این زمینه: او سفیر روانشناسی شد.





نوع مطلب : جیمز کتل، 
برچسب ها : دانلود رایگان پایان نامه، جیمز، McKeen، کتل، روانشناسی،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

ریشه های فلسفی و تجربی گشتالت درمانی

در این بخش ما مروری بر ریشه های فلسفی و تجربی گشتالت درمانی می اندازیم. صاحب نظرانی که قبل از گشتالت درمانی مفاهیمی را مطرح کرده اند که بعدها در مطالب گشتالت درمانی عنوان شده است.

به طور کلی می توان گفت که تقریباً تمام مفاهیم Forefathers و  Foremathersگشتالت درمانی از فلسفه شرق و عرفان مطالعه شده است بویژه تائوئیسم (پیروی از طریقت چینی) و بودائیسم (آئین بودا). تائوئیسم، روش فکری منسوب به Lao-tse فیلسوف چینی که متبنی است بر اداره مملکت بدون وجود دولت و بدون اعمال فرم ها و اشکال خاص حکومت. بودائیسم، مذهبی که معتقد می باشد باید تلاش کنیم برای روشن فکری (هوشیاری معنوی) از طریق غلبه کردن بر تمام نفس ها و امیال دنیوی.

در تاریخ روانشناسی جدید اگر مروری بیندازیم صاحب نظران مختلفی بر گشتالت درمانی تأثیر گذار بوده اند. ویلهلم وونت، بعنوان بنیان گذار علم جدید روانشناسی، از جمله افرادی است که می توان گفت بر گشتالت درمانی بی تأثیر نبوده است. موضوع روانشناسی وونت، در یک کلمه، هشیاری بود. دیدگاه او در مورد هشیاری این گونه بود که آن از بخش های مختلفی تشکیل یافته است و می توان آن را با روش تجزیه یا کاهش مطالعه کرد. هر چند که وونت بر قدرت ذهن هشیار در ترکیب عناصر برای ایجاد فرآیندهای شناختی سطح عالی تر تأکید داشت، با وجود این متوجه بود که عناصر هشیاری امور اساسی هستند و بدون این عناصر چیزی برای ذهن وجود ندارد که آن را سازمان بدهند. این مطلبی بود که روانشناسان گشتالت به آن حمله کردند یعنی بر نهضت ذره نگری و کاهش گری ولی در عین حال ارزش هشیاری را پذیرفتند. اما در عین حال وونت بر خلاف علاقه اش به عناصر تجربه هشیار، متوجه شد که وقتی به اشیاء در دنیای واقعی نگاه می کنیم، وحدت یا کلیتی از ادراکها را می بینیم. برای مثال، درخت را به صورت واحد می بینیم. وونت برای تبیین آن نظریه اندریافت را مطرح کرد. او این فرآیند واقعی سازمان یابی عناصر در یک کل را ترکیب خلاق نامید، این فرآیند ترکیب خلاق از ترکیب عناصر، ویژگی  های جدیدی را به وجود می آورد. وونت (1896): هر ترکیب روانی ویژگیهایی دارد که به هیچ وجه با مجموع صرف ویژگیهای عناصر برابر نیست. همانطور که روانشناسان گشتالت در 1912 اعلام داشتند، می توانیم بگوییم که کل با مجموع اجزاء آن فرق دارد.

امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، مفهوم تمرکز به وحدت ادراک را عنوان کرد. طبق گفته کانت، ادراک، یک برداشت و ترکیب غیر فعال حسی نیست، بلکه سازمان دادن فعال این عناصر در یک تجربه به هم پیوسته است. بنابراین مواد خام ادراک بوسیله ذهن شکل و سازمان می یابد.

فرانز برنتانو، روانشناس، در دانشگاه وین، با تمرکز وونت بر عناصر یا محتوای هشیاری مخالف بود و به جان آن پیشنهاد کرد که روانشناسی به مطالعه فرآیند یا عمل تجربه کردن بپردازد. او درون نگری وونتی را مصنوعی دانست و طرفدار مشاهده مستقیم و انعطاف پذیرتر تجربه در حال وقوع بود. بنابراین رویکرد برنتانو بیشتر به روش گشتالت شباهت داشت.

ارنست ماخ، استاد فیزیک در دانشگاه پراگ، با کتابش به نام تحلیل احساس ها، تأثیر مستقیمی بر انقلاب گشتالتی گذاشت. در آن کتاب او الگوهای فضایی مثل اشکال هندسی و الگوهای زمانی مثل آهنگها را مورد بحث قرار داد و آنها را جزء احساسها به حساب آورد. این احساسهای شکل فضایی و شکل زمانی از عناصر خود مستقل بودند. برای مثال، شکل فضایی دایره ممکن است سفید یا سیاه و کوچک یا بزرگ باشد و از کیفیت دایره شکل بودن چیزی را از دست ندهد. ماخ می گفت ادراک ما از یک شیء تغییر نمی کند، حتی هنگامیکه ما موقعیت فضایی خود را نسبت به شیء تغییر میدهیم.

اندیشه های ماخ توسط کریستین فون اهرنفلس توسعه یافت که پیشنهاد می کرد کیفیتهایی از تجربه وجود دارند که نمی توان آنها را برحسب ترکیبی از احساسهای ابتدایی تبیین کرد. او این کیفیتها را کیفیتهای گشتالتی (کیفیتهای شکلی) نامید، ادراکهایی که بر پایه چیزی فراتر از احساسهای فردی قرار دارند.

کار ویلیام جیمز، یعنی مخالفت با عنصرنگری روانشناسی، نیز صورت ابتدایی روانشناسی گشتالت است. جیمز عناصر هشیاری را انتزاعهایی مصنوعی میدانست. او بر این تأکید داشت که ما اشیاء را به صورت کل می بینیم نه دسته هایی از احساسها.

پدیدارشناسی مورد نظر ادموند هوسرل جزیی از سیر تحولی رواندرمانی گشتالتی بوده است. پدیدارشناسی مورد نظر هوسرل عبارت بود از بررسی موضوعات آنگونه که در هشیاری انسانها تجربه می شوند. روش شناسی پدیدارشناسی عبارت است از شهود یا تمرکز بر پدیده یا موضوع، تحلیل جنبه های مختلف پدیده و آزاد کردن خویش از پیش پندارها به گونه ای که مشاهده گر بتواند پدیده مورد نظر را به دیگران بفهماند.

در میان تأثیرات اولیه دیگر بر گشتالت درمانی، می توان از روانشناسی گشتالت که نخستین بار توسط ورتهایمر، کوهلر و کافکا مطرح شد، نام برد. روانشناسی گشتالت اصولاً بر این دیدگاه مبتنی است که پدیده های روانشناسی یک کلیت هستند نه مجموعه از اجزا. در روانشناسی گشتالت، میدان بر مبنای شکل و زمینه قابل بررسی است. شکل می تواند برجسته و زمینه در حاشیه باشد. با این حال دو مفهوم شکل و زمینه نقش مهمی در منطق نظری گشتالت درمانی دارند. وقتی شکل ها ناقص یا مبهم هستند به حاشیه رانده می شوند و حواس شخص را پرت می کنند. برای نمونه، پسری که از مار می ترسد نمی تواند مفهوم مار را به طور کامل وارد ذهن خویش کند یا از آن یک شکل کامل بسازد. وقتی این پسر بتواند مارها را لمس کند و از آنها نترسد، شکل کامل می شود.

بنیانگذار نظریه میدانی، کورت لوین، کارهایش در جهت گشتالت بود. در نظریه میدانی نیز مثل روانشناسی گشتالت، هر رویداد جزیی از یک میدان است. موضوع مطالعه این نظریه نیز بررسی رابطه اجزا با یکدیگر و کل می باشد. نظریه میدانی یک رویکرد پدیدارشناختی است که در آن، میدان با مشاهده کننده رابطه دارد. برای درک هر واقعه باید نگرش مشاهده کننده نسبت به آن واقعه را بشناسیم. براساس نظریه میدانی، فعالیتهای روانی در نوعی زمینه به نام فضای زندگی روی میدهد، فضای زندگی تمام رویدادهای گذشته، حال و آینده را در بر می گیرد. هر کدام از این رویدادها در یک موقعیت مشخص رفتار را تعیین می کنند. فضای زندگی مربط به نیازهای فرد است. درمانگران گشتالتی نیز به آنچه در مرز بین انسان و محیط است توجه می کنند. درمان گشتالتی بر این اصل استوار است که هر چیزی ارتباطی در تغییر دائمی و بهم پیوسته و در جریان است.

پرلز زمانیکه بعنوان یک هنرپیشه در تئاتر کار می کرد با مکس رینهارد آشنا شد و او را اولین نابغه ای که تاکنون دیده بود نام برد. مفهوم ارتباط غیر کلامی را پرلز از او اقتباس کرده است.

در سال 1947 پرلز با مورنو در آمریکا ملاقات کرد. بین سایکودرام و گشتالت درمانی اشتراکاتی مثل خودبخودی، خلاقیت و درک شهودی وجود دارد. مفاهیم نقش بازی کردن و فن صندلی خالی پرلز متأثر از  او می باشد.

مفهوم قطب های پرلز نیز متأثر از آثار زیگموند فرید لندر فیلسوف بود. فرید لندر مفهومی به نام اختلاف نظر خلاق را عنوان کرد. هر رویدادی با یک نقطه صفر در ارتباط است که قطبهای متضاد را براساس آن می توان تمییز داد. نقطه صفر یک نقطه تعادل است که شخص از آنجا می تواند حرکت خلاقانه به طرف هر دو جهت را شروع کند. پرلز می گوید: با هوشیار ماندن در مرکز می توانیم به هر دو سوی واقعه نگاه خلاقی داشته باشیم و نیمه ناقص را تکمیل کنیم. وقتی انسان از یک نیاز درونی یا بیرونی خیلی دور می شود، باید دوباره تعادل ایجاد کند یا به طرف مرکز حرکت نماید. پرلز غالباً به اشخاص کمک می کرد حس تعادل، ماندن در مرکز یا کنترل بر نیازهای خویش را پرورش دهند.

پرلز پس از اخذ مدرک پزشکی خویش در سال 1920، در مؤسسه سربازانی که آسیب مغزی دیده بودند، دستیار کورت گلدشتاین شد. پرلز تحت تأثیر افکار گلدشتاین قرار گرفت. گلدشتاین اعتقاد داشت رفتار از عملکردها ( فعالیتهای ارادی، نگرشها و احساسات) و فرآیندها ( کارکردهای بدنی) تشکیل می شود. گلدشتاین مثل فریدلندر معتقد بود ارگانیسم در جهت ایجاد تعادل بین نیازها حرکت می کند. در این راه با فشارهای محیطی مواجه می شوند و دنبال خودشکوفایی می روند. پرلز در گشتالت درمانی از این دیدگاه گلدشتاین که اضطراب محصول ترس از عواقب رویدادهای آتی است استفاده کرد. کمک دیگر گلدشتاین این بودکه بر کاربرد دقیق زبان در درمان تأکید می کند. گلدشتاین در کارهایی که روی سربازان دچار صدمه مغزی انجام میداد دریافت آنها نمی توانند به طور انتزاعی فکر کنند و در نتیجه نمی توانند بطور کامل از زبان استفاده کنند.

پرلز در آفریقای جنوبی با یان اسماتس مؤلف کتاب کل نگر و تکامل ملاقات کرد، کسی که روی رواندرمانی گشتالت پرلز تأثیر گذاشت. اسماتس ارگانیسم را یک موجود خودتنظیم گر در نظر می گرفت. ارگانیسم کل نگر گذشته و آینده آن در حال شامل می شود.

با اینکه پرلز روانکاو و تحت تأثیر کارهای فروید بود، ولی در دوران دانشجویی خود و وقتی روانپزشک شد از جو فکری شهر فرانکفورت خیلی تأثیر پذیرفت. پرلز تحت تأثیر افکار ویلهلم رایش قرار گرفت. رایش توجه خاصی به زبان ، حالات چهره و حركات بدنی بیمارانش می كرد . رایش لیبیدو را تهییجی در نظر می گرفت كه در انسان مشهود است . وی از دفاعهای افراد در برابر لیبیدو تحت عنوان زره بدن یاد می كرد . از نظر رایش در درمان باید به مراجعان كمك شود از طریق توجه كردن به تنش های موجود در زبانشان و آگاهی بدنی ، انعطاف پذیرتر شوند . تمركز بر آگاهی و افزایش آگاهی یكی از جنبه های مهم رویكرد درمانی پرلز بود كه پرلز آن را مرهون رایش بود .

از دیگر روانکاوانی که بر پرلز تأثیر گذاشتند، اتو رنک بود. رنک درمان را دوباره بازسازی معنی در اینجا و اکنون میدانست نه یادآوری معنی. او معتقد به دوباره تجربه کردن در محیط درمان بود.

از نوفرویدین ها که بر پرلز تأثیر گذاشتند، می توان به کارن هورنای اشاره کرد. کارن هورنای از جمله کسانیکه بود که معتقد بود فرهنگ و جامعه و بطورکلی محیط بر تشکیل نوروز و اختلال در فرد تأثیر می گذارد.

اثر زایگارنیک، یعنی هنگامیکه تکلیفی کامل نمی شود حضور مداوم این تنش این احتمال را که تکلیف زودتر به یادآورده شود را افزایش میدهد. در درمان گشتالت این مفهوم با نام غائله ناتمام عنوان می شود، یعنی احساس بیان نشده ای که هم اکنون منشأ تأثیر است. این احساس می تواند ترس، نفرت، احساس گناه، عصبانیت و غیره یا خاطرات و تخیلی باشد که هنوز درون فرد است. انسانها با کارکردن روی غائله ناتمام می توانند گشتالت مورد نظر را کامل کنند. پس از تکمیل گشتالت، اشتغال ذهنی با گذشته خاتمه می یابد.

در روانشناسی وجود گرایی تاكید بر آنست كه فرد در زمان حال چه تجربه ای دارد ، در حالیكه در گشتالت درمانی ، ضمن پذیرش اهمیت تجربه ، تاكید بر آنست كه فرد در زمان حال هستیش را چگونه درك می كند . تاكید بر ارگانیزم به مثابه یك كل و همینطور تاكید بر ارتباط ارگانیزم با محیط و فرآیند تجربه خود از مفاهیم اساسی تفكر گشتالتی و مكتب اصالت وجود است . وجودگرایان بر تجربه بی واسطه وجود ، وجد و رنج و رابطه با دیگران تمركز می كنند . مفهوم وجودگرایانه اصالت تا حدودی شبیه مفهوم گشتالتی آگاهی است زیرا در هر دو بحث ، ارزیابی و درك صادقانه خویش مطرح است . تاكید وجودگرایانه بر مسئولیت پذیری فرد در قبال اعمال ، احساسات و افكارش با گشتالت درمانی هماهنگی داشت . وجودگرایی مثل گشتالت درمانی روی زمان حال متمركز بود تا روی گذشته یا آینده .

هایدگر از جمله وجود گرایانی است که بر گشتالت درمانی تأثیر گذاشته است. هایدگر عنوان می کند که ما در این دنیا افکنده شده ایم و نباید خود را مجزا بدانیم. جهان بدون خود وجود ندارد. این مفهوم نزدیک مفهوم کل نگری گشتالت می باشد که فرد و محیط آن یک کل هستند. کیرکگارد پدربزرگ وجود گرایی عنوان می کند که اضطراب و تردید برای انسان شدن ضروری است. این مفهوم مشابه نظر گشتالت درمانی برای رشد فرد می باشد، برای اینکه فرد رشد کند لازم است تنشهای حاصل از نیازهای شخصی وی تا اندازه ای در او وجود داشته باشد. لازم است تا حدودی احساس ناکامی را تجربه کند و برای رفع این تنش یا در جهت ارضای این نیازها به کوشش و فعالیت بپردازد. مارتین بابر یکی دیگر از وجود گرایانی است که بر گشتالت درمانی تأثیر گذار بوده است. او گفت ما انسانها در حالتی بینابین زندگی می کنیم. یعنی هرگز فقط من وجود ندارد بلکه همیشه دیگری هم وجود دارد. من کسی که عامل است بسته به اینکه آیا دیگری آن یا تو است تغییر می کند. این مفهوم در گشتالت درمانی درباره رابطه درمانگر- مراجع مطرح می شود. رابطه  من / تو رابطه کاملاً دو جانبه است، رابطه ای گفت و شنودی، متمرکز بر زمان حال و به دور از قضاوت می باشد.

گودمن و لندر نیز مفهومی را مطرح کردند که در فرایند درمان گشتالتی نقش دارد. رهاسازی طرز فکر (Unfloding) به این معنی است که بیمار وادار می شود که واقعاً بفهمد چگونه احساس می کند و یک موقعیت را تفسیر می کند و واکنش هایش را به موقعیت بهتر درک می کند و از طریق این شناخت فرد گزینه های دیگری را برای تغییر رفتاری انتخاب می کند.

در نهایت لورا پوسنر پرلز، نقش مهمی در رواندرمانی گشتالت داشت. او را یکی از بنیانگذاران گشتالت درمانی می دانند. او در سال 1930 با فریتز پرلز ازدواج کرد. لورا تحت تأثیر افکار ورتهایمر و وجودگرایانی چون پاول تیلیچ و مارتین بابر بود. لورا نه تنها در انتشار نخستن کتاب پرلز به نام ایگو، گرسنگی و پرخاشگری به شوهرش کمک کرد بلکه در مجموعه بحث هایی که زمینه ساز انتشار کتاب دومش به نام گشتالت درمانی شدند نیز مشارکت داشت.

بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ روانشناسی(گندم)

بازگشت به صفحه سایت دانلود رایگان پروژه





نوع مطلب : گشتالت درمانی پرلز، 
برچسب ها : ریشه ها، فلسفی، تجربی، گشتالت درمانی، دانلود رایگان پایان نامه،
لینک های مرتبط :
جمعه 12 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

برای شناخت گشتالت­درمانی باید ابداع­كننده آن یعنی فریتز پرلز و نظریه­­های روان‌شناختی و روان­درمانی موثر بر تفكرش را بشناسیم. اگرچه پرلز، آموزش روان­كاوی دیده بود ولی نظریه­های دیگر روان­شناختی و رویكرد فلسفی، وی را بر آن داشتند تا نظامی در روان­درمانی ابداع كند كه خیلی با روان­كاوی فرق داشت. پرلز، پس از اخذ مدرك پزشكی خویش در سال 1920، در موسسه‌ای که سربازان دچار آسیب مغزی در آن درمان می‌شدند، دستیار كورت گولدشتاین شده و در نتیجه تحت تاثیر افكار او قرار گرفت.[1]

  همچنین پرلز، تحت تاثیر افكار ویلهلم رایش در مورد رفتار كلامی و غیركلامی بود و مجذوب كارهای زیگموند فریدلندر در مورد اختلاف نظر خلاق شد. پرلز در­ نتیجه همكاری با كورت گولدشتاین با كاربرد روان­شناسی گشتالت در روان‌درمانی آشنا شد. ابداع گشتالت­درمانی از دیدگاهی نظری­تر و فلسفی­تر، محصول نظریه میدانی، پدیدارشناسی و وجودگرایی بود. در سطح شخصی­تر نیز همسر پرلز یعنی لورا كه یك گشتالت‌درمانگر، نویسنده و مدرس بود، سهم چشمگیری در پیدایش گشتالت‌درمانی داشت. اینها عواملی هستند كه زیربنای فكری ابداع گشتالت­درمانی توسط پرلز محسوب می­شوند.[2]

 

گشتالت

  گشتالت، یك واژه آلمانی است كه واژه كاملا مترادفی در زبان انگلیسی ندارد. شكل­بندی، ساخت، الگوی یگانه یا كل سازمان­یافته معنی­دار از ­جمله واژه‌هایی هستند كه تقریبا همان معنا را دارند. كلمه گشتالت به معنی این است كه یك كل، چیزی بیشتر و یا متفاوت از مجموع اجزای آن است. سازماندهی قسمت‌های جزئی، ساختاری را خلق می­كند كه ویژگی خاص خود را دارد. در خصوص ادراك یا تجربه­كردن، معنا یا اهمیتی را به محرك وارده می­افزاییم. این كار از طریق مزیت­دادن به الگوهای خاص یا گشتالت­هایی كه ما آنها را شكل می‌دهیم، صورت می­گیرد. روان­شناسی گشتالت، اساسا بر فرایند ادراك یا یادگیری تاكید می­نماید.[3]

  گشتالت­درمانی، از نظر فلسفی، شكلی از "فلسفه وجودی" است. فلسفه وجودی، می­خواهد بداند كه مردم وجود بی­واسطه خود را چگونه تجربه می‌كنند؛ در حالی كه روان­شناسی گشتالت می­خواهد بداند كه این وجود چگونه ادراك می­شود. پرلز، در گشتالت­درمانی این دو را به هم آمیخت. پرلز، از اندیشه­ها و افكار دیگر نظریه­پردازان نیز استفاده كرد. نقش­گذاری روانی "سایكودراما" از مورنو اخذ گردید. در نگرش راجرز، بازخورد به عنوان عامل درمانی مورد استفاده قرار می­گیرد. این كار از طریق توجه به وضع بدن، حالت صدا، حركات چشم‌ها، احساسات و ایما و اشاره­ها صورت می­گیرد. در سرتاسر گشتالت­درمانی نمونه‌هایی از دیدگاه­های وجودی و بشردوستانه در مورد ماهیت انسان كه از افكار و دین "مشرق زمین" گرفته شده است، وجود دارد.[4]

 

تعریف گشتالت‌درمانی

  گشتالت­درمانی، شكلی از درمان است كه بر اصول روان­شناسی ادراك و پدیده­شناسی استوار است. بنابراین، گشتالت­درمانی بر دنیای نمودی فرد و بر افكار و احساسات او، آن­طور كه در زمان و مكان بلافصل او تجربه می­شوند، تمركز دارد و به تاریخچه توجهی ندارد. از اینرو، در این شیوه درمانی به مسائلی نظیر اینكه فرد چگونه بدان حالت درآمده است یا دلیل انجام كارهایش چه بوده است و یا فردا چه خواهد كرد و چه پیش خواهد آمد، توجهی نمی­شود و مشكلات آگاهی و كل نفس در ارتباط خلاق با محیط مورد تاكید است.[5]

 

واژه‌های اساسی گشتالت‌درمانی

 

آگاهی Awareness

  فرایند مشاهده و توجه به افكار، احساسات و اعمال خود از جمله احساسات جسمانی و ادراكات دیداری و شنیداری است كه به عنوان یك منظره در حال حركت به نظر می­رسد كه تجربه حالای شما را تشكیل می‌دهد.

 

انطباق Adaptation

  فرایندی است كه بدان وسیله فرد محدودیت‌هایی را كه در آن زندگی می­كند، كشف كرده و خود را از غیرخود تمییز می­دهد.

 

پرخاشگری Aggression

  ابزار ارگانیسم جهت تماس با محیط و برای ارضای نیازهایش می­باشد. همچنین، ابزاری است برای روبرو شدن با مقاومت جهت ارضای نیازها. هدف پرخاشگری نابودی نیست، بلكه تنها غلبه بر مقاومت است.

 

كسب موافقت Approbation

  فرایندی است كه در آن، مردم شخصیت خود را تقسیم كرده و نوعی خودانگاره به وجود می­آورند؛ یعنی تصوری از خود كه بر اساس و معیارهای بیرونی است. كسب موافقت، مانع از به وجود آمدن تصور سالم و خوب از خود می­شود.

 

خشم معطوف به خود Retroflection

  فرایندی است كه بدان وسیله بعضی از كاركردهایی كه اصولا از جانب فرد به سوی دنیای بیرون هدایت شده بودند، مسیر خود را تغییر داده و به سوی سرچشمه و منشا برمی­گردند. نتیجه این كار شكاف بین خود به عنوان فاعل و كننده ­كار و خود به عنوان دریافت­كننده است.

 

خود Self

  فرایند خلاقی است كه فرد را به سوی رفتار خودشكوفا هدایت می­كند. این كار به وسیله پاسخگویی به نیازهای پیدا شده و فشارهای محیطی است. ویژگی اصلی خود، شكل­دهی و تمایز گشتالت­هاست.

 

خودانگاره Self-image

  بخشی از شخصیت است كه به ­وسیله تحصیل معیارهای برونی، مانع از رشد خلاق فرد می­شود.

 

خودگردانی ارگانیسمی Organismicself–regulation

  هر ارگانیسمی سعی دارد به وسیله کامرواسازی یا حذف نیازهای به وجود آمده، به تعادل حیاتی برسد. زمانی که ارگانیسم عدم تعادل را تجربه می‌کند، می‌تواند خودگرانی را از طریق تخلیه تنش به وسیله تجربه هیجانی یا برآوردن نیاز انجام دهد.

 

درون‌فكنی Introjection

  پذیرش مفاهیم، معیارهای رفتار و ارزش‌های دیگران بدون انتقاد است. شخصی كه همیشه درون­فكنی می­كند، نمی­تواند شخصیت خود را رشد دهد.

 

زمینه Ground

  بخشی از زمینه ادراكی كه "شكل" نباشد، به عنوان زمینه شناسایی می‌شود. همراه كردن شكل و زمینه، گشتالت را تشكیل می­دهد.

 

شكل Figure

  چیزی است كه در مركز آگاهی همراه با دقت و توجه قرار دارد. یعنی آنچه كه شخص در حال حاضر بدان توجه می‌كند.

 

فرافكنی Projection

  فرایندی است كه بدان وسیله فرد اجزای شخصیت خود را كه قادر به شناخت آنها نیست و یا از شناخت آنها امتناع می­ورزد را به دنیای خارج نسبت می­دهد.

 

قدردانی Acknowledgement

  افراد از طریق قدردانی خود را كشف می­كنند. قدردانی شخصی، كودكان را به وسیله رشد حس خود و تقدیر از وجود خود هدایت می­كند.[6]

 

تاریخچه گشتالت‌درمانی

  به گفته پرلز، زیگموند فروید، كارن هورنای و ویلیام ریچ از جمله روانكاوانی بودند كه در توسعه بعدی گشتالت­درمانی كه توسط خود وی انجام گرفته است، بیشترین اثر را بر او داشته‌اند. در سال 1924، فریتس پرلز ابتدا از طریق كورت گولدشتاین و در دوره­ای كه تحت سرپرستی همین شخصیت به كار مشغول بود، با روان‌شناسی گشتالت آشنا شد. اما در دهه 1940، پرلز اصول روان‌شناسی گشتالت را در خلال نوشته­های خود كه تحت عنوان "خود، گرسنگی و پرخاشگری" به چاپ رسید، جذب و منعكس ساخت. این نوشته پرلز، جدایی بین او و مكتب روانكاوی را مشخص ساخت و در واقع به عنوان پلی برای گشتالت‌درمانی، محسوب شد. نظریه گولدشتاین در زمینه كل­نگری و تاكید او نسبت به صورت­بندی یا تدوین شكل – زمینه، یكی از پایه­های مربوط به مفاهیم اصلی گشتالت­درمانی محسوب می­شود.[7]

  مفهوم قطب­های پرلز نیز متاثر از آثار زیگموند فریدلندر فیلسوف بود. فریدلندر، معتقد بود هر رویدادی با یك نقطه صفر در ارتباط است كه قطب­های متضاد را براساس آن می­توان تمییز داد. نقطه صفر، یك نقطه تعادل است كه شخص از آنجا می­تواند حركت خلاقانه به طرف هر دو جهت را شروع كند. پرلز می­گوید «با هوشیار ماندن در مركز می­توانیم به هر دو سوی واقعه نگاه خلاقی داشته باشیم و نیمه ناقص را تكمیل كنیم». وقتی انسان از یك نیاز درونی یا بیرونی خیلی دور می‌شود، باید دوباره تعادل ایجاد كند یا به طرف مركز حركت نماید. پرلز غالبا به اشخاص كمك می­کرد حس تعادل، ماندن در مركز یا كنترل بر نیازهای خویش را پرورش دهند.[8]

  لورا پوسنر، نیز نقش مهمی در روان‌درمانی گشتالتی داشت. لورا كه در سال 1905 در نزدیكی فرانكفورت آلمان به دنیا آمد، در سال 1930 با فریتز پرلز ازدواج كرد و در سال 1932 دكترای علوم خود را از دانشگاه فرانكفورت گرفت. لورا، تحت­ تاثیر افكار ماكس ورتهایمر و وجودگرایان بود. لورا، نه تنها در نگارش نخستین كتاب فریتز پرلز به نام "خود، گرسنگی و پرخاشگری" به شوهرش كمك كرد بلكه در مجموعه بحث­هایی كه زمینه­ساز انتشار كتاب دومش به نام "گشتالت‌درمانی" شدند نیز مشاركت داشت. لورا، در موسسه گشتالت­درمانی نیویورك كه در سال 1952 بنیان گذاشته شد، گروه‌های آموزشی را رهبری می‌كرد و در عین­حال مدیریت این موسسه را نیز بر عهده داشت تا این كه در سال 1990 در سن 85 سالگی فوت كرد. اگرچه آنها در 15 سال آخر عمر پرلز عمدتا جدا از هم زندگی می­كردند، ولی تماس خود را قطع نكردند و در مورد گشتالت­درمانی با هم بحث می­كردند. چون لورا مطالب كمی منتشر كرد، تجزیه و تحلیل نقش وی در گشتالت­درمانی دشوار است.[9]

  همچنین، پرلز تحت­ تاثیر معنا­شناسی قرار گرفت. ضمنا به نظر می‌رسید كه پرلز شدیدا تحت ­تاثیر روش‌های نقش­گذاری روانی یا روان­نمایشی مورنو، قرار گرفته است و می­توان این تاثیر را در به‌كارگیری اصلاح همتاها كه در تمرین نقش­گذاری روانی گشتالت­درمانی مورد توجه می­باشد، مشاهده كرد.

  پرلز، از سال 1947 و تا هنگام وفاتش در سال 1970 در آمریكا زندگی كرد و كارها و نظریات او نهضت توان انسانی را كه در امریكا شكل گرفته بود، تحت تاثیر قرار داد و در سال 1951، او و همسرش موفق شدند موسسه گشتالت را در شهر نیویورك تاسیس كنند. پرلز، در طی شش سالی كه در این موسسه به فعالیت مشغول بود، توانست گشتالت­درمانی را به خوبی به دیگران بشناساند و جایگاه آن را به عنوان یك رویكرد درمانی، تثبیت كند.[10]

 



[1]. شارف، ریچارد.اس؛ نظریه‌های روان‌درمانی و مشاوره، ترجمه مهرداد فیروزبخت، تهران، رسا، 1381، چاپ اول، ص 228.

[2]. همان، ص 230 و 231.

[3]. شیلینگ، لوئیس؛ نظریه‌های مشاوره، ترجمه خدیجه آرین، تهران، اطلاعات، 1386، چاپ ششم، ص 250.

[4]. همان، ص 251.

[5]. شفیع‌آبادی، عبدالله و ناصری، غلامرضا؛ نظریه‌های مشاوره و روان‌درمانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1386، چاپ سیزدهم، ص 191.

[6]. شیلینگ، لوئیس؛ نظریه‌های مشاوره، پیشین، ص 252.

[7]. ساعتچی، محمود؛ نظریه‌های مشاوره و روان­‌درمانی، تهران، ویرایش، 1379، چاپ اول، ص 63.

[8]. شارف، ریچارد.اس؛ نظریه‌های روان‌درمانی و مشاوره، پیشین، ص 231.

[9]. همان، ص 233.

[10]. ساعتچی، محمود؛ نظریه‌های مشاوره و روان‌درمانی، پیشین، ص 64.






نوع مطلب : گشتالت درمانی پرلز، 
برچسب ها : شناخت، گشتالت­، درمانی، دانلود رایگان پایان نامه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

تعریف و تاریخچه گشتالت درمانی:

برای شناخت درمانی باید ابداع کننده آن یعنی فرتیز پرلرز و نظریه های روان شناختی و روان درمانی مؤثر بر تفکرش را بشناسیم. اگر چه پرلز آموزش روان کاوی دیده بود ولی نظریه های دیگر روان شناختی و رویکرد فلسفی، وی را بر آن داشتند تا نظامی در روان درمانی ابداع کند که خیلی با روان کاوی فرق داشت. پرلز پس از اخذ مدرک پزشکی خویش در سال 1920 در موسسه ای که سربازان دچار آسیب مغزی در آن درمان می شدند، دستیار کورت گولدشتاین شده و در نتیجه تحت تأثیر افکار او قرار گرفت. همچنین پرلز، تحت تأثیر افکار ویلهلم رایش در مورد رفتار کلامی و غیر کلامی بود و مجذوب کارهای زیگلند فریدلندر در مورد اختلاف نظر خلاق شد. پرلز در نتیجه همکاری باکورت گولد شتاین با کاربرد روان شناسی گشتالت در روان درمانی آشنا شد. ابداع گشتالت درمانی از دیدگاهی نظری تر و فلسفی تر، محصول نظریه میدانی، پدیدار شناسی و وجود گرایی بود. در سطح شخصی تر نیز همسر پرلز یعنی لورا که یک گشتالت درمانگر، نویسنده و مدرس بود، سهم چشمگیری در پیدایش گشتالت درمانی داشت.

این ها عوامی هستند که زیر بنای فکری ابداع گشتالت درمانی توسط پرلز محسوب می شوند.

پرلز دهه 1940 اصول روان شناسی گشتالت را در خلال نوشته های خود که تحت عنوان «خود، گرسنگی و پرخاشگری» به چاپ رسید، جذب و منعکس ساخت. این نوشته پرلز، جدایی بین او و مکتب روانکاوی را مشخص ساخت و در واقع به عنوان پلی برای گشتالت درمانی محسوب شد.

گشتالت:

گشتالت یک واژه آلمانی است که واژه کاملاً مترادفی در زبان انگلیسی ندارد. مشکل بندی،ساخت، الگوی یگانه یا کل سازمان یافته معنی دار از جمله واژه هایی هستند که تقریباً همان معنا را دارند. کلمه گشتالت به معنی این است که یک کل، چیزی بیشتر و یا متفاوت از مجموع اجزای آن است. سازمان دهی قسمت های جزئی، ساختاری را خلق میکند که ویژگی خاص خود را دارد.

در خصوص ادراک یا تجربه کردن، معنایا اهمیتی را به محرک وارده می افزایی. این کار از طریق مزیت دادن به الگوهای خاص یا گشتالت هایی که ما آنها را مشکل می دهیم صورت می گیرد. روان شناسی گشتالت، اساساً بر فرآیند ادارک یا یادگیری تأکید می نماید. گشتالت درمانی، از نظر فلسفی، شکلی از «فلسفه وجودی» است. فلسفه وجودی می خواهد بداند که مردم وجود بی واسطه خود را چگونه تجربه می کنند، در حالی که روان شناسی گشتالت می خواهد بداند که این وجود چگونه ادارک می شود. پرلز در گشتالت درمانی این. دو را به هم آمیخت. پرلز، از اندیشه ها و افکار دیگر نظریه پردازان نیز استفاده کرد. نقش گذاری روانی «سایکودراما» از مورنو اخذ گردید. در نگرش راجرز، بازخورد به عنوان عامل درمانی مورد استفاده قرار می گیرد. این کار از طریق توجه به وضع بدن، حالت صدا، حرکات چشم ها، احساسات و ایما و اشاره ها صورت می گیرد. در سرتاسر گشتالت درمانی نمونه هایی از دیدگاه های وجودی و بشر دوستانه در مورد ماهیت انسان که از افکار و دین «مشرق زمین» گرفته شده است، وجود دارد.

تعریف گشتالت درمانی:

گشتالت درمانی شکلی از درمان است که بر اصول روان شناسی ادارک و پدیده شناسی استوار است. بنابراین، گشتالت درمانی بر دنیای نمودی فرد و بر افکار و احساسات او، آن طور که در زمان و مکان بلافصل او تجربه می شوند، تمرکز دارد و به تاریخچه توجی ندارد. از این رو در این شیوه درمانی به مسائلی نظیر اینکه فر چگونه بدان حالت درآمده است، یا دلیل انجام کارهایش چه بوده است و یا فردا چه خواهد کرد و چه پیش خواهد آمد، توجهی نمی شود و مشکلات آگاهی و کل نفس در ارتباط خلاق با محیط مورد تأکید است. معمولاً گشتالت درمانی به تمرکز درمانی نیزمعروف است. زیرا هدفش آن است که به فرد کمک کند تا به تجربه اش از طریق آگاهیش بیافزاید و به تجارب و تلاش های ناکام کنده ای که این آگاهی را سر و متوقف می کنند واقف شود. جنبه دیگر تمرکز آن است که فرد روابط بین شکل و زیمنه را توسعه می دهد، بطوریکه بتواند توجه کاملش را به شکل یا هیئت اصلی معطوف دارد و هر چیز دیگری را در زمینه رها کند. در شیوه درمان گشتالتی، با آوردن رفتارهای اجتنابی به آگاهی سعی می شود حالت به تعادل برگردانده شود.

هدف آن است که فرد هر چه بیشتر با محیط خود در تماس و تعامل طبیعی قرار گیرد، از عواطف و تحریک های ناخواسته خویش آگاهی یابد، با خود و با محیط واقعی کاملاً در تماس قرار گیرد و کلیت ارگانیزم او حفظ شود. اساس درمان گشتالتی توجه ره زمان و موقعیت موجود و کسب حداکثر آگاهی است. در سایه ی وجود آگاهی، فرد می تواند بر اساس اصل سالم گشتالت عمل کند، یعنی مهمترین موقعیت یا کار ناتمام را تشخیص دهد و با آن برخورد اصلاحی داشته باشد. موقعیت ناتمام، یا کار و امر ناتمام، همان نیازهای ارضا نشده ای هستند که گشتالت های ناقص را تشکیل می دهند. موقعیت ها و امور ناتمام معمولاً نیرو و فشار زیادی وارد می آورند و رفتار فرد را شدیداً تحت تأثیر قرار می دهند. (بارکلی ، 1971؛ پاپن، 1974 ؛ کرسینی، 1973)

 انتظار یا هدف از گشتالت درمانی:

هدف اصلی گشتالت درمانی کمک به فرداست تا دریابد که نیازی به وابستگی به دیگران نداردو می تواند موجود مستقلی باشد. به عبارت دیگر، گشتالت درمانی موانع و سدها را از سر راه «شدن» فرد بر می دارد، تا فرد از حمایت محیطی به حمایت شخصی، که همان بلوغ است، برسد. به عبارت دیگر، هدف گشتالت درمانی کشف زندگی است، تابدان وسیله فرد رشد کند و به بلوغ شخصی برسد. انسان در جریان رشد یک تعارض و یا یک کشمکش اساسی دارد و آن این است که هر فردی فقط یک هدف ذاتی دارد و آن هدف تحقق بخشیدن به «خود» است، آن طور که  هست، و گشتالت درمانی سعی می کند آن چیزی بشود که هست (پرز، 1969؛ پاپن، 1974؛ شرتزر و استون، 1974.)

از طریق گشتالت درمانی، خلأها و شکاف های موجود در زندگی فرد (امور ناتمام) شناخته می شوند و نیز به فرد کمک می شود تا چگونگی پر کردن این شکاف ها را بیاموزد و در ایجاد وحدت و کلیت در زندگیش توفیق حاصل کند. این دو خصوصیت در سایه افزایش آگاهی، تمرکز و قبول مسئولیت شخصی حاصل می شود. همچنین گشتالت درمانی درصدد است که به افراد در ارائه و بیان سالم میزان تهاجم و خشونتشان کمک کند.

زیرا کششهای تهاجمی اگر به طور مناسب و درستی بیان و ارائه نشوند، بطور نادرستی به کارگرفته خواهند شد. آنچه که سعی می شود فرد در جریان درمان به آن دست یابد، آن است که فرد اجزای سلب شده ی شخصیت خویش را قدم به قدم کشف و آنها را مجدداً کسب کند تا اینکه به اندازه ای قوی شود که بتواند رشد و بلوغ خود را تسهیل و تأمین کند. بنابراین، از نظر رابطه ارانیزم با محیطش، هدف درمان برقراری مجدد تماس و تعامل طبیعی و جذب کامل محیطی است. از نقطه نظر آسیب شناسی، بیماری اختلال در عملکرد «خود» تلقی می شود و هدف درمان ایجاد وحدت در «خود» است. اساس تمام هدف های گشتالت درمانی کسب آگاهی است، که فی نفسه می تواند شفا بخش باشد.

 وظیفه درمانگر در گشتالت درمانی:

وظیفه درمانگر این است که به مراجع کمک کند تا بر موانعی که جلوی آگاهی او را کرفته غلبه کند. در دوران درمانی درمانگر علاوه بر تأکید روی محتوای گفتاری مراجع به حرکات و سکنات و رفتار غیر کلامی وی نیز توجه دارد.

درگشتالت درمانی روان درمانگر مراجع را در وضعیت تعارضی قرار می دهد تا مراجع خود راه حل خاص خود را بیاید و استعدادهای خاص خود را رشد دهد.

حالا و ایجاد از جمله موضوعاتی است که در گشتالت درمانی دارای اهمیت خاصی است. باید در حال و ایجاد زندگی کرد و شامل آن چیزی می شود که ما از آن آگاه هستیم.

پرلز گشتالت راگرایش مشترک نوع بشر به سوی تمامیت و کامل کردن خویش کمال گرایی می خواند و هر چه گشتالت یعنی کمال گرایی را منع کند به وضعیت ناتمامی می انجامد که زیان آوراستو باعث ناسازگاری است.

فنون گشتالت درمانی:

برخلاف درمان های انسان گرا و وجودی که فنون اندکی در آنها به چشم می خورد، گشتالت درمانی به واسطه ی تأکیدی که بر فنون دارد شهرت یافته است. در ادامه بخشی از شیوه های کنونی گشتالت را توصیف می کنیم:

1ـ زبان من :          I-Language

دراین فن به درمانجو کمک می شود تا مسئولیت زندگی حال و آینده خود را به عهده بگیرد و لذا درمانگر به او می آموزد که زبان «او» یا «آن» را به زبان «من» تغییر دهد.

این تغییر ساده در زبان علاوه بر تشویق بیمار به قبول احساسات و رفتار خویش، احساس بیگانگی بیمار نسبت به جنبه هایی از وجود حقیقی خود را کاهش می دهد. این فن به بیمار کمک می کند تا خود را موجودی فعال بداند نه بی اختیار، و خود را فردی گشوده و جستجوگر و طالب بداند نه شخصی که رفتارش تماماً به دست رویدادهای بیرونی تعیین می شود.

2ـ صندلی خالی :                    the empaty chair

در این فن، درمانجو ابتدا به فراکنی می پردازد و بعد با همان احساس فرافکنده یا با یک شخص، شیء یا موقعیت به گفتگو می پردازد. برای مثال، اگر بیماری گریه می کند، گشتالت درمانگر ممکن است از بیمار بخواهد تصور کند که این اشک ها روی یک صندلی خالی در برابرش نشسته اند و بعد با این اشک ها صحبت کند. این شگرد ظاهراً در اغلب موارد به آدمی کمک می کند تا با احساسات خویش مواجه شود. در حقیقت، تصور می رود که اگر به جای چنین کاری از شخص بخواهیم راجع به اشک هایش سخن بگوید، وی را تشویق کرده ایم تا حتی نسبت به سابق نیز فاصله بیشتری از احساسات خود بگیرد ـ نکته ای که به نظر گشتالت درمانگر مانع بهزیستی روانی است.

3ـ فرافکنی احساسات :            projection of feeling

در این فن که بصورت گروهی اجرا می شود، درمانگر افراد را دو به دو رو به روی هم قرار می دهد و از آنها می خواهد که چشم هایشان را ببندند و به کسی که دلبستگی عاطفی فراوانی نسبت به او دارند، فکر کنند. درمانگر آنها را تشویق می کند که بر احساساتی که نسبت به آن شخص دارد تمرکز کنند. بعد، همگی چشمهایشان را می گشایند و به طرف مقابلشان نگاه می کنند. پس از مدت کوتاهی به آنان گفته می شود مجدداً چشم های خود را ببندند و این با به یک موضوع خنثی مثلاً یک مسئله ریاضی، فکر کنند. سپس آنها مجدداً چشمان خود را باز می کنند و به طرف مقابل می نگرند. سرانجام از آنان پرسیده می شود که آیا در این دو موقعیت از لحاظ نوع احساسی که نسبت به طرف مقابل داشته اند تفاوت چشمگیری بوده است یا خیر. هدف از این تمرین عبارت از اغراق در چیزی که تصور می رود در تمامی تعامل های اجتماعی ما حضور دارند، یعنی داخل شدن احساسات ما به درون وقایعی که در هر لحظه خاص رخ می دهد.

4ـ توجه به علایم غیر کلامی :  Attending to nonverbad cuses

تمام درمانگران به علایم و اشارات غیر کلامی و فرازبانی مراجع توجه می کنند. علایم غیر کلامی عبارتند از: حرکات بدن، تجلیات چهره، حرکات بیانگر و نظایر آن.

نشانه های فرازبانی عبارتند از: آهنک صدا، سرعت بیان کلمات و سایر مؤلفه های قابل سمع گفتار که در زمره ی محتوای آن گفتار قرار ندارد. ممکن است آدمیان آنچه را که از گلویشان خارج می شود به کمک دست یا چشم خویش نفی نمی کنند. پر از تأکید خاصی بر این علائم غیر زبانی داشت و برای آنکه دریابد درمانجو حقیقاً چه احساسی می تواند داشته باشد، عمیقاً این علائم را تحت نظر می گرفت.

5ـ استفاده از استعاره :        matephor

در خلال جلسه درمان، گشتالت درمانگرها غالباً به خلق نمایشنامه هایی غیر عادی می پردازند که باید آنها را اجرا کرد و بدین طریق مشکلی راکه به اعتقادشان درمانجو دارد، صراحت بیشتری یافته و قابل فهم تر شود.

مسیرهای آینده :

ادامه نفوذ گشتالت حداقل در دو زمینه پیش بینی می شود: یکپارچگی روان درمانی و ارایه ی آن برای اختلال ها درمانجویان خاص. هر درمان یکپارچه نگر یا التاقطی رضایت بخشی باید بیشتر از کلمات و مفاهیم را جذب کند. متخصصان یکپارچه نگر به دنبال روش هایی برای برانگیختن هیجان ها و مشارکت در تجربیات شدید هستند، خواه آن را روش بیانگر بخوانند یا گشتالتی، تجربی، عاطفی، و یا هیجان مدار، در عین حال، کار هیجانی همیشه کافی نخواهد بود و درمانگر گشتالتی بطور فزاینده ای به دنبال گرایش های دیگری مانند روان پویشی، شناختی، و سیستم ها خوانده بود تا دیدگاه خود را متعادل و کامل کنند.

 منابع :

1ـ شفیع آبادی عبدالله؛ غلامرضا ناصری. نظریه های مشاوره و روان درمانی. انتشارات نشر دانشگاهی؛ چاپ سیزدهم (1386)تهران.

2ـ دیویسون، جرالدسی؛ جان ام.فیل؛ آن ام. کرنیگ آسیب شناسی روانی ، جلد اول؛ مترجم: مهدی دهستانی؛ ویراست نهم ـ بر اساس DSM – IV – TR  انتشارات: ویرایَ (1386) تهران.

3ـ پروچاسکا، جیمز؛ جان نورکراس، نظریه های روان درمانی (نظام روان درمانی). ترجمه: یحی سید محمدی؛ انتشارات نشر روان(1389) تهران .

 






نوع مطلب : گشتالت درمانی پرلز، 
برچسب ها : گشتالت، تاریخچه، تعریف،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : جواد قربانی       

نکته هایی که درباره ی گشتالت درمانی پرلز وجود دارد، چنین است:
1. اینکه پرلز به جای تأکید بر ناخودآگاه، اساس کار خود را بر «آشکار» استوار کرده، خالی از ابهام نیست؛ زیرا این سؤال مطرح است که آیا او منکر ناخودآگاه و تأثیر آن در رفتار است و یا آن را می پذیرد و راه برخورد با آن را متفاوت از راه تحلیل روانی می داند؟ اگر منظور اولی باشد، برخلاف واقعیات روانی است، چرا که تأثیر امور روانی به طور ناخودآگاه در رفتار فرد، تردیدپذیر نیست، چه بسا اتفاق می افتد که افراد، تحت تأثیر اموری روانی هستند که به آن توجه ندارند و اگر منظور این باشد که «می توان عقده های روانی فرد را به گونه ای دیگر حل کرد و ناخودآگاه او را از اموری که رفتار، سخت تحت تأثیر آن است، تهی ساخت»، مطلبی قابل تحقیق است که می توان آن را پذیرفت.
2. تأکید پرلز بر وضعیتهای ناتمام، به جای آنکه غرایز، پایه و مایه ی سایق انسان قرار گیرد، به یک تغییر در اصطلاح برمی گردد؛ چرا که نمی توان وجود غرایز و یا انگیزه ها را به عنوان سایقهای رفتاری انکار کرد؛ البته نقش انگیزه ها در رفتار حیوانات به قوت و شدت طبیعی آنها بستگی دارد؛ هر چند در انسان تأثیر مهم امور دیگری همچون ارزش گذاریها، عادات و... را نباید از نظر دور داشت و اینکه پرلز به جای انگیزه ها بر وضعیتهای ناتمام تأکید می کند، چیزی جز تنوع در تعبیر نیست و مشکلی را نیز حل نمی کند.
3. پرلز می گوید: «در صورتی که گشتالت ذهن با گشتالت جهان خارج مطابق باشد، می توان گفت که شخص از یک زندگی سالم لذت می برد و ذهن بازنمای دقیقی از واقعیت بیرون است». لیکن می توان گفت که بینشی که یک انسان الهی نسبت به واقعیت بیرون از خود دارد، با نگرش یک انسان مادی کاملاً متفاوت است. دیدگاه یک انسان الهی نسبت به واقعیات خارجی این است که همه ی آنها مخلوق خدا و عین وابستگی به اویند و هدف از آفرینش انسان آن نیست که به این جهان بیاید و تنها از لذایذ و زیباییهای این جهان استفاده کند، بلکه این جهان برای او گذرگاهی است که بتواند از آن توشه برگیرد و به مراتبِ بلندِ انسانی - الهی دست یابد. در مقابل، دیدگاه یک انسان مادی نسبت به انسان و جهان در این خلاصه می شود که «اِنْ هیَ الا حیاتُنا الدنیا نَموتُ و نَحیی» جز این زندگی چند روزه ی دنیا، جهان دیگری نیست و لذت و سعادت و کمالی جز لذایذ مادی این جهان وجود ندارد. لازمه ی چنین نظریه ای این است که انسان باید بهره مندی هرچه بیشتر و بی قید و شرط، از لذایذ دنیوی را وجهه ی همت خویش قرار دهد؛ به تعبیر دیگر، این جهان برای یک فرد الهی به عنوان وسیله و مقدمه ای برای تکامل اوست و برای یک فرد مادی هدف نهایی به شمار می آید. از طرف دیگر واقعیت این جهان و زندگی آن به گونه ای است که اگر انسان تنها به آن بیندیشد، در بسیاری از مواقع، موقعیتهای مختلف زندگی انسان ایجاب می کند که نتواند درست از لذایذ دنیا بهره مند شود و به خواسته های درونیش دست یابد. در این صورت است که همواره دچار تضاد روانی گردیده، عملاً نمی تواند بین گشتالت ذهنی و گشتالت جهان خارج هماهنگی ایجاد کند، ولی اگر این جهان را گذرگاه دید و برای آن اصالت قایل نشد، می تواند از همین محرومیت در جهت تعالی و رشد انسانی خود سود جوید و آن را مقدمه ای برای دستیابی به کمالات و لذایذ جهان دیگر قرار دهد، در نتیجه خود را موفق، سعادتمند و کامیاب بداند و تطابق کامل بین گشتالت ذهن و عین برایش حاصل شود.
4. پرلز می گوید: «بیمار کسی است که کلیت وجودی او دستخوش تجزیه شده است؛ لیکن می توان پرسید که اگر ابعاد معنوی کسی مورد غفلت قرار گیرد، ابعادی که انسان را به سوی جهان معنوی و الهی اوج می دهد و وجود انسان را توسعه و گسترش می بخشد، آیا کلیت وجود این انسان دچار تجزیه نشده است؟ اینگونه انسانها هر چند به طور موقت از نظر روانی متعادل به نظر می رسند، لیکن از آنجا که شخصیت واقعی آنها دچار تجزیه شده، دیر یا زود بر اثر حوادث و جریانهای اجتناب ناپذیر این جهان، تعادل روان آنها دستخوش تزلزل و تعارضات روانی، خواهد شد. افزون بر این، پاسخ ندادن به این ابعاد و نادیده گرفتن آنها، به طور ناخودآگاه تعادل وجودی انسان را به هم می زند.
5. پرلز هدف گشتالت درمانی را اینگونه معرفی می کند: 1) انسان کلیشه ای را به انسان واقعی مبدل سازد؛ 2) تمام بشریت را به زندگی در زمان حال بازگرداند؛ 3) به آنها بیاموزد که از استعدادهای خود بهره مند شوند. سپس پرلز می افزاید: امروزه امکان دستیابی به این اهداف فراهم است؛ زیرا امروزه به جای آیین پارسایی، اخلاق گرایی و جبرگرایی، لذت گرایی و سرانجام سلامت جویی جایگزین شده است.
از کلمات پرلز بخوبی استفاده می شود که گویا آیین پارسایی و اخلاق گرایی، انسان را به گونه ای کلیشه ای تنزل می دهد و نمی گذارد انسان از استعدادهای خود بهره مند شوند. سپس پرلز می افزاید: امروزه امکان دستیابی به این اهداف فراهم است؛ زیرا امروزه به جای آیین پارسایی، اخلاق گرایی و جبرگرایی، لذت گرایی و سرانجام سلامت جویی جایگزین شده است.
از کلمات پرلز بخوبی استفاده می شود که گویا آیین پارسایی و اخلاق گرایی، انسان را به گونه ای کلیشه ای تنزل می دهد و نمی گذارد انسان از استعدادهای خود بهره مند شود. در مقابل، لذت گرایی و سلامت جویی این امکان را فراهم می سازد که انسان کلیشه ای به انسان واقعی تبدیل شود و بیاموزد که چگونه از استعدادهای خویش بهره مند شود تا به سلامت راه یابد. از این مطالب بخوبی استفاده می شود که تلقی پرلز از آیین پارسایی و یا اخلاق گرایی چیست؛ او می پندارد که انسان با پارسایی و اخلاق گرایی دچار جبر می شود و تبدیل به یک انسان کلیشه ای می گردد و در نتیجه دست از تمام لذایذ دنیوی می شوید و گوشه نشینی برمی گزیند، از فعالیتهای اجتماعی دست می کشد و استعدادهای خویش را به کار نمی گیرد. در حالی که این برداشت از زهد و پارسایی و اخلاق و اخلاق گرایی، نادرست است، ولی متأسفانه در برخی از فرهنگها رایج است و نباید آن را به سایر فرهنگها و جریانهای دینی و اخلاقی سرایت داد. از طرف دیگر فاصله گرفتن از دین و اخلاق چگونه می تواند اهداف فوق را تأمین کند؟ بررسی زندگی انسانهای بهنجار و نابهنجار، گواه روشنی بر این مدعاست که انسانهایی که از دین و اخلاق فاصله گرفته اند آنچنان در بند هوسها و امیال نفسانی گرفتار شده اند که نتوانسته اند به آرمانهای انسانی و معنوی راه یابند و در نتیجه استعدادهای آنان برای رسیدن به کمال دچار رکود و خمودی و سرانجام عدم فعلیت گردیده است. آیا واقعاً انسان بدون دین و پارسایی می تواند کاملاً به سلامت روحی و روانی دست یابد؟ آیا انسان گسیخته از معنویت را این خطر تهدید نمی کند که در وضعیتهای خاصی به حیوانی خطرناک تبدیل شود و هستی خود و دیگران را تهدید کند؟
6. از نظر گشتالت درمانی، بیمار روانی کسی است که از نظم دهی به گشتالتهای ناکامل به ترتیب اولویت عاجز است و توان تشخیص اضطراری ترین آنها را نیز ندارد. به دنبال مطلب فوق آمده که گشتالت درمانگر نمی کوشد که به عمق ناخودآگاه بیمار پی ببرد، بلکه می کوشد از آشکار او مطلع گردد.
در اینجا دو سؤال مطرح است: 1) ملاک اضطراری ترین گشتالتهای ناکامل چیست؟ چرا که این امر با توجه به ذهنیتها و ایدئولوژیهای مختلف می تواند متفاوت باشد. اگر گفته شود که برحسب ذهنیت بیمار باید آن را پیدا و به او کمک کرد، باید گفت گاه این ذهنیت خطاست و یا جامعه و قانون به او اجازه ی تکمیل این گشتالت را نمی دهد که در این صورت باید کاری کرد که این ارزش گذاری بیمار را، تغییر داد تا در نتیجه، آنچه که برای بیمار اضطراری ترین گشتالت ناکامل است، تغییر یابد؛ 2) چرا نباید درمانگر برای درک گشتالتهای ناکامل، به عمق ناخودآگاه برود و او را در این امر یاری کند؟ چه بسا او درگیر همان مسائلی است که نتوانسته به آن پاسخ دهد و به طور ناخودآگاه به صورت عقده در فرد تأثیر گذارده، او را دچار ناهنجاری روانی کرده است. به نظر می رسد در اینگونه موارد باید درگیری فرد را با عقده ها و ناخودآگاه وی حل کرد و او را از آن امور تخلیه کرد، سپس با گشتالتهای ناکامل به طور معقول و واقع بینانه برخورد کرد. البته این بدان معنی نیست که در کشف عقده ها به تحلیلهای غیر واقع بینانه ی روان تحلیلگران پرداخت و از آنها سود جُست.
7. اینکه انسان به عنوان یک ارگانیسم معرفی شده، اگر به این معناست که او از اتحاد و یا وحدت خاصی برخوردار است و نباید بُعد جسمانی و ذهنی و روانی او را از هم تفکیک کرد، مطلب درستی است. لیکن اگر منظور این باشد که انسان موجودی است مادی که در دو سطح عمل می کند، مطلب نادرستی است که در فلسفه ی اسلامی با دلایل متعدد، بطلان آن اثبات شده است. از طرف دیگر، در ذیل این قسمت از متن آمده که «رفتار ذهنی به فعالیت جسمی تغییر شکل می دهد». اگر همانطور که از ظاهر عبارت به دست می آید، منظور این باشد که امر ذهنی حقیقتاً به امر مادی تبدیل می شود، نمی توان پذیرفت؛ زیرا یک امر ذهنی و روانی که از تجرد برخوردار است،‌ به هیچوجه نمی تواند به فعالیت جسمی تغییر شکل دهد. آری! در امثال مواردی که در متن اشاره شده است، می توان گفت که نفس (روان) اگر بخواهد در دو جبهه به طور کامل درگیر شود، مشکل خواهد داشت. بدین ترتیب، آن وقت که نفس درگیر رفتارهای بدنی است، از تمرکزش نسبت به رفتارهای روانی کاسته می شود و آنگاه که مشغول کارهای روانی است، نمی تواند در بُعد رفتارهای بدنی و فیزیکی فعال باشد؛ هر چند معمولاً در هر دو مورد، بُعد دیگر هم به گونه ای فعال است، لیکن این امر، محدود به اندازه ی نیاز است.
8. اگر انسان فقط به عنوان موجودی مادی با محیط فیزیکی و اجتماعی ارتباط داشت، می توانستیم مرز تماس را تنها بین فرد و محیط در نظر بگیریم؛ ولی با توجه به اینکه انسان همانطور که با محیط خویش در ارتباط است، با جهان ماورای طبیعت نیز مرتبط است، باید مرز تماس وی را گسترش داد تا جهان ماورای طبیعت را نیز شامل شود و از اینجاست که انسان در برابر خدای خود عبادت می کند، با او مناجات می کند، برای او قیام و ایثار می کند، به او نزدیک می شود، و حتی این ارتباط شئون دیگر وی را نیز تحت الشعاع قرار می دهد و روابط وی با محیط را بر اساس دستورات خداوند و نزدیکی به او سازمان می بخشد.
9. در ذیل عنوان کلیدِ درمان: «حالا» و «اینجا» نکاتی آمده که قابل توجه است: 1) به حق باید گفت شعار «حالا» و «اینجا» کلید خوبی برای دستیابی به درمان است. در روایات اسلامی بر این نکته تأکید شده که زمان حال را غنیمت بدانید و فرصتها را که همچون ابرها در حرکتند و از دست می روند، مغتنم بدارید. در شعری که به حضرت علی علیه السلام منسوب است آمده که: «گذشته، گذشته است، و آینده هم هنوز نیامده، پس فرصت را در لحظه ای که بین دو نیستی (گذشته، آینده) قرار گرفته، غنیمت بشمارید». چه بسا انسانهایی که همواره عمر خود را در افسوس و اندوه برگذشته و ترس و یا امید کاذب نسبت به آینده می گذرانند و نمی دانند که آنچه اهمیت دارد و می تواند در حال و آینده مفید باشد،‌ استفاده از فرصت، در زمان حال است. پس افسوس بر گذشته و ترس از آینده و یا امید کاذب نسبت به آن، شیوه ی انسانهای عاقل نیست. 2) «خودآگاهی» نیز نقش بسیار خوبی در شناخت ناهماهنگیهای روانی و ناهنجاریهای آن ایفا می کند. اینکه انسان بداند در چه موقعیتی قرار گرفته و به کارها و امور خود توجه کند و از آنها آگاهی بیشتری بیابد، تأثیر بسیار خوبی در رفع ناهنجاریها دارد؛ چرا که نارساییها و کمبودها را شناسایی کرده و درصدد جبران آنها برمی آید. 3) توجه به مسئولیت فردی و اعتقاد به این دیدگاه که انسان مسئول خویش است و می تواند سرنوشت خود را رقم زند و توان آن را هم دارد و همینطور توجه دادن بیمار به مسئولیت فردی خویش و اینکه او خود می تواند به موفقیت راه یابد و اوست که مسئول فعالیتها و رفتار خویش است، در موفقیت فرد و رفع ناهنجاریهای خود، نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. حال، اگر فرد را در کارهایش مسئول ندانیم و یا به او چنین القا کنیم که او مسئول اعمالش نیست، او رفع ناهنجاریهای خویش را از دیگران می خواهد و البته دیگران نیز نمی توانند در این امر موفق شوند. اگر هم به گونه ای او را در موفقیتهایی قرار دهیم تا بتوانیم قدری از مشکلات روانی او را کاهش دهیم، باز هم امکان برگشت به حالت گذشته وجود دارد.
منبع مقاله: شکرکن، حسین و دیگران، (1372) مکتبهای روانشناسی و نقد آن (جلد دوم)، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، مرکز تحقیق و توسعه ی علوم انسانی، چاپ ششم 1390.

بازگشت به وبلاگ اصلی دانلود رایگان پایان نامه





نوع مطلب : گشتالت درمانی پرلز، 
برچسب ها : پرلز، پلز، گشتالت درمانی،
لینک های مرتبط :


   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات